دکتر رضا خبازها در نشست تخصصی «از حیدربابا تا خراسان؛ شعر فارسی به مثابه سرمایه هویتی و ابزار دیپلماسی فرهنگی» که در مؤسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن برگزار شد تبیین کرد:
هندسه زبانی و اصالت عاطفی غزل شهریار؛ تلفیق فصاحت کهن با پرسونای رندانه
🔻تقلیل شعر شهریار به زندگینامهنویسیهای سطحی، مانع از درک نبوغ زیباشناختی اوست. خوانش ساختارگرایانه نشان میدهد غزل او نه مرثیهسرایی منفعل، بلکه برآمده از مهندسی دقیق کلام و خلق «پرسونای شعری» استوار است.
🔻 او در شاهکارهایی چون «تو بمان و دگران» و «یار و همسر نگرفتم»، سنت «واسوخت» و فصاحت کهن را با نحو محاورهای تهران و مفاخرهای سرشار از عزتنفس و استغنا پیوند میزند.
🔻اصالت عاطفی کلام شهریار پادزهری در برابر رمانتیسم تصنعی زمانه است؛ زیرا سوز شعر او ریشه در تجربه زیسته، تنگدستی و تبعید واقعی دارد. این رنجهای انضمامی در آمیزش با رندی حافظگونه و بلاغت کلاسیک، آثاری پدید آورده که همزمان آینهدار عواطف تودهها و مظهر والای زیباییشناسی ادب فارسی است.
───@diyarekohan───
Post #1394
13
