کنشگری مدنی در حوزه های علم و پژوهش، فرهنگ و اخلاق، اجتماع و سیاست
□ این کانال توسط ادمین اداره میشود □
Post #3210
103
قدرناشناسی از جوانان!
☝️در این فیلم، درددل یک جوان نخبه سیستانی را دیدید و شنیدید!
نهتنها از جوانان ایرانی توسط حکومت قدرشناسی نمیشود، بلکه فرصتهای شغلی، اجرایی و اجتماعی و مدیریتی را از آنان دریغ میکنند و خودشان هم قصد خداحافظی از پستومقام و واگذاری مسئولیت اداره بهتر کشور به جوانان را ندارند، آنها به قدرت و رانتهایش عادت کردهاند و نمیتوانند مزهی شیرین آن را از دست بدهند! جوانان نیز یا بیکار و سرخورده، یا جذب کشورهای خارجی میشوند و یا در معرض آسیبهای اجتماعی قرار میگیرند!
در سالهای اول انقلاب، اینگونه نبود که مسئولیتها در انحصار سالمندان و کهنسالان باشد و تا لحظه موت آنها را رها نکنند!
برای نمونه، خود من در ۳۰ سالگی (۱۳۶۰) رئیس دانشگاه بودم، در ۳۱ سالگی (۱۳۶۱) به نمایندگی مردم شیراز انتخاب شده و به مجلس اول رفتم، در ۳۸ سالگی(۱۳۶۸) و ۴۶ سالگی (۱۳۷۶) وزیر علوم شدم، در ۴۸ سالگی (۱۳۷۸) در اعتراض به خشونت نسبت به جوانان دانشجو استعفا کردم که پذیرفته نشد، و در نهایت چون لایحه قانونی پیشنهادیام برای ایجاد تحول ساختاری در آموزشعالی به سدّ و مانع شورای نگهبان برخورد کرد و متوقف شد، در ۵۲ سالگی (۱۳۸۲) عطای وزارت را به لقایش بخشیدم، از دولت خارج شدم و در جامعه مدنی تا این زمان فعالیت نمودهام.
✔️ایران در حال عبور از یک فرصت تاریخی پنجره جمعیتیDemographic Window) of Opportunity) به سمت سالمندی سریع جمعیتی است.
✔️اکنون ۶۹٪ جمعیت کشور در سن ۱۵ تا ۶۴ سال، یعنی در دوره جوانی و کار و تلاش قرار دارد.
✔️برای تبدیل نیروی انسانی جوان و کارآمد به سرمایههای علمیوفنّی، اقتصادی، و فرهنگی، و پیشرفت ایران، حداقل پنج شرط زیر ضروری است:
۱-اشتغال مولد و پایدار برای جوانان؛
۲-پیوند واقعی دانشگاه با اقتصاد(با تحول ساختاری آموزشعالی و در ساختار دولت)؛
۳-مشارکت اقتصادی بیشتر زنان (با رفع تبعیض)؛
۴-سلامت و بهرهوری نیروی کار با آموزش و مهارتافزائی؛
۵-ثبات سیاسی، حکمرانی کارآمد، و امنیت برای سرمایهگذاری و کارآفرینی.
☝️در این فیلم، درددل یک جوان نخبه سیستانی را دیدید و شنیدید!
نهتنها از جوانان ایرانی توسط حکومت قدرشناسی نمیشود، بلکه فرصتهای شغلی، اجرایی و اجتماعی و مدیریتی را از آنان دریغ میکنند و خودشان هم قصد خداحافظی از پستومقام و واگذاری مسئولیت اداره بهتر کشور به جوانان را ندارند، آنها به قدرت و رانتهایش عادت کردهاند و نمیتوانند مزهی شیرین آن را از دست بدهند! جوانان نیز یا بیکار و سرخورده، یا جذب کشورهای خارجی میشوند و یا در معرض آسیبهای اجتماعی قرار میگیرند!
در سالهای اول انقلاب، اینگونه نبود که مسئولیتها در انحصار سالمندان و کهنسالان باشد و تا لحظه موت آنها را رها نکنند!
برای نمونه، خود من در ۳۰ سالگی (۱۳۶۰) رئیس دانشگاه بودم، در ۳۱ سالگی (۱۳۶۱) به نمایندگی مردم شیراز انتخاب شده و به مجلس اول رفتم، در ۳۸ سالگی(۱۳۶۸) و ۴۶ سالگی (۱۳۷۶) وزیر علوم شدم، در ۴۸ سالگی (۱۳۷۸) در اعتراض به خشونت نسبت به جوانان دانشجو استعفا کردم که پذیرفته نشد، و در نهایت چون لایحه قانونی پیشنهادیام برای ایجاد تحول ساختاری در آموزشعالی به سدّ و مانع شورای نگهبان برخورد کرد و متوقف شد، در ۵۲ سالگی (۱۳۸۲) عطای وزارت را به لقایش بخشیدم، از دولت خارج شدم و در جامعه مدنی تا این زمان فعالیت نمودهام.
✔️ایران در حال عبور از یک فرصت تاریخی پنجره جمعیتیDemographic Window) of Opportunity) به سمت سالمندی سریع جمعیتی است.
✔️اکنون ۶۹٪ جمعیت کشور در سن ۱۵ تا ۶۴ سال، یعنی در دوره جوانی و کار و تلاش قرار دارد.
✔️برای تبدیل نیروی انسانی جوان و کارآمد به سرمایههای علمیوفنّی، اقتصادی، و فرهنگی، و پیشرفت ایران، حداقل پنج شرط زیر ضروری است:
۱-اشتغال مولد و پایدار برای جوانان؛
۲-پیوند واقعی دانشگاه با اقتصاد(با تحول ساختاری آموزشعالی و در ساختار دولت)؛
۳-مشارکت اقتصادی بیشتر زنان (با رفع تبعیض)؛
۴-سلامت و بهرهوری نیروی کار با آموزش و مهارتافزائی؛
۵-ثبات سیاسی، حکمرانی کارآمد، و امنیت برای سرمایهگذاری و کارآفرینی.


