TGViewer
Channel Public Channel
دەروەچ// دريچه

دەروەچ// دريچه

@darwachdariche

نوشته‌ها، شعرها، و انتخاب‌های ظاهر سارايي

"برداشت از کانال بدون ذکر منبع و لينك كانال اخلاقا ایراد دارد!"
@zahersaraei
Subscribers
717
Photos
575
Videos
130
Links
344
Recent Posts 20 shown
Post #1737 126
استادظاهر سارایی در این غزل، از تمام ظرفیت‌های موسیقایی زبان کردی بهره برده است. وزن سنگین و روان عروضی در کنار قافیه پرطنین با صامت لرزشی «ڕ»، ردیف تک‌گویانه «ێگم» و واج‌بافی‌های استادانه در متن ابیات، باعث شده که شعر دارای یک «ارکستراسیون منسجم» باشد؛ موسیقی‌ای که کاملاً در خدمت انتقال پارادوکس درونی، رنج تاریخی و طغیان روانِ شاعر است.

.
انسان‌شناسی به دنبال فهم چگونگی شکل‌گیری هویت، فرهنگ، زیست‌بوم و حافظه جمعی انسان در بسترهای خاص تاریخی و جغرافیایی است.
انسان در این غزل، وجودی مجزا از طبیعت اطرافش ندارد؛ بلکه هویت او کاملاً با عناصر طبیعی بوم‌شناختی زاگرس (ایلام) عجین شده است.  انسانِ این شعر، استعاره‌های درکِ خویشتن را مستقیماً از فرهنگ شفاهی و زیست‌‌بوم اقلیمی خود وام می‌گیرد.سوژه شاعرانه، رنج شخصی و پریشانی امروزی خود را تداوم همان رنج تاریخی تبارش می‌داند و از این طریق، «هویت قومی-تاریخی» خود را بازسازی می‌کند.
این غزل از نظر روانی کشمکش‌های عمیق درون‌روانی را به تصویر می‌کشد
می توان از بحران هویت و سرگردانی وجودی،از اگزیستانسیالیسم جاری در آن گفت و... این غزل سندِ تجربه یک روانِ بیدار است که از تعلیق و بحران هویت آغاز می‌کند، بر منطق خشک می‌شورند، ترومای زیسته را به زیبایی‌شناسی آتش و گل تبدیل می‌کند و در نهایت با گشودگی، زوالِ حتمیِ خویش را به آغوش می‌کشد.
می توان بررسی غزل زیبای «ئاگرِ گوڵ‌هیروو» اثر استاد ظاهر سارایی را از  منظر های انسان‌شناسی ، روان‌شناسی ،اجتماعی،سیاسی و...نیز ادامه داد و لایه‌های عمیق‌تری از زیست‌جهان شاعر و روان‌سازه‌های انسانِ معاصرِ زاگرس‌نشین را آشکار ساخت.کاری که در این مجال اندک امکان پذیر نیست.شرح و تحلیل شعرمعاصر کردی می تواند به شناخت بیشتر این جریان کمک کند، ارزش های ادبی آثار فاخر تولید شده را برجسته نماید و الگویی مناسب و شایسته برای شاعران جوان تر ارائه دهد.با آرزوی سلامت و طول عمر برای استاد سارایی عزیز.
@darwachdariche
Post #1736 118
برخلاف برخی از غزل‌های کلاسیک که بیت‌ها استقلال محتوایی دارند، این غزل دارای سیر عمودی و ساختار ارگانیک (اندام‌وار) است:

شروع: طرح مسئله و بحران هویت (خوەم هەم نیەزانم چ سڕێگم).

میانه: تحلیل هویت از طریق تبارشناسی تاریخی، نفی خشونتی که بر او رفته و پناه بردن به شور و جنون.

پایان: پذیرش صیرورت، گذرا بودن و فدا شدن در راه روشنایی (دوومە ئاو و چم وە چاڵاو / هەر هەناسێ ئاجڕێگم).
زیبایی‌شناسی غزل «ئاگرِ گوڵ‌هیروو» در تلفیق استادی‌نشانِ «فرم کلاسیک غزل» با «زبان و اصطلاحات اصیل اقلیمی» و «نگاه حسی و فلسفی معاصر» نهفته است. ظاهر سارایی توانسته است از واژگان بومی ایلام، تصاویری فراتر از جغرافیا و با کارکردی جهانی و انسانی بیافریند.

بررسی موسیقایی غزل ئآگرِ گوڵ‌هیروو» اثر ظاهر سارایی، یکی از کلیدی‌ترین جنبه‌های درک زیبایی‌شناسی این شعر است. موسیقی در شعر کلاسیک و نئوکلاسیک کردی، تنها یک ابزار تزیینی نیست؛ بلکه شالوده و محملی است که بار عاطفی، لحن و معنا را به مخاطب منتقل می‌کند.
موسیقی این غزل را می‌توان در چهار لایه اصلی بررسی کرد: موسیقی بیرونی (وزن)، موسیقی کناری (قافیه و ردیف)، موسیقی درونی (واج‌بافی و تناسبات صوتی) و موسیقی معنوی (ارتباط آهنگ با معنا).
۱. موسیقی بیرونی (وزن عروضی)وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن؛ بحر رمل مثمن سالم.
ویژگی موسیقیایی وزن:این وزن یکی از پرکاربردترین، خوش‌آهنگ‌ترین و در عین حال سنگین‌ترین اوزان در شعر کردی و فارسی است.
این وزن برای اشعاری با مضامین حسرت، طغیان درونی، مناجات، و بیان تناقض‌های وجودی فوق‌العاده مناسب است و شاعر با هوشمندی کامل آن را انتخاب کرده است.
۲. موسیقی کناری (ردیف و قافیه)موسیقی کناری بخش عمده‌ای از طنین و ماندگاری آهنگ شعر در انتهای هر بیت را می‌سازد:
نقش موسیقیایی ردیف («ێگم» / هستم):
ردیف «ێگم» (شناسه اسنادی اول‌شخص مفرد: هستم) به دلیل داشتن پسوند ضمایری متصل و کشش هجایی، حالت تک‌گویی درونی (Monologue) و فریادی شخصی ایجاد می‌کند.
تکرار ۱۱ باره‌ی این ردیف، مثل یک ضرب‌آهنگِ پایه در موسیقی عمل می‌کند که در تمام طول شعر، گوش مخاطب را به محور «منِ شاعر» بازمی‌گرداند.
طنین صوتی حروف قافیه:
کلمات قافیه: سڕ، گوڕ، باوڕ، خەوزڕ، چڕ، دەم‌داێڕ، قوڕ، سڕ، شەڕخڕ، شڕ، شەوئەڵدڕ، پڕ، ئاجڕ.
حرف اصلی قافیه (صامت «ڕ»): حرف «ڕ» در زبان کردی یک صامت لرزشیِ مشدد و سنگین  است. تکرار این حرف در انتهای بیت‌ها، زنگی کوبنده، هیجان‌انگیز و حماسی به شعر می‌بخشد. صدای «ڕ» مانند پرده‌خوانی یا طبل‌زدن در موسیقی حماسی، فضایی پرشور و پرطنین می‌آفریند.
۳. موسیقی درونی (ارکستراسیون واج‌ها و کلمات)موسیقی درونی ناشی از همنشینی صامت‌ها و مصوت‌ها در داخل بیت‌هاست که فضاسازی صوتی ایجاد می‌کند:
واج‌بافی صوتی و ارکستراسیون :زیباترین نمونه موسیقی درونی در بیت چهارم رخ می‌دهد:
«نە دەنگ قیڕەێ قڵاێگە، نە دەنگ قاژەێ قوژێگە / دەێ قڵاقیڕان چووڵە، م بۊ ئەوخوەێ چڕێگم»
تکرار صامت‌های انسدادی «ق» و لرزشی «ڕ» به‌وضوح صدای کلاغ، جغد و فضای خشن کوهستان را در گوش شنونده بازسازی می‌کند. شاعر با استفاده از صوتی که اصطلاحاً به آن «نغمه حروف» یا Phonesthetics می‌‌گویند، سکوت سنگین و خفقان‌آور را به تصویر صوتی تبدیل کرده است.
تکرار و قرینه‌سازی هجاها:در بیت اول:
«هەم شەو سەرد سڕێگم، هەم خوەر گەرم گوڕێگم»
وجود دو مصراع قرینه با ساختار جناسی و صوتی مشابه (شەو سەرد سڕ در برابر خوەر گەرم گوڕ)، تقارن و ریتمی شبیه به ضربات متوالی دو پرده متفاوت در ساز ایجاد کرده است.
۴. موسیقی معنوی و هماهنگی آهنگ با لحن ریتم و ریتم‌پذیری شعر متناسب با محتوا تغییر لحن می‌دهد:
ریتم ملایم و محزون (ابیات ۱ تا ۴):استفاده از واژه‌های کشیده و صامت‌های نرم در تصاویری مثل کەنگڵاشک و زریەێ نەۊ، ریتم شعر را آرام و غمگین می‌کند.
ریتم تند و حماسی (ابیات ۸ تا ۱۰):با ورود به فاز طغیان و جنون (دی شەکەت بۊمە دە مەنتق... شێر وێشەێل جنوونم)، کلمات کوتاه‌تر و محکم‌تر می‌شوند و صامت‌های سخت زیادتر می‌شوند که ریتم خوانی را تندتر، کوبنده‌تر و حماسی‌تر می‌کند.
فرود آرام و محزون (بیت پایانی):در بیت آخر (تێومەو چۊ وەفر پایز...)، با آوردن تصاویری چون آب شدن برف و فروریختن آجر، آهنگ شعر دوباره به آرامی و فرود محزون خود بازمی‌گردد.
Post #1735 104
۴.
نه صدای قارقارِ کلاغی می‌آید و نه فریادِ جغدی؛
در این «قلاقیرانِ» خلوت و خاموش، من آن جغد آوازخوانِ تنهایم.

۵.
چگونه دهن به دهن بشوم با این ؟ یا چگونه چنگ در یقه او بیندازم؟
من نه گرگِ خونخوارم و نه دیو درنده‌ای که دهان گشوده باشد.

۶.
چرا شکوفا ننی شون  سبز و  هیچ‌کس را  و بر سرِ آب سایه نمی‌اندازم ؟
مانند نیلوفر، من نیز شاخ و برگم در گل‌ولای فرو رفته است.

۷.
یاد و خاطره دورِ صدای ترنمِ آب در تهِ رودخانه ای خشکیده،
و شوقِ ستاره‌ای غریب در شبِ سرد و بی‌حسِ من جاری است.

۸.
دیگر از منطق،  چراگاهِ فیلسوفان ،خسته و دل‌زده شده‌ام؛
من شیرِ بیشه‌های جنونم، خون‌فروشی در پیِ نبرد و طغیانم! و دنبال شر می گردم!

۹.
پوست و ظاهرِ من از جنسِ دوست  است؛ بی‌رنگ و بی‌نام و نشان؛
نه سپیدم و نه سیاه، نه نوین و نو هستم و نه کهنه و ژنده.

۱۰.
نمی‌گذارم این دیوِ شب‌زده، بر اجاقِ روز آب بریزد (خورشید را خاموش کند)؛
من روشناییِ افق و شب‌شکافِ روزِ برآمده‌ام.

۱۱.
در غمِ آوازِ کشته‌شده قناری سوخته و برشته شده‌ام؛
من آتشِ گلِ ختمی (گوڵ‌هیروو) در اجاقِ کشتزارِ پربارم.

۱۲.
چون برفِ پاییز ذوب می‌شوم، آب می‌شوم و به درونِ چاه می‌روم؛
هر نفسی که می کشم ،  آجری از دیوار خانه‌ی  عمرم می کند

غزل «ئاگرِ گوڵ‌هیروو» اثر ظاهر سارایی، یکی از شعرهای زیبای معاصر کردی جنوبی است که از منظر زیبایی‌شناسی  در ابعاد گوناگون صور خیال، موسیقی و لحن، ساختارشناسی فرمی، و عاطفه بسیار غنی و لایه‌لایه است.
تصویرسازی در این غزل، صامت و ایستا نیست؛ بلکه کاملاً پویا، بومی و حس‌آمیز است.
تصاویر بومی و اقلیمی (بوم‌گرایی):

شاعر برای بیان حالات درونی خود از پدیده‌های طبیعت ملموس زاگرس و ایلام بهره می‌برد:

کەنگڵاشک (کنگر خشکیده): بوته‌ای خشک که با وزش باد بر زمین می‌افتد و می‌چرخد. این تصویر، استعاره‌ای عینی و تجسّم‌یافته از سرگردانی، بی‌ریشگی و تعلیق انسان معاصر است.

ترنگە‌تانگ و هشکە گڵاڵ: تصویر صدای دلنشین  آب در ته‌مانده‌ی بستر یک رودخانه خشکیده، تصویری امپرسیونیستی و حس‌آمیز از «امید و خاطره در دل خشکسالی و نیستی» است.

ئاگر ِگوڵ‌‌هیروو: گل ختمی صحرایی (هیروو) به دلیل رنگ سرخ و آتشینش، به «آتش» تشبیه شده که در اجاق مزرعه می‌سوزد. این تصویر اوج زیبایی‌شناسی رنگ در شعر است.

تصویرپردازی با تقابل‌های متناقض نما
یا پارادوکس در همان بیت اول متولد می‌شود:

«هەم شەو سەرد سڕێگم، هەم خوەر گەرم گوڕێگم»

جمع بین دو نقیض (سرمای شب و گرمای خورشید) در یک وجود، تصاویری چندبعدی و پیچیده از روح انسان روان‌پریش یا عارف معاصر می‌سازد.

موسیقی و طنین لفظی در این غزل فقط ابزار وزن نیست، بلکه بخش عمده‌ای از معنا‌آفرینی بر دوش آرایه‌های صوتی است:

در بیت چهارم، واژه‌‌آرایی و نغمه حروف ،تکرار صامت‌های «ق» و «ڕ» به‌زیبایی صدای کلاغ و جغد و فضای سنگین کوهستان را بازسازی می‌کند:

«نە دەنگ قیڕەێ قڵاێگە، نە دەنگ قاژەێ قوژێگە / دەێ قڵاقیڕان چووڵە...»

این واج‌بافی و واج آرایی صوتی، گوش مخاطب را کاملاً با فضای خفقان‌آور و سکوت مرگبار (قلاقیران) درگیر می‌کند.

حرف قافیه «ڕ» (در واژه‌هایی چون: سڕ، گوڕ، باوڕ، خەوزڕ، چڕ، قوڕ، شڕ، شەوئەڵدڕ، ئاجڕ) دارای صامتی لرزشی و پرطنین است که ضرب‌آهنگ شعر را حماسی، کوبنده و پرشور می‌سازد.

زیباییاین شعر با گره خوردن به حافظه جمعی و زیست‌بوم تاریخی عمق می‌یابد:
شاعر در بیت سوم، رنج و خواب‌زدگی شخصی خود را به «جەور زاڵنەێ زڵم حەسەن‌خان» بر غلامرضا ارکوازی پیوند می‌زند. با این کار، شعر از یک غم فردی و ساده به یک «مرثیه تاریخی-اجتماعی» ارتقا می‌یابد و امر زیباشناختی با امر تاریخی پیوند می‌خورد.چراکه ارکوازی نماد یک قوم است نه صرفا یک فرد.


تقابل نور و ظلمات :

تقابل «دیو شەوار» (دیو شب‌زده) و «کوئانگ ڕووژ» (اجاق خورشید) و معرفی خود به عنوان «شەوئەڵدڕ» (شب‌شکاف)، تداعی‌کننده نبرد نمادین نور و تیرگی در اساطیر کهن ایرانی/کردی است.

لحن غزل متغیر، پویا و سیر صعودی دارد که زیبایی‌شناسی عاطفی اثر را شکل می‌دهد. شروع با لحن حیرت و سرگردانی: (ابیات ۱ تا ۴) لحن شاعر آرام، مغموم و همراه با پرسش از چیستی خویش است.

چرخش به سمت افتادگی و بی‌گناهی: (ابیات ۵ و ۶) لحن به سمتی منزه، بی‌زیان (مانند نیلوفر) و به دور از وحشی‌گری (نه گرگ خون‌خوار) تغییر می‌یابد.
طغیان و شور حماسی: (ابیات ۷ تا ۱۰) لحن ناگهان جهش می‌کند؛ شاعر منطق و فلسفه‌بافی را کنار می‌زند و با لحن «شیر بیشه جنون» و «شب‌شکاف»، موضعی تهاجمی و آگاهانه در برابر تاریکی می‌گیرد.

فرود به زیبایی‌شناسی زوال و فنا: (بیت ۱۲) شعر با تصویری بسیار زیبا و محزون از ذوب شدن مانند «برف پاییز» و فرو ریختن خانه وجود «مانند آجری با هر نفس» به پایان می‌رسد.
Post #1734 112
هەم شەو سەرد سڕێگم، هەم خوەر گەرم گوڕێگم
م چەواشەێ عاڵەمم، خوەم هەم نیەزانم چ سڕێگم

جوور کەنگڵاشک ک پرچێ ها دەس هاژەێ شەماڵەو
بەن دە هۊ زریەێ نەۊە پەنجەێ دڵم؛ بێ‌باوڕێگم

جوور ئەرکوازی دە جەور زاڵنەێ زڵم حەسەن‌خان
دەێ شەوار بێ‌بەێانە شێویاگ خەوزڕێگم

نە دەنگ قیڕەێ قڵاێگە، نە دەنگ قاژەێ قوژێگە
دەێ قڵاقیڕان چووڵە، م بۊ ئەوخوەێ چڕێگم

چۊ بنەم دەم دەم یا، چۊ بخە‌م چنگ ئەو یەقەێ ئەۊ
م نە گورگ خۊن‌مژێگم، نە دەێِ دەم‌داێڕێگم

ڕا نیەوشکم سەونز و دێز و ڕا نیەخەم سا دە سەر ئاو
جوور نیلووفەر منیشە پەلوەچ پا دە قوڕێگم

هۊرِ دۊر ترنگە‌تانگێ دە بن هشکە گڵاڵێ
شەوق ئاسارەێ خەریوێ دە شەو سەرد سڕێگم

دی شەکەت بۊمە دە مەنتق، دە لەوەڕگاێ فیلسووفەێل
شێر وێشەێل جنوونم، خۊن‌فرووش شەڕخڕێگم

پووس م دە جنس دووسە، بێ‌ڕەنگ و بێ‌نام و نیشان
نەسفێدم نە سییەێگم، نە نووێگم نە شڕێگم

نیەێلم ئێ دێو شەوارە ئاو بکەێ دە کوانگ ڕووژ
ڕووژنای ئاسوو ڕووژئەڵدەر شەوئەڵدڕێگم

برشیامە دە خەم ِ ئاوازِ کوشیاگِ قەناری
ئاگر ِگوڵ‌هیرووێ دە کوانگِ کێشتِ پڕێگم

تێومەو چۊ وەفر پایز، دوومە ئاو و چم وە چاڵاو
ئەڵکەنێ دەێ ماڵ ئمرە، هەر هەناسێ ئاجڕێگم

این غزل زیبای استاد ظاهر سارایی، لبریز از تعابیر بومی، تصاویر شاعرانه و اصطلاحات اصیل منطقه ایلام و زاگرس است. در ادامه، ابتدا شرح واژگان مهم و سپس ترجمه روان غزل به زبان فارسی ارائه شده است:

