نشستن بر سرِ سفرهی تاریخِ واژهها، بریدن از نقلهای عامیانه و رسیدن به ریشههای استوار، راهی است که نام «پاوه» را از غبارِ افسانهها بیرون میکشد.
بسیاری بر این باورند که پاوه نامش را از «پاو»، سردار ساسانی، به وام گرفته است؛ نظریهای که بیشتر به افسانهپردازی شبیهتر است تا واقعیت. چرا که اگر چنین بود، ردپایی از نامِ پیشینِ این دیار در امثال و اشعار فولکلور برجای میماند. دیدگاههای دیگری نیز پاوه را «مقاوم» (روی پای خود ایستاده)، «بلند» (جایگاه مرتفع)، «مکانِ پاک»، یا «جایگاه محافظتشده» (از ریشهی pā به معنای پاییدن) دانستهاند.
اما برای کشف رازِ یک جاینام، توجه به دو اصلِ بنیادی گرهگشاست: نخست، ساختارِ اقلیمی و توپولوژی منطقه؛ و دوم، صورتی که در منابع کهنتر به یادگار مانده است.
نکتهی درخورِ تأمل این است که شاعران و نویسندگانِ پیشینِ این سامان، هنگامی که اثر خود را امضا میکردند، خویشتن را «فاوجی» مینامیدند. بیگمان «فاوجی» صورتی معرّب است؛ چرا که زبان عربی دو واجِ «پ» و «گ» را ندارد و واژهی اصیلِ «پاوگ» (pāwag) در گذر از این صافی، به شکل «فاوج» درآمده است.
از سوی دیگر، میدانیم که بسیار از «گ»های پایانی در دورهی میانهی زبان (که خود از پسوند aka- در زبان باستان به میانه رسیده بودند)، در دورهی نو به «ه» تبدیل شدهاند. نمونهاش واژهی «پرندگ» در فارسی میانه است که در فارسی نو به «پرنده» بدل شده، اما صورت کهنِ آن در جمعِ «پرندگان» (پرندگ + ان) همچنان زنده مانده است.
در مورد پاوه نیز با اطمینان میتوان گفت که صورتِ پیشین آن «پاوگ» (یا پاوەگ) بوده است؛ شاهدی بر این مدعا، تعبیرِ «پاوهگینه» (پاوهگی) در لهجهی جافی است که دربارهی اهالی پاوه به کار میرود و وجودِ «گ» را در پایان این نام گواهی میدهد.
بدین ترتیب، مسیر تطور این واژه را میتوان چنین بازسازی کرد: Pāvaka > pāwag > pāwah > Pāwa
این نام از ریشهی بالندهی pav- ( به صورتِ pāv-) به همراه پسوند نامساز aka- ساخته شده است. ریشهی pav- (که خود از هندواروپایی peu / pú به یادگار مانده) معانی گوناگونی دارد که یکی از کلیدیترین آنها «پوشاندن و پوشیدن» است. چنانکه اثرِ صورتِ تغییریافتهی آن یعنی pō- را هنوز در واژگانی چون پوست، پۆس، پوشیدن و پۆژنای میبینیم.
حال اگر به جغرافیای زیستبوم بنگریم، هستهی اولیه و قدیمیِ استقرار این روستا در میان دو دره (دەرەی سەردێ و میراوا) جای گرفته است؛ دو جایگاهِ دور از دید که از مسیر گذرِ رهگذران و سپاهیان (در راهِ شارزور به کرماشان، از کلیان شرقی تا کلیان غربی) کاملاً پوشیده و نهان بودهاند.
از اینرو، «پاوه» در اصلِ ریشهشناختی و جغرافیایی خود، میتواند به معنای «مکانِ پوشیده، جایگاهِ دور از دید و محلِ استتار» باشد.
Post #214
381