بینالود ایران استمسعود امیرزاده
تصاویر تکان دهنده بود در میانه آن پوشش گیاهی حیرت آور و آن پهنه از بالشتکی ها که چون مادری خاک کوهستان را در آغوش گرفته زخمی گسترده و عمیق نمایان بود.
تو گویی شیطان با تیغی تیز بر صورت پری رویی زخم انداخته بود.
صدای حزن آور کوهنورد چنین بود؛ نوبت به بینالود رسد و جاده معدن کاوان به یکی از مهم ترین قله های خراسان بلکه ایران چنگ انداخته است.
در این ایام باز سپاهی از اخبار بد برای طبیعت ایران نفس می برد، خبر بد از منطقه حفاظت شده بموی شیراز،از شاهوار، از دره انجیر،از تلکمر دماوند....
این استخوانهای ایران است که دارد می شکند و صدای این خرد شدن تا آسمان رفته اما از قرار گوش مسئولین کهنسال ما را آزار که هیچ حتی تکانی به پرده شنوایی ایشان نمیدهد.
البته که از وطن پرستان فصلی و عالمان تازه تاریخ خوانده اما به طرف العینی هردوت و بیهقی شده نیز خبری نیست که به بقیه یادآوری کنند، ایران در خطر است!
ایران چیست؟ ایران کجاست؟!ایران کیست؟ ایران چه چیزهایی است؟ کجاها ایران است؟
می دانید؟!
هر تکه ای از این کوه می برند و مبدل به ثروت عده ای خاص شده و از طرفی غبار و آلودگی مانده از شکافتن سینه طبیعت را جا می گذارند، همانا همان ایران است.زاینده رود و کارون بی نفس ایران هستند، تمامی تالابهایی که خشکید و جز تن سوخته ای از نماند ایران است.
بلی! هامون و هیرمند و جازموریان نیز از قرار ایران است.جنگلهای بلوط و هرکانی و اسباران ایضا.
ایران صرفا یک نام، یک هویت، یک تمدن و تاریخ نیست. ایران یک پیکره زنده در طبیعت و با همبوده در تن مردمان پر شور خویش است. ایران، همانا فرزندان خوبرو و دلاور خویش است که وقتی نگاهشان میکنی به سروستان و گلستان می مانند.
همانها که امروز پای ماندن و دلبستن و حتی حوصله عاشقی و دلدادگی هم ندارند.
ایران صدای هلهله شادی در شمال و جنوب خویش است که نباید در حزن فرو رود. ایران خراسان ابومسلم خیز و فارس حافظ پرور و اذربایجان شهریاران است. همه جای آن و هر قطعه از آن حرمت و حریم دارد و نباید چنین ناجوانمردانه سینه ایران شکافت و باید تن فروشی آن نانی آغشته به گوشت تن وطن خورد، بنام معدن!
ایران را باید زخم شست و زخم بست. نمی شود که هر روزگار کوهی یا دشتی یا تالابی که ذبح کرد و کباب نمود، بنام گذران روزگار و شرایط خاص و هزار یک عنوان خسته کننده دیگر(که از بس شنیده ایم ملکه ذهن و زبانمان شد و دیگر چون طنزی تلخی برای یکدیگر به طعنه بکار می زنیم)
سینه دشت نیشابور شکافته شده است، دیر زمانی است.
و بینالود و شیر باد به اندوه در آن نگاه می کردند و حال همانها که دشت را کشتند به کشتن قله تیغ کشیده اند.
اگر در این غوغای معادن ؛
از بینالود، تلکمر، شاهوار، دره انجیر، البرز ، زاگرس، کرکس ....بپرسید که حالتان چطور است؟!
خواهند گفت:
عالی است
مثل حال گل!
حال گل در چنگ چنگیز مغول! ( قیصر امین پور)
https://t.me/didehbaanzistboom