TGViewer
Channel Public Channel
داود جهانوند

داود جهانوند

@davood_jahanvand

مدرس ادبیات فارسی
شاعر شعر سپید و آزاد
مجموعه منتشر شده: ناصرالدین شاه می‌شوم
نشر مطالب با ذکر نام نویسنده یا شاعر آزاد است
Subscribers
378
Photos
88
Videos
6
Links
39
Recent Posts 20 shown
Post #440 186
« تازیان هنگام تسلط بر ممالک اسلامی، از آنجا که از رموز تشکیلاتی اطلاعاتی نداشتند، ناگزیر دواوین محلی را با متصدیان آنها و زبان و دفاتری که متداول بود، بر جای نهادند. از آن جمله در عراق و ایران یعنی در قلمرو شاهنشاهی ساسانی عمال دیوان و خط و زبان پهلوی را همچنان که بود نگاه داشتند و این حال ادامه داشت تا عهد حکومتِ "حجاج بن یوسف ثقفی" که یکی از کاتبان ایرانی که از اصل سیستان و موسوم به "صالح بن عبدالرحمن" و زیردست "زادانفرّخ" صاحب دیوان حجاج کار می‌کرد، به فکر نقل دیوان از پهلوی به عربی افتاد و بعد از فوت استاد خود عهده‌دار دیوان شد و علی‌رغم اصرار "مردانشاه" پسر "زادانفرّخ" به نقل دیوان از پهلوی به عربی مبادرت کرد. گویند مردانشاه چون از تصمیم او به این عمل و قدرت وی بر آن کار اطلاع حاصل کرد، گفت: «خدا ریشه تو را از جهان ببراد همچنان که ریشه فارسی را بریدی!» و ایرانیان حاضر شدند صد هزار درهم به او بدهند تا از این کار اظهار عجز کند و او نپذیرفت.»

ذبیح‌الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، انتشارات فردوس، جلد اول، ص ۱۳۱

#ذبیح_الله_صفا #تاریخ_ادبیات_در_ایران
#پهلوی #دری #فارسی #عربی
#صالح‌‌_بن_عبدالرحمن

@Davood_Jahanvand
  • ❤ 8
  • 👍 3
Post #438 338
به یاد اکبر عبدی


آقا فرج:

از شکم سیرمونی نداشتم. شکمباره بودم و راست‌روده. به عشقِ خوردن، شدم شاگرد چلوکبابی. مُزدم سیر شدن بود. پلو سیرم نمی‌کرد. پلو برام حکم آجیل_شیرینی رو داشت و هله‌هوله. فقط تیلیت بادیه آبگوشت، حریف این خیک صاب‌مرده بود. منم کشتهٔ قیمه و هلاک قورمه.
حاجی چلویی گفت جای چلوخوری خونهٔ اعیوناس! از راه شاگردی آشپزی پام واز شد خونه وزیر وزرا.
یه شب که خونهٔ «عیسی‌خان وزیری» مهمونی بود نشسته بودم لب حوض به دیگ سابیدن. صدای تار و تنبک بلند بود. حال خودمو نفهمیدم. چند سال پیشم تو بازار آهنگرا از غوغای چکش و مس به چرخ اومدم. اونقدر چرخ چرخ عباسی زدم که افتادم زمین. مادر خیال کرد غش کردم. اون شب مهمونی از دیگ سابیدن افتاده بودم به دیگ کوفوندن! که یکهو شمایل جناب وزیر هویدا شد …


تک‌گوییِ «آقا فرج» در فیلم دلشدگان با بازی فراموش‌نشدنی «اکبر عبدی»



#اکبر_عبدی #علی_حاتمی #دلشدگان


@Davood_Jahanvand
  • ❤ 10
  • 😢 6
Post #437 411
ایران من، ای هر که رسیده‌ست به جایی،
کنده‌ست تو را پوست، به امّید قبایی

ایران من، ای قسمتِ مردانِ تو از تو،
تنهاییِ "یُمگان دره‌ای" تنگیِ "نایی"

ای در تو، به اما و اگر کار سپرده،
وِی در تو زبون، هر که کُنَد چون‌و‌چرایی

پژواک چو تیری شد و برگشت به سویش،
هر کس که برآورد به شوق تو صدایی

خفته‌ست به صد حیله، اگر هست در این مُلک
اندیشه‌ی بکری، نظر کارگشایی

گویا خبرِ خوش نَتَوان از تو شنیدن
چون قهقهه از خانه‌ی درگیر عزایی

تاریخ اگر نعره برآرد عجبی نیست!
رستم به چه سرگرمی و آرش به کجایی؟

خود، منفعت است این که گریبان ضرر را،
با پنجه‌ی تدبیر بگیرند به جایی

در مذهبِ ما بر پسران فرض نباشد،
هم رفت اگر از پدران کار خطایی!

آن پایِ دگر پیش نباید که نهادن،
در گِل چو فرو رفت سرِ پنجه‌ی پایی

آه ای پسرم، حالِ وطن بهتر از این باد
کس بهتر از این با تو نگفته‌ست دعایی!

#حسین_جنتی

@h_jannati
@Davood_Jahanvand
  • ❤ 20
  • 😢 1
Post #434 514
برای من یا چون منی که نه جایی زیر عبای مُلّا دارد و نه امید کلاهی از نمد شاهنشاه، اما اخبار جریده‌های سیاسی قوت غالب سفره‌اش بوده با طعم گس نفت،
برای من یا چون منی که بارها آزموده را آزموده است و ندامت نقل چای تلخش شده،
برای من و چون منی که بازنده‌ی کوی دانشگاه است و سرخورده‌ و خس و خاشاک شده‌ی خرداد و سوگوار آبان و بعد از آن،
برای من و چون منی که بارها از خویش برون آمده تا کاری بکند و سرخورده و بازنده بازگشته، که مشت خالی کجا و آهن و باروت کجا؟
برای من و چون منی که به نان و شعر و هوا خرسند و به زنده‌رود، زنده‌ و از تماشای قتل‌عام سروهای خسته‌، خسته‌ است، یافتن کنج عافیت و مُقام گرفتن در عالم بی‌خیالی می‌توانست مقصود بلندی باشد!
اما دل چه کند اگر امیدوار نباشد و خزان چه کند اگر بهار نباشد؟ من و هر کسی چون من، چاره ندارد جز آن که فراموش نکند، خسته نشود و  کلاه از سر برداشته، به احترام سروهای رفته بایستد و پشت دست این نسل جوان ِ حقیقت‌جو و مطالبه‌گر و دلیر بازی کند که ایام غم نخواهد ماند‌.

#داود_جهانوند


پ‌ن: در غم ما روزها بیگاه شد ...

@Davood_Jahanvand
  • ❤ 41
  • 👍 4
  • 😢 3
Post #432 827
از ریز و درشت، آنچه در کیهان است
هم‌میهن ماست هرکه هم‌پیمان است
با هر که سلام می‌کنم هم‌وطن است
هرجا که نگاه می‌کنم "ایران" است!

#مرتضی_لطفی

@Davood_Jahanvand
  • ❤ 25
  • 👍 4
Post #427 864
.
#بازنشر
قسمت هجدهم (با اندکی تلخیص):

سر شبی رفتم توی بالکن به این امید که چار کلوم با عالیجناب غریبی کنم و شاید کمی دلم باز بشه. نبود. عالیجناب نبود و منم نشستم روی چارپایه و خیره شدم به دوردست‌های خاموش. آرزو کردم کاش چشم‌انداز این بالکن رو به شمال بود رو به کوه رو به البرز. همون جا که آرش از شکاف دامنه‌ش رفت بالا و جونشُ گذاشت توی تیر و پرتابش کرد و اون قدر بلند که رفت اون‌ور جیحون نشست اما نه بالکن رو به شمال بود و نه دیگه آرشی هست. ...
سرگرم شدم به مرور اخبار؛ سکه، دلار، بودجه، کوفت، زهرمار ... محو اخبار این صفحه‌ی جادو بودم که دو تا دست نرده‌های لبه‌ی بالکنُ گرفت و پرید توی بالکن! بازم یهو! بازم ناگهانی!
گفتم: کی از این کار دست برمی‌داری؟ به خدا سکته‌ می‌کنم‌ ها!
گفت: میاد، پیداش میشه!
گفتم: کی؟
گفت: آرش!
بعد با دستاش خاک شلوارشُ تکوند و یه نخ بهمن کوچیک از جیب پیرهنش درآورد و با همون فندک همیشگی‌ش روشنش کرد.
گفتم: کِی میاد؟
گفت؛ هر وقت همه یادش افتادن.
گفتم: ای بابا! خب بگو نمیاد دیگه. حالا از کجا میاد؟ از دره‌های البرز؟
گفت: اتفاقا اون روز زیاد دور نیست. میاد اما نه از دره‌های البرز از هر خونه یه آرش می‌زنه بیرون با هزارهزار اسم مستعار.
گفتم شعار نده!
گفت اتفاقا الان وقت شعر نیست، وقت شعاره‌.
پک محکمی به سیگارش زد و خیره شدیم به دوردست‌های تاریک و من آرزو کردم کاش چشم‌انداز بالکن رو به شمال بود رو به کوه رو به البرز ...

#داود_جهانوند #داوود_جهانوند #عالیجناب #بهمن_کوچیک

پ‌ن: نظر افکند آرش سوی شهر آرام،
کودکان بر بام،
دختران بنشسته بر روزن،
مادران غمگین کنار در،
مردها در راه
سرود بی کلامی، با غمی جان کاه ...
کدامین نغمه می ریزد،
کدام آهنگ آیا می‌تواند ساخت
طنین گام‌های استواری را که سوی نیستی مردانه می‌رفتند؟
طنین گام‌هایی را که آگاهانه می‌رفتند؟
 دشمنانش در سکوتی ریشخندآمیز،
راه وا می‌کردند
کودکان از بام‌ها او را صدا کردند
مادران او را دعا کردند
پیرمردان چشم گرداندند
دختران، بفشرده گردن‌بندها در مشت،
همره او قدرت عشق و وفا کردند
آرش، اما همچنان خاموش،
از شکاف دامن البرز بالا رفت ...

آرش_کمانگیر سیاوش_کسرایی
.
https://www.instagram.com/p/DS9LI2BCN56/?igsh=MWo4djhzYWRpNXRjcQ==
Instagram @davood_jahanvand . #بازنشر قسمت هجدهم (با اندکی تلخیص): سر شبی رفتم توی بالکن به این امید که چار کلوم با عالیجناب غریبی کنم و شاید کمی دلم باز بشه. نبود. عالیجناب نبود و منم نشستم روی چارپایه و خیره شدم به دوردست‌های خاموش. آرزو کردم کاش چشم‌انداز این بالکن رو به شمال بود…
  • ❤ 16
Post #426 836
.
لغت‌نامه‌ی دهخدا:
یلدا. [ ی َ ] ( سریانی ، اِ ) لغت سریانی است به معنی میلاد عربی و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می‌کرده اند از این رو بدین نام نامیده‌اند. باید توجه داشت که جشن میلاد مسیح ( نوئل ) که در ۲۵ دسامبر تثبیت شده، طبق تحقیق محققان در اصل، جشن ظهور میترا ( مهر ) بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار دادند. یلدا اول زمستان و شب آخر پاییز است که درازترین شب‌های سال است و در آن شب یا نزدیک بدان ، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک می‌انگاشتند. در بیشتر نقاط ایران در این شب مراسمی انجام می‌شود. شعرا زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه کنند و از اشعار برخی از شعرا مانند سنایی و امیرمعزی که به عنوان شاهد در زیر می‌آید رابطه بین مسیح و یلدا ادراک می‌شود. یلدا برابر است با شب اول جدی و شب هفتم دی ماه جلالی و شب بیست‌ویکم دسامبر فرانسوی. ( از برهان ، آنندراج ، حواشی علامه قزوینی بر آثارالباقیه ، شرح پورداود در یشتها، فرهنگ فارسی معین و یادداشت مؤلف ):

چون حلقه ربایند به نیزه تو به نیزه
خال از رخ زنگی بربایی شب یلدا. #عنصری

ایزد دادار مهر و کین تو گویی
از شب قدر آفرید و از شب یلدا
زانکه به مهرت بود تقرب مؤمن
زانکه به کینت بود تفاخر ترسا. #امیر_معزی

به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا. #سنایی

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است
تو شمع فروزانی و گیتی شب یلدا. #خاقانی

#یلدا #شب_چله #میترا #مهر
.
https://www.instagram.com/p/DSh2uDil-Ji/?igsh=MWU5OTFhNTcyNjAyag==
  • ❤ 15
  • 👍 1
Post #425 681
به دوام ريسمانت اعتباری نيست
ورنه هيچ دلبسته‌ی اين دم و بازدم نبودم!

از بلندترين قله‌ها
همين ارتفاع ناچيز چهارپايه،

از شادی های دنیا،
همین نيشخند بر چهره‌‌ی كريه روزگار،

و از تمام نيروهای واجب و ممكن
همین کافی است
كه گامی محكم بردارم
به سوی اين ريسمان و چهارپايه ...


به دوام ريسمانت اعتباری نيست
ور نه هیچ دلبسته‌ی این دم و بازدم نبودم
می‌ترسم،
اين ريسمان پوسيده
اعتبار گام‌های محكم مرا
به زمين بكوبد

#داود_جهانوند

@Davood_Jahanvand
  • ❤ 16
  • 👍 10
  • 👎 1
Post #424 657
کس چه می‌داند که با من بیم رسوایی چه کرد؟
راز دل گفتم، چه می‌دانم که در گوش که بود!

#حسین_جنتی





@Davood_Jahanvand
  • ❤ 14
  • 👍 2
  • 👎 1
Post #423 804
با نام کوچکم صدایم زده‌ای،
نام کوچکم بزرگ شده است


#داود_جهانوند

@Davood_Jahanvand
  • ❤ 30
  • 👍 2
  • 👎 1
Post #422 1.53K
سنگ زدن بر تصویر شیردال عجیب نیست. همان‌طور که شنیدن فریاد خلیج ع‌ر‌ب‌ی در استادیوم‌ها عجیب نیست. همان‌طور که تمسخر نام کورش و کمبوجیه عجیب نبود. همان‌طور که ناسزا گفتن به فردوسی.
ما چه کاشته‌ایم که انتظار برداشت جز این را داشته باشیم؟ تقویم رسمی کشور ما کدام روز ملی را پاس داشته است؟ سیزده بدر را یا روز طبیعت؟! صدا و سیما جز به ضرورت‌های سیاسی، کی و کجا سراغ همبستگی‌های ملی رفته‌ است؟ در کتاب‌های درسی به فرزندانمان چه آموخته‌ایم؟ آری شاهنامه هم هست. لیلی و مجنون هم هست. اما از کجای شاهنامه؟ کجای لیلی و مجنون؟ با چه حذفیاتی؟ با چه رویکردی؟
از این‌ها بگذریم که جز این انتظاری از ایشان نیست از خودمان بگوییم. فرزند کداممان کلاس زبان نمی‌رود و در مقابل فرزند کداممان کلاس شاهنامه می‌رود؟ بیشتر تتلو و ساسی گوش می‌کنیم یا دلکش و شجریان؟ ما در حال خالی شدن از هویت تاریخی، ملی و اسطوره‌ای خود هستیم. ما در حال خالی شدنیم و شک نداشته باشید که این فضای خالی با شکسپیر و هوگو پر نمی‌شود. با پاواراتی و شوپن پر نمی‌شود. هالوها و زالوها در کمین‌اند. گولوها و تتلوها پشت در منتظرند. بارها و بارها گفته‌ام که این، آغاز یک طوفان است. ما بارها شاهد این هجوم بوده‌ایم. از تازی و تتار، از روم و فرنگ. و هر بار این مام فرهنگ و هنر به یاری باب تاریخ و اسطوره از این حمله‌ها جان به در برده و سراپا ایستاده است اما این پیکر رنجور زخم‌دار است و شاید دیگر جانی برای برخاستن نداشته باشد‌. در این بزنگاه بیم و امید ما پرستار این مام مهربان باشیم.

