چرا سیاستهای شکستخورده، بارها تکرار میشوند و همچنان بر تداوم آنها پافشاری میشود؟
دکتر فرشاد مؤمنی در این بخش،از یکی از مسائل بنیادین اقتصاد سیاسی و ادبیات توسعه، یعنی «تعارض منافع»،سخن میگوید؛ مسئلهای که به باور متفکران بزرگ توسعه، ارتباط مستقیمی با توانمندی نهادهای یک کشور در همراستا کردن منافع فردی و جمعی دارد.
وقتی ترتیبات نهادی بهگونهای شکل میگیرند که منافع گروهی کوچک را تأمین و به منافع اکثریت جامعه و فرصتهای نظام ملی آسیب وارد میکنند،مسئله فساد به یکی از مهمترین دلایل و جلوههای تعارض منافع تبدیل میشود.
اما آیا از «تعارض منافع» وضعیت بدتری هم وجود دارد؟
مؤمنی با اشاره به تجربه کشورهای پس از فروپاشی بلوک شرق،از مفهومی فراتر سخن میگوید: «تسخیر ساختار قدرت به دست مافیاها و الیگارشها».
در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان صرفاً با مفاهیم متعارفِ ناکارآمدی «دولت» و «بازار» وضعیت موجود را توضیح داد؛ چراکه در پشت صحنه، کانونهای قدرت و ثروتی قرار دارند که میتوانند بر فرایندهای تصمیمگیری و تخصیص منابع اثر بگذارند و حتی ساختارهای ظاهراً دولتی یا خصوصی را در خدمت منافع خود قرار دهند.
۱۹ شهریورماه ۱۴۰۵
Post #6451
3.12K