چراغ ها را روشن کنید(۲)
در جنوب شهر بیشتر مغازه ها حتی زیر بمب و موشک بازند لابد یا کفگیر این مردم بر عکس شمال شهری ها به ته دیگ خورده است یا پول اجاره کردن ویلا در شمال را ندارند یا فامیل هایشان در دهات جوابشان کرده اند.
شب چهلم است ..
چند ساعت مانده به پایان اولتیماتوم!
همه مان حمام میرویم پاورشارژها فول هستند و موبایلها به برق!
برای اولین بار آسپرین میخورم حس میکنم فردا صبح ممکن است سکته کنم.
موبایلم را چکمیکنم رجزخوانی ها ادامه دارد ...
صبح شده..
اولتیماتوم آن دیوانه ساعت ۴و نیم بوده
.با ترس و لرز چراغ ها را روشن میکنم روشن میشوند...
سراغ موبایلم میروم..
آتش بس شده!
گریه ام می گیرد..
مرد که گریه نمی کند..
نمیدانم از خوشحالیست یا بغضیست که ترکیده یا از خشم است؟ خشم ازین که چرا در این گوشه از دنیا داشتن یک زندگی معمولی باید اینقدر سخت باشد انقدر سخت که ادم وقتی به ان میرسد از خوشحالی باید گریه اش بگیرد؟
کتری را برق میزنم چای را دم میکنم دوش می گیرم چراغ ها را روشن میکنم
چراغ ها را روشن میکنم با اینکه خورشید در آمده و اتاق روشن است.
دلم میخواهد باران را زودتر بیدار کنم و به او بگویم دینا را به زودی می بینی آتش بس شده ولی دلم نمیآید خوابش را خراب کنم.
ماشین را که از پارکینگ بیرون می آورم چشمم به یاس آبشاری گوشه حیاط می افتد پر از گل است معلوم است که یک هفته ای هست که گل داده پس چرا ندیده بودمش؟
چقدر هوا خوب است شیشه ماشین را تا ته میدهم بیرون ریه هایم را پر میکنم انگار روزهاست نفس نکشیده ام
عجب بهاری ست حیف که لذت رگبارها و رعد و برق هایش با صدای بمب ها قاطی پاتی و خراب شدند.
سر راه عده ای در میدان جمع شده اند و پرچم تکان میدهند و شعارهایی میدهند که وزن و قافیه ندارد ولی ظاهرا انتظار دارند تا پیروزی کامل بر کل دنیا جنگ ادامه یابد!
بغضم می گیرد یاد عسلویه و فولاد مبارکه و پتروشیمی ماهشهر و پل بی دو می افتم و یاد این حرف ناپلئون که گفته بود اگر چند بار دیگر اینطوری پیروز شویم چیزی ازمان نمی ماند.
یاد این چهل روز جنگ که هر روزش به این امید از خواب بلند میشدم که چراغها روشن بمانند و بچه ها مدرسه شان باز شود و باران دوستش دینا را ببیند و دیگر ۶ صبح چراغ ها را چک نکنم و تمام کانالهای خبری بله را از گوشی امپاک کنم و هر روز نگران پایین آمدن عقربه بنزین ماشینم نباشم و با هر صدای بادی از جا نپرم و در یککلام مثل ادم یک ادم معمولی زندگی کنم.
بله ایران گرفتار دیوانه های جنایتکاری شده که زبان آدم سرشان نمیشود کاری هم به بهانه هایی که به دست این دیوانه ها دادیم ندارم فعلا کشورمان را با چنگ و دندان لااقل از بی برقی و قحطی و به قول آن روانی، عصر حجری شدن نجات داده ایم ولی ازین به بعد چه؟
بیشتر ما مردم فقط یک زندگی معمولی میخواهیم نه اهل مبارزه هستیم نه جراتش را داریم نه توانش را!
اگر مرد جنگ و مبارزه بودیم دکتر و مهندس و نجار و کشاورز و کارمند و معلم و شاعر و دانشجو نمیشدیم!
جنگیدن کار ما نیست ما باید زندگی کنیم تا کشور پیشرفت کند ما باید طبابت کنیم به بچه های مردم درس بدهیم پل و جاده و کارخانه بسازیم نان و گوشت و موبایل بفروشیم ما مردم معمولی هستیم و زندگی معمولی می خواهیم دلمان میخواهد بچه هایمان مثل همه بچه های عالم در امنیت به مدرسه بروند بدون اینکه بمب رو سرشان بیفتد و شمایی که مرد جنگید و خوب هم جنگیدید باید بجنگید تا ایران ما، ایران بچه ها ی ما و شما در صلح زندگی کنند تا ایران جای صلح و زندگی باشد صلحی که در آن بزرگ و قوی شود و ببالد و رشد کند.
این صلح که با خونها و فداکاری های مردان جنگی و تحمل و زجر ما مردم معمولی حاصل شده باید پایدار بماند.
دیگر نباید هرگز و هرگز به دیوانه ها و جنایتکاران و دشمنان ایران بهانه داد.
چنگیزی که پشت مرزهای ماست نه تنها وحشی تر و قوی تر از چنگیز مغول است بلکه اینبار دیوانه و کودک هم هست.
با این کودک وحشی نابالغ باید روانشناسانه و بالغانه رفتار کرد همان کاری که بزرگمهر ها و خواجه نظام الملک ها و قوام السلطنه ها در تاریخ ایران کرده اند.
اگر این کودک قدرتمند با یک آب نبات خام میشود چرا یک کوه آب نبات به او نمیدهید؟
انهایی که می گویند برای ما و برای ایران خوب جنگیده اند نباید فراموش کنند که خوب هم باید صلح کنند زیرا که تنها صلحست که سرآغاز زندگی و بالندگی ست.
چراغهای ایران همیشه و تا ابد باید روشن بماند. کارخانه ها و جاده ها و نیروگاه ها و مدرسه ها و کافه ها و سینماها و مسجدها و امامزاده های ایران مال همه ماست و چراغ همه شان تا ابد برای بچه های ما چه انها که پدرانشان مرد جنگند چه انها که مرد و زن صلحند باید روشن بماند.
ایران مال همه ماست چراغهایش را روشن نگه داریم
هم چراغ کعبه هایش را هم چراغ بتخانه هایش را!
که
از یک چراغ کعبه و بتخانه روشن است
https://t.me/draboutorab
Post #945
3.78K
Telegram مخ نویس گپی در مورد مغز ، تکامل و انسان
Rezaaboutorab55@yahoo.com
- ❤ 67
- 👍 18
- 👎 7
- 😭 5
- 🕊 2
- 👏 1