#داود_جهانوند

@Davood_Jahanvand
  • ❤ 36
  • 👍 6
  • 😢 6
Post #421 799
خوشا به سعادتت آقای جمال‌الدین! تو نه می‌دانی هوای عفن چیست و نه می‌دانی آب ناگوار چگونه‌ است!
شما را به بازخوانی ابیاتی از این قصیده که در قرن ششم سروده شده و گویای احوالات این روزها که نه این سال‌هاست، دعوت می‌کنم.

الحذار ای غافلان زین وحشت آباد الحذار
الفرار ای عاقلان زین دیو مردم الفرار

ای عجب دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول
زین هواهای عفن وین آبهای ناگوار

عرصه‌ای نادلگشا و بقعه‌ای نادلپذیر
قرصه‌ای ناسودمند و شربتی ناسازگار

مرگ در وی حاکم و آفات در وی پادشاه
ظلم در وی قهرمان و فتنه در وی پیشکار

امن در وی مستحیل و عدل در وی ناپدید
کام در وی ناروا صحت در او ناپایدار

سر در او ظرف صداع و دل در او عین بلا
گل در او اصل زکام و مل در او تخم خمار

مهر را خفاش دشمن شمع را پروانه خصم
جهل را در دست تیغ و عقل را در پای خار

ماه را نقص محاق و مهر را ننگ کسوف
خاک را عیب زلازل چرخ را رنج دوار

... ادامه دارد

#جمال‌الدین_عبدالرزاق_اصفهانی

https://www.instagram.com/p/DRl2LRECAPk/?igsh=Y3Z6dnI5MnYxemM0
Instagram @davood_jahanvand . خوشا به سعادتت آقای جمال‌الدین! تو نه می‌دانی هوای عفن چیست و نه می‌دانی آب ناگوار چگونه‌ است! شما را به بازخوانی ابیاتی از این قصیده که در قرن ششم سروده شده و گویای احوالات این روزها که نه این سال‌هاست، دعوت می‌کنم. الحذار ای غافلان زین وحشت آباد الحذار…
  • 😢 9
  • 👍 7
  • ❤ 3
Post #420 1.43K
نفس تهران در سینه‌ی من تنگ می‌شود. جنگل‌های هیرکانی در قلب من می‌سوزد همان‌طور که روزی آبیدر سوخت. همان‌طور که روزی پلاسکو در من فروریخت، همان‌طور که ارومیه در چشم من خشکید. همان‌طور که سانچی در من غرق شد. همان‌طور که زاینده‌رود در من از نفس افتاد.
به قول سهراب پورناظری، "ایران برای ما سرحد رنج و اندوهه"

چند وقت پیش دوست عزیزی در یک یادداشت کوتاه اینستاگرامی نوشته بود "من از این خراب‌شده بدم می‌آید و نسبت به آن خشمگینم" پاسخ دادم این خشم نشان می‌دهد که سرنوشت و چندوچون این خراب‌شده برای تو مهم است و این یعنی تو این خراب‌شده را دوست داری.
من هم این خراب‌شده را دوست دارم. گرچه سال‌هاست این دوستی حاصلی جز خشم و رنج و اندوه نداشته است. و "ای کاش، آدمی وطنش را مثل بنفشه‌ها، در جعبه‌های خاک، یک روز می‌توانست، همراه خویشتن، ببرد هر کجا که خواست"

آری من این خراب‌شده را دوست دارم. و شگفتا که در غم بسیار و شادی اندک آن بغض می‌کنم. قصه‌ی این دلدادگی تلخ و شیرین است. وصف‌ناشدنی است و "عمری دگر بباید" تا در فرصتی فارغ از اندوه این سال‌ها و قرن‌ها با خط خوش این سرزمین، این زبان و این فرهنگ  عشق‌بازی کنیم. مهسا و نیکا و سارینا را بگرییم. بار دیگر تارا مطهری رقص باله‌اش را این بار با پرچم ایران اجرا کند. و مژگان رحمانی با پرچمی که تک‌تک همراهانش به همراه دارند، دور افتخار بزند‌.

آری ایران برای ما سرحد اندوه و رنج است اما بیش از آن سمبل تاب‌آوری است. ما که از حمله‌ی تازی و تتار گذشته‌ایم از تو نیز می‌گذریم. ما دوشنبه و کابل و تهرانیم‌. ما سمرقند و بخاراییم‌. ما مکران و تبریزیم‌. ما گنجه و تیسفونیم‌. و روزی بابک و مازیار، ابوریحان و خیام، قمر و نی‌داوود، شهناز و شریف، جلال‌الدین و شیخ اجل، بیضایی و کیارستمی دست ایرانمان را می‌گیرند و این خسته‌جان را جان دوباره می‌دهند. من این خراب‌شده را دوست دارم.

#داود_جهانوند

پ‌ن: وطنم شوکت و شکوه تو را کوه‌های بلند کافی نیست؟ (محمد سلمانی)

https://www.instagram.com/p/DRbel_ylyM3/?igsh=MTB2MWtxdjloM2Z4NQ==
  • ❤ 34
  • 😢 3
Post #417 1.03K

Forwarded from نشست ادبی سپیدار

▪︎
قهوه‌ات را بنوش
روزنامه‌ات را ورق بزن

در ستون ادبی
کسی برایت شعر تازه‌ای گفته است

در صفحهٔ حوادث
کسی خودش را با عکس تو
به دست رود سپرده است

و در ورقی دیگر
سیاست‌مداران جهان
فتنهٔ چشمان تو را
پشت تیترهای درشت بی‌خاصیت،
پنهان کرده‌اند

اما تو
قهوه‌ات را بنوش
به جواب چهارحرفی جدولت فکر کن

به پیامبری که صدایی خوش داشت و
ستاره‌اش در آسمان تو
بی‌فروغ بود


#داود_جهانوند
#شاعر #شعر #شعر_آزاد

@sepidar_neshasteadabi
  • ❤ 37
  • 👍 3
Post #416 974
یکی ست گرم خرید و یکی ست گرم فروش
منم که مشغلهٔ این دکان به هیچم نیست

‎#مرتضی_لطفی
پ‌ن: از شاعرش اجازه گرفتم و میشه به جای واژهٔ «هیچ» از گزینه‌هایی چون برگ و پشم و غیره و بخصوص و غیره نیز استفاده کرد!


Davood_Jahanvand
  • ❤ 32
  • 👍 3
Older posts →

About this channel

How can I read @davood_jahanvand without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for داود جهانوند: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does داود جهانوند have?
داود جهانوند (@davood_jahanvand) has 378 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does داود جهانوند know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →