TGViewer
مدرسهٔ مطالعات دیالوگ‌ | باشگاه‌اندیشه مدرسهٔ مطالعات دیالوگ‌ | باشگاه‌اندیشه @dialogeschool · 440 subscribers
Post #670 1.94K
آیا «دیگری» دوزخ است؟
 
📝محمدرضا لبیب

معمولا عبارت معروف «دیگری، دوزخ است» به عنوان موضعِ ژان‌پل سارتر در قبال دیگری مطرح می‌شود. باید گفت که خلاف تصور رایج، این عبارت در اثر مهم فلسفیِ وی یعنی هستی و نیستی نیامده، بلکه جمله‌ای است که سارتر آن را با صدای یکی از شخصیت‌های نمایشنامهٔ خروج ممنوع (که در ایران ترجمه‌های متعددی از آن به چاپ رسیده‌است) طرح می‌کند. در این نمایشنامهٔ تک‌پرده‌ای، سه شخصیتِ گارسَن، اینِس و استل که به‌تازگی مرده‌اند، در اتاقی بسته و بی‌پنجره، بدون آینه و بدون امکان خواب یا پلک‌زدن، برای همیشه با یکدیگر محبوس می‌شوند. آن‌ها به‌تدریج درمی‌یابند که دوزخ آن‌ها نه دست و پنجه نرم کردن با شکنجه‌گرانی با ابزارهای مرسومِ شکنجه است که شکنجۀ اصلی تحملِ حضورِ دائمی و آزاردهندۀ دیگری است که از قضا این حضور آینه‌وار است و می‌توان گفت ماحصلِ انعکاس خود است. در این نمایشنامه، هر یک از سه نفر آینه و داورِ دیگری است  و از آن‌جا که در اتاق آینه‌ای وجود ندارد، هر شخص تنها از طریق نگاه و داوریِ دو نفرِ دیگر می‌تواند خود را ببیند. گارسَن، در واپسین لحظات نمایش، جمله را چنین بیان می‌کند: نیازی به میله‌های داغ نیست؛ دوزخ همان دیگران‌اند.
خودِ سارتر در گفت‌وگویی که پیش از انتشار ضبط صوتیِ نمایش در سال ۱۹۶۵ ارائه کرد، تصریح کرد که این جمله «همواره بد فهمیده شده است»؛ به گفتهٔ او، مقصودش این نبود که روابط با دیگران فی‌نفسه دوزخی است، بلکه این بود که وقتی رابطهٔ من با دیگری «مخدوش» باشد یعنی به‌جای بازشناسیِ متقابلِ آزادی، به کشمکش برای تصاحب یا کنترلِ نگاهِ یکدیگر بدل شود آنگاه دیگری می‌تواند به دوزخ من بدل شود. شماری از شارحان نیز بر این نکته تأکید کرده‌اند که این عبارت را نباید به‌عنوان دکترینی کلی دربارهٔ ذاتِ روابط انسانی از نگاه سارتر خواند. این تفسیر با آنچه سارتر در فصل «روابط عینی با دیگری» در هستی و نیستی آورده هم هم‌خوان است، آنجا که می‌نویسد «تعارض، معنای اصیلِ هستی برای دیگری است» اما در همان اثر، در یادداشتی پایانی، امکانِ نوعی «اخلاقِ رهایی» را نیز از رهگذر آنچه او «دگرگونیِ رادیکال» می‌نامد، یعنی گذار از بدايمانی به اصالت باز می‌گذارد. از آنجا که آگاهیِ «من» به تعبیر سارتر، هرگز نمی‌تواند مستقیماً به خودش بازگردد و خود را به‌طور کامل بشناسد، آگاهی از خویشتن همواره وابسته به میانجی‌گریِ دیگری است. در این تلقی من تنها از طریق نگاه و داوریِ دیگری است که خود را به‌مثابهٔ ابژه‌ای معین با صفاتی ثابت مانند بزدل، خیانتکار یا فرومایه بازمی‌یابم. گارسَن در نمایشنامه دقیقاً در همین وضعیت گرفتار است: او آرزو دارد اینِس و استل او را «شجاع» بدانند، اما از آن‌جا که دیگر مرده و فرصتِ تغییرِ کنش‌هایش را ندارد، محکوم است تا ابد در همان تصویری که دیگری از او ساخته محبوس بماند، بی‌آنکه بتواند آن را اصلاح یا انکار کند.. شاید بتوان گفت که مرادِ سارتر از گزارۀ «دیگری، دوزخ است» گزاره‌ای مشروط است، نه مطلق به این معنا که  دیگری تنها زمانی دوزخ می‌شود که فرد در وابستگیِ کامل به داوریِ او گرفتار آید و از بازتعریفِ خویش از طریقِ کنشِ آزادِ خود بازبماند. وضعیتی که سارتر آن را نمونهٔ نمایشیِ «بدايمانی» و ناتوانی از پذیرشِ مسئولیتِ هستیِ آزاد می‌داند.

@Dialogeschool
@bashgahandishe
  • ❤ 4
More from @dialogeschool
  1. Sep 20, 2026هفتاد و ششمین جلسه از سلسله‌جلساتِ «سه‌شنبه‌های حکمت زندگی» 📕پنل اول: تأملی فـلسـفی در مف…
  2. Sep 12, 2026. «بزرگترین هنر، هنر گفت‌وگو است. آنانی که عاشق درخشیدن هستند به آن گوش نمی‌سپارند. حرف زد…
  3. Sep 12, 2026▫️نشست گفت‌وگومندی در سینمای ایران #سینما🔸علیرضا زرین‌دست: ماندگار شدن در سینما سخت است ن…
  4. Aug 25, 2026🔹️رسیدن به امر وحدت میان مذاهب اسلامی به تقریب نیاز مبرم دارد خدا را شاکرم و او را حمد و…
  5. Aug 25, 2026📝📝📝زندگی به‌مثابه یک اثر هنری 🔺آیا اساساً وجود خدا برای هرگونه بدیل بر نیستیِ محض ضرور…
  6. Aug 24, 2026قدرت پنهان «مکالمات کوتاه»: چرا گپ زدن‌های روزمره با افراد غریبه به سلامت روان کمک می‌کند؟…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →