ترس شاید از جایی شروع شده که تو خبر نداری شاید بخاطر این بوده که تو به خودت فرصت ندادی یا نتونستی ریسک کنی. ترسیدی بهت حرف بزنن و مسخرت کنن اما این ترس هایی که تو سال کنکورت داری بنظرت اگه بخوای بازم مثل قبل نری جلو و بترسی!
اینکه بترسی با واقعیت روبه رو بشی از اینکه موقع نتایج بهت حرف بزنن نمیترسی؟
میخوای بگی من ترسیدم آزمون بدم؟ ترسیدم شروع کنم ؟
به این فکر کردی؟
هرکاری اولش فکر و خیال داره اما امسال چیزی که میدونی باید انجام بدی ولی بترسی و انجامش ندی، بهش فکر کردی میخوای چیکار کنی؟ اینکه از آزمون دادن بترسی چون نتیجه ات بد بشه
میدونی خیلی اشتباهه؟ اینکه بگی من پایه ام ضعیفه پس شروع کردنم بی فایده است به نظر خودت معنا داره؟ تو شروع کردی چند ماه مستمر درس بخونی که بگی میشه یا نه؟
اینکه ریاضیم ضعیفه پس تا آخر هم ضعیف میمونه؟
از خودت بپرس تاحالا چند ماه شده مستمر برای یک کار انجام بدی ولی نتیجه شو نبینی؟
تو تاحالا نشستی و تمام توانت رو بزاری و نشه؟
تو اگه با این ذهنیت ها شروع کنی نتیجه ای نخواهی گرفت اولین کاری که باید انجام بدی اینه این فکرو تمومش کنی این توهم ذهنی رو کنار بزاری
الان وقتشه این ترس رو بشکنی
وقتشه شروع کنی
وقتشه اون درسی که ضعیفی رو نجات بدی حتی اگه منفی هستی!
Post #459
1.58K