Post #27352
649
Channel Public Channel
سآ سآࢪگلِ مَطࢪود ،
@duiners
- Subscribers
- 5.32K
- Photos
- 488
- Videos
- 186
- Links
- 24
Showing posts older than #27365 · Back to latest
Older Posts 20 shown
Post #27350
651
Post #27349
654
آدمای گذشتهام که ممکنه همین الان هم وجود داشته باشن بدون استثنا مضحکان. ترجیحاً
" بدون استثنا "
" بدون استثنا "
Post #27348
626

Post #27338
569
خدایی من هرسری از یکی توقع داشتم تهش کیرشدم
Post #27334
559
از اون آدمهایی شدم که بین کم و هیچی، هیچی رو انتخاب میکنم، دیگه نه توان آدمهای نصف و نیمه رو دارم، نه رفاقتهای یکی دو روزه، نه هر نوع رابطه انسانی نصف و نیمه، ترجیحم اینه نداشته باشمشون، نداشتن خیلی از چیزها بهتر از نصف و نیمه داشتنشونه مخصوصا آدمها.
Post #27333
501
Forwarded from ? 月狂い (Parnia)
قربانت بروم، فرقی ندارد چه ساعت از شبانه روز باشد صدایت را که میشنوم، خورشید در دلم طلوع میکند.
Post #27311
535
سآࢪگلِ مَطࢪود ، me and him 💞

Post #27301
485
خوابیدن خیلی وقته از نقطه روتینم خارج شده، صرفاً یک ابزار برای حجم بسیار زیادی از تخلیه روانیه که شاید هرچندوقت یک بار ازش استفاده کنم.
Post #27298
476

Post #27214
550
Post #27213
703
Post #27185
492
Post #27184
486
سآࢪگلِ مَطࢪود ، - اینکه عشق بدی و عشق نگیری اذیت کننده بود اینکه صدباشی و صفر تحویل بگیری ازار دهنده بود؛ ولی با همه اینا من بازم همه زورم و زدم و برگشتم، همیشه فکر میکردم که من خراب کردم ولی تهش هربار برگشتم و نگاه کردم دیدم چقدر اذیت شدم واسه چیزی که نقصیر من نبوده. +…06Arianfar
Post #27183
651
سآࢪگلِ مَطࢪود ، Photo
- اینکه عشق بدی و عشق نگیری اذیت کننده بود اینکه صدباشی و صفر تحویل بگیری ازار دهنده بود؛ ولی با همه اینا من بازم همه زورم و زدم و برگشتم، همیشه فکر میکردم که من خراب کردم ولی تهش هربار برگشتم و نگاه کردم دیدم چقدر اذیت شدم واسه چیزی که نقصیر من نبوده.
+ دل کندن از تویی که یروزی همه چیز من بودی، تویی که یدونه ی من بودی سخته و احتمالانم قرار نیست هیچوقت از پسش بر بیام، اما منم دیگه خیلی خستم، از منتظر بودن واسه درست شدن وضعیتمون خستم، من خستم از صد بار خدافظی کردن و صد و یک بار پشیمون شدن.
+ دل کندن از تویی که یروزی همه چیز من بودی، تویی که یدونه ی من بودی سخته و احتمالانم قرار نیست هیچوقت از پسش بر بیام، اما منم دیگه خیلی خستم، از منتظر بودن واسه درست شدن وضعیتمون خستم، من خستم از صد بار خدافظی کردن و صد و یک بار پشیمون شدن.
Post #27182
446

Post #27097
578
سآࢪگلِ مَطࢪود ، فقط یک بار دیگه شنوندهی سکوتهام باش. نه برای اینکه دلم برات تنگ شده، برای اینکه هنوز خودمو بین طنین صدای نبودنت گم میکنم. انگار هرچی ازت فاصله گرفتم، بیشتر توی رگههام پخش شدی. من فقط میخواستم فراموشت کنم، نه اینکه هر گوشه از ذهنم تبدیل بشه به نسخهای…
"میدونم که توهم نمیخوای فراموشت کنم.
انگار یجور مرض مشترکه بینمون، یه زخم که نه میخوای خوب شه، نه من بلدم روش دست نذارم. تو رفتی، ولی انگار هربار که نفس میکشم، بخشی از هوا هنوز با بوی تو قاطیه. حتی ساکت که میشم، صدای قدمهات بین ذهنم راه میره، مثل یه روح که نمیدونه مرده یا فقط جا مونده.
میخواستم تمومت کنم، ولی لعنت به این تموم کردنایی که فقط شکل درد رو عوض میکنن. حالا به جای دلتنگی، یه خلأ دارم که هرچقدر پرش میکنم، باز صدای تو از تهش درمیاد. یه وقتایی فکر میکنم شاید تو واقعا رفتهای، ولی اثر بودنت مثل سمِ شیرین تو رگههام مونده، جوری که بدنم هنوزم فکرمیکنه تو اینجایی.
میدونی درد واقعی کجاست؟ اونجایی که بعد از این همه وقت هنوز وقتی میخوام یه آدم جدید رو نگاه کنم، ذهنم دنبال چشمهای تو میگرده. هنوز وقتی کسی اسمم رو صدا میزنه، یه لحظه انتظار دارم تُن صدای تو باشه. هنوز وقتی یه آهنگ غمگین پخش میشه، ناخودآگاه دلم میخواد توضیحش بدم برات، همونطور که همیشه گوش میدادی.
من نمیخوام اینجوری بمونم، ولی هربار که سعی میکنم ازت جدا شم، یه تیکه از خودمو جا میذارم. تو فقط رفتی، اما من هنوز دارم میرم، هر روز یه ذره، با هر یادآوری، با هربوی آشنایی، با هر شبِ لعنتی که اسم تو تو ذهنم تکرار میشه.
میدونم تو هم نمیخوای فراموشت کنم، چون اگه میخواستی، انقدر ظرافت نمیذاشتی تو نبودنت.
تو رفتی، ولی ردت مثل یه سایهی زنده، هنوزم با من راه میره.
و من میخوام یروز ازت رد بشم
بدون اینکه حس کنم یه تکهم جا میمونه"
انگار یجور مرض مشترکه بینمون، یه زخم که نه میخوای خوب شه، نه من بلدم روش دست نذارم. تو رفتی، ولی انگار هربار که نفس میکشم، بخشی از هوا هنوز با بوی تو قاطیه. حتی ساکت که میشم، صدای قدمهات بین ذهنم راه میره، مثل یه روح که نمیدونه مرده یا فقط جا مونده.
میخواستم تمومت کنم، ولی لعنت به این تموم کردنایی که فقط شکل درد رو عوض میکنن. حالا به جای دلتنگی، یه خلأ دارم که هرچقدر پرش میکنم، باز صدای تو از تهش درمیاد. یه وقتایی فکر میکنم شاید تو واقعا رفتهای، ولی اثر بودنت مثل سمِ شیرین تو رگههام مونده، جوری که بدنم هنوزم فکرمیکنه تو اینجایی.
میدونی درد واقعی کجاست؟ اونجایی که بعد از این همه وقت هنوز وقتی میخوام یه آدم جدید رو نگاه کنم، ذهنم دنبال چشمهای تو میگرده. هنوز وقتی کسی اسمم رو صدا میزنه، یه لحظه انتظار دارم تُن صدای تو باشه. هنوز وقتی یه آهنگ غمگین پخش میشه، ناخودآگاه دلم میخواد توضیحش بدم برات، همونطور که همیشه گوش میدادی.
من نمیخوام اینجوری بمونم، ولی هربار که سعی میکنم ازت جدا شم، یه تیکه از خودمو جا میذارم. تو فقط رفتی، اما من هنوز دارم میرم، هر روز یه ذره، با هر یادآوری، با هربوی آشنایی، با هر شبِ لعنتی که اسم تو تو ذهنم تکرار میشه.
میدونم تو هم نمیخوای فراموشت کنم، چون اگه میخواستی، انقدر ظرافت نمیذاشتی تو نبودنت.
تو رفتی، ولی ردت مثل یه سایهی زنده، هنوزم با من راه میره.
و من میخوام یروز ازت رد بشم
بدون اینکه حس کنم یه تکهم جا میمونه"
Post #27069
437
قفلی زدم رواهنگه🫶
Post #27061
445
Post #27055
609
ناگهان جملهی "کاش هیچوقت باهاش اشنا نمیشدم" از دهنم بیرون اومد و این تعجب آور بود چون قبلا برام یه هدیه از طرف زندگی بود.