🔹️🔹️🔹️

۱. شرح واژگان و اصطلاحات مهم

| واژه / عبارات کردی | معنی به فارسی | توضیحات و ریشه‌شناسی |

| سەرد سڕ | بسیار سرد، کرخ و بی‌حس | ترکیب «سەرد» (سرد) و «سڕ» (بی‌حس/کرخ). |
| گەرم گوڕ | پرحرارت، پرانرژی | «گوڕ» به معنی شعله، توان و تاب‌وتب است. |
| چەواشە | وارونه، سردرگم، معکوس | کسی که رفتاری برعکس روال معمول جهان دارد. |
| کەنگڵاشک | بوته خشک کنگر | بوته خار یا کنگری که خشک شده و باد آن را بر زمین می‌غلتاند (نماد سرگردانی). |
| هاژەێ شەماڵ | هیاهو و صدای باد نسیم | «هاژە» صدای وزش باد، «شەماڵ» نسیم خنک شمال. |
| زریەێ نەۊ | ناله و زاری نی | «زریە» به معنی ناله ریز و مداوم است. |
| ئەرکوازی | غلامرضاخان ارکوازی شاعر و عارف بزرگ ایلامی | نام یکی از ایلات اصیل و بزرگ استان ایلام. |
| حەسەن‌خان | حسن‌خان والی | والی معروف ایلام (پشتکوه) در عصر قاجار که در ایلام حکومت می‌کرد. |
| شەوار | شب‌زده، شب تاریک | «شەوار بێ‌بەێان» یعنی شب تاریکی که پگاه و سپیده‌ای ندارد. |
| خەوزڕ | خواب‌زده، کسی که خوابش پریده | ترکیب «خەو» (خواب) + «زڕیان» (پریدن و برهم خوردن). |
| قیڕەێ قڵا | قارقار کلاغ | «قڵا» یعنی کلاغ. |
| قاژەێ قوژ | فریاد و صدای جغد/کرکس | «قوژ» نوعی پرنده شکاری یا جغد است. |
| قڵاقیڕان | نام کوهی معروف در ایلام؛ در متن ایهام دارد به فضایی که فقط صدای کلاغ می‌آید یا کنایه از قحطی و سکوت مرگبار. |
| ئەوخوەێ چڕ | خواننده تنهایی/خودخوان | «ئەوخوە» یعنی به خودش/خودش، «چڕ» یعنی صداکننده و آوازخوان. |
| بنەم دەم  ده دەم یا | دهن به دهن شدن | «دەم» به معنی لب/دهان است. |
| دەم‌داێڕ | درنده، دهان‌گشاده | کنایه از حیوان درنده یا فرد متجاوز و خونخوار. |
| ڕا نیەوشکم | چرا شکوفا نمی شوم.سبزنمی شوم؟ | «ڕا» یعنی چرا؟ |
| سا | سایه | سایه انداختن بر روی آب. |
| پەلوەچ | شاخه و برگ، ریشه و دست‌وپای گیاه | شاخه‌ها و اندام نیلوفر در گل‌ولای. |
| ترنگە‌تانگ | صدای ترنم آب | صدای دلنشین و موزون شارش آب در چشمه یا رود. |
| گڵاڵ | رودخانه، مسیل | «هشکە گڵاڵ» یعنی رودخانه خشک‌شده. |
| لەوەڕگا | چراگاه | در متن به طعنه «چراگاه فیلسوفان» آمده است. |
| شەڕخڕ | شرور، میدان‌دار نبرد | کسی که در پی نبرد و دادخواهی است. |
| شڕ | کهنه، ژنده | در برابر «نوو» (نو). |
| کوانگ | اجاق، کوره، منقل | «کوانگ ڕووژ» یعنی اجاق روز/خورشید. |
| شەوئەڵدڕ | شب‌شکاف، دراننده شب | کسی که تاریکی شب را می‌شکافد و از میان می‌برد. |
| گوڵ‌هیروو | گل ختمی (یا گل‌مریم بومی) | گلی سرخ‌رنگ و زیبارو که در طبیعت زاگرس می‌روید. |
| کێشتِ پڕ | کشتزار پربار | مزرعه و کشتزار سرسبز و پر. |
| چم وە چاڵاو | به چاه/فروچاله می‌روم | «چم» یعنی می‌روم، «چاڵاو» یعنی چاه آب یا فرورفتگی. |
| ئەڵکەنێ | کنده شده، ریشه‌کن شده | در حال کنده‌شدن از این خانه و دنیا. |

🔹️🔹️🔹️

  ترجمه روان فارسی غزل

۱.
هم شبِ سرد و بی‌حسم، هم خورشیدِ پرحرارت و سوزانم؛
من واژگون و عکسِ این جهانم، خودم هم نمی‌دانم چه راز و سرّی هستم!

۲.
مانند بوته خشکِ کنگری که گیسوانش در دستِ هیاهوی باد شمال است؛
پنجه دلم به یادِ ناله نی بسته شده است؛ من موجودی بی‌باور و سرگردانم.

۳.
مانند  غلانرضاخانارکوازی( شاعر) در زیرِ رنج و ستمِ والی حسن‌خان؛
در این شبِ تاریکِ بی‌سپیده، فردی آشفته‌حال و خواب‌زده‌‌ام.
Post #1733 116
ئاگر گوڵ‌هیروو
تحلیل غزلی از استاد ظاهر سارایی

🔹️جلیل صفربیگی

غزل معاصر کردی جنوبی (که به‌طور ویژه در مناطقی مانند ایلام، کرمانشاه، بدره ،مندلی  و خانقین در عراق و بخش‌هایی از لرستان و گروس جریان دارد) یکی از پویاترین، جریان‌سازترین و پخته‌ترین قالب‌های شعری در ادبیات معاصر کردستان است.


این جریان شعر که از اواخر دهه ۱۳۶۰ و اوایل دهه ۱۳۷۰ شمسی با پیشگامی شاعرانی برجسته در ایلام و کرمانشاه اوج گرفت، توانست غزل کلاسیک را از قالب سنتی و تک‌‌بعدی خارج کرده و به قالبی مدرن، هویت‌ساز و سرشار از مضامین تازه تبدیل کند.

۱.برخی  از  شاخص‌ها و مؤلفه‌های اصلی غزل معاصر کردی جنوبی :

۱. بوم‌گرایی و بازآفرینی زبان اصیل

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این جریان، استفاده هوشمندانه از واژگان، اصطلاحات، تعابیر و ضرب‌المثل‌های اصیل گویش‌های کردی جنوبی (ایلامی، کلهری، زنگنه‌ای، کلیایی و...) است. شاعران معاصر به جای گرته‌برداری