آنچە می اندیشم و می نویسم یا می پسندم و بازنشر می کنم!
-دبیر فیزیک و دکترای فیزیک هستەای
- سفیر انجمن آموزش علوم اروپا Scientix در ایران
ارسال مطالب جالب و مفید، نظر ، وپیشنهاد و انتقاد:
@soleiman_rasouli
Post #2764
57
اول مهر متفاوت برای دانشآموزانی که زبان مادریشان فارسی نیست.
✏️عصرایران؛ رضا غبیشاوی
آغاز سال تحصیلی برای دانشآموزان مناطق دوزبانه به ویژه در نخستین سال تحصیلی، فضایی متفاوت با دانشآموزان مناطق تک زبانه در ایران رقم میزند.
منظور از مناطق دو زبانه، مناطقی است که زبان اصلی آنها غیرفارسی است. مثل مناطقی که مردم آنها به زبان کردی، ترکی، بلوچی، عربی، لری و ... صحبت میکنند. در ایران بر اساس آمارهای شبه رسمی و غیررسمی موجود، زبان مادری قریب به نیمی از مردم ایران غیر از فارسی است.
در روز اول مهر و آغاز سال تحصیلی در کلاس اول ابتدایی، سایر دانشآموزان نوشتن فارسی را میآموزند اما در مناطق دوزبانه و غیرفارسی زبان، دانشآموزان هم باید یک زبان جدید (زبان فارسی) را بیاموزند و هم نوشتن آن را یاد بگیرند و قطعاً این روند بسیار سخت و دشوار است.
شاید به همین دلیل باشد که آمار افت یا ترک تحصیل در مناطق غیرفارسی زبان بیشتر از مناطق فارسی زبان است زیرا دانشآموزان در آن مناطق باید یک زبان جدید و نوشتن و خواندن آن را یاد بگیرند اما در دیگر مناطق دانشآموزان زبانی را که بلد هستند و معنی کلمات آن را میدانند، نوشتنش را هم یاد میگیرند.
علاوه بر این، در مناطق دوزبانه، زبان اصلی دانشآموزان غیرفارسی است. او با زبان دیگری صحبت میکند، محبت میکند، ارتباط برقرار میکند و احساس میورزد. این دانشآموز نمیتواند در بدو امر، به زبانی غیر از زبان اصلی خود، خلاقیتهای فکری، ادبی و زبانی داشته باشد.
این موضوع در سایر ارتباطات معلم که به زبان فارسی سخن میگوید و دانشآموزانی که زبان فارسی نمیدانند هم مشکلات بسیاری را در آموزش سایر درسها ایجاد میکند.
متاسفانه بسیاری از مردم عادی و حتی مقامات و نخبگان از این موضوع بسیار مهم آگاه نیستند به همین دلیل برای حل این مشکل بزرگ، راهحلی دیده نمیشود.
به یاد داشته باشیم ایران میان کشورهای خارومیانه، شمال آفریقا، اروپا و آسیای میانه دارای بیشترین تعداد زبان در محدوده مرزهای یک کشور است و هیچ کشوری را در این مناطق نمیتوان یافت که این تعداد زبان داشته باشد.
در کشورهای دیگر که دارای تنوع زبانی هستند ( از جمله هند، سوئیس، عراق، افغانستان، اتریش و بلژیک) دولت آموزش به زبان مادری را در مدارس را تسهیل میکند.
از دولت در ایران انتظار میرود با بررسیهای تخصصی و اجرای برنامههایی، شیوه آموزش در مناطق دو زبانه را تغییر دهد و راهحلی برای این مشکل بیابد تا هم زبان فارسی بهعنوان زبان رسمی آموزش داده شود و هم دوگانگی زبانی برای دانشآموزان ابتدایی مشکل ساز نشود.
شاید یکی از راهحلها، استفاده از الگوی مورد استفاده در مدارس تطبیقی تهران باشد.
در این مدارس دانشآموزانی که به دلیل زندگی و تحصیل در خارج از کشور، به زبان فارسی مسلط نیستند و زبان فارسی بلد نیستند به شیوه متفاوتی از سایر دانشآموزان، آموزش مییابند.
درخواست نگارنده نه حذف زبان فارسی در مدارس دو زبانه، بلکه تغییر شیوه آموزش زبان فارسی در کنار آموزش زبان مادری است.
زبان فارسی تنها یک یا چند ساعت درسی در برنامه هفتگی یک مدرسه نیست. زبان، وسیله ارتباطی است که در نبود آن آموزش دیگر درسها مانند علوم، ریاضی و اجتماعی نیز ناممکن خواهد شد.
✏️عصرایران؛ رضا غبیشاوی
آغاز سال تحصیلی برای دانشآموزان مناطق دوزبانه به ویژه در نخستین سال تحصیلی، فضایی متفاوت با دانشآموزان مناطق تک زبانه در ایران رقم میزند.
منظور از مناطق دو زبانه، مناطقی است که زبان اصلی آنها غیرفارسی است. مثل مناطقی که مردم آنها به زبان کردی، ترکی، بلوچی، عربی، لری و ... صحبت میکنند. در ایران بر اساس آمارهای شبه رسمی و غیررسمی موجود، زبان مادری قریب به نیمی از مردم ایران غیر از فارسی است.
در روز اول مهر و آغاز سال تحصیلی در کلاس اول ابتدایی، سایر دانشآموزان نوشتن فارسی را میآموزند اما در مناطق دوزبانه و غیرفارسی زبان، دانشآموزان هم باید یک زبان جدید (زبان فارسی) را بیاموزند و هم نوشتن آن را یاد بگیرند و قطعاً این روند بسیار سخت و دشوار است.
شاید به همین دلیل باشد که آمار افت یا ترک تحصیل در مناطق غیرفارسی زبان بیشتر از مناطق فارسی زبان است زیرا دانشآموزان در آن مناطق باید یک زبان جدید و نوشتن و خواندن آن را یاد بگیرند اما در دیگر مناطق دانشآموزان زبانی را که بلد هستند و معنی کلمات آن را میدانند، نوشتنش را هم یاد میگیرند.
علاوه بر این، در مناطق دوزبانه، زبان اصلی دانشآموزان غیرفارسی است. او با زبان دیگری صحبت میکند، محبت میکند، ارتباط برقرار میکند و احساس میورزد. این دانشآموز نمیتواند در بدو امر، به زبانی غیر از زبان اصلی خود، خلاقیتهای فکری، ادبی و زبانی داشته باشد.
این موضوع در سایر ارتباطات معلم که به زبان فارسی سخن میگوید و دانشآموزانی که زبان فارسی نمیدانند هم مشکلات بسیاری را در آموزش سایر درسها ایجاد میکند.
متاسفانه بسیاری از مردم عادی و حتی مقامات و نخبگان از این موضوع بسیار مهم آگاه نیستند به همین دلیل برای حل این مشکل بزرگ، راهحلی دیده نمیشود.
به یاد داشته باشیم ایران میان کشورهای خارومیانه، شمال آفریقا، اروپا و آسیای میانه دارای بیشترین تعداد زبان در محدوده مرزهای یک کشور است و هیچ کشوری را در این مناطق نمیتوان یافت که این تعداد زبان داشته باشد.
در کشورهای دیگر که دارای تنوع زبانی هستند ( از جمله هند، سوئیس، عراق، افغانستان، اتریش و بلژیک) دولت آموزش به زبان مادری را در مدارس را تسهیل میکند.
از دولت در ایران انتظار میرود با بررسیهای تخصصی و اجرای برنامههایی، شیوه آموزش در مناطق دو زبانه را تغییر دهد و راهحلی برای این مشکل بیابد تا هم زبان فارسی بهعنوان زبان رسمی آموزش داده شود و هم دوگانگی زبانی برای دانشآموزان ابتدایی مشکل ساز نشود.
شاید یکی از راهحلها، استفاده از الگوی مورد استفاده در مدارس تطبیقی تهران باشد.
در این مدارس دانشآموزانی که به دلیل زندگی و تحصیل در خارج از کشور، به زبان فارسی مسلط نیستند و زبان فارسی بلد نیستند به شیوه متفاوتی از سایر دانشآموزان، آموزش مییابند.
درخواست نگارنده نه حذف زبان فارسی در مدارس دو زبانه، بلکه تغییر شیوه آموزش زبان فارسی در کنار آموزش زبان مادری است.
زبان فارسی تنها یک یا چند ساعت درسی در برنامه هفتگی یک مدرسه نیست. زبان، وسیله ارتباطی است که در نبود آن آموزش دیگر درسها مانند علوم، ریاضی و اجتماعی نیز ناممکن خواهد شد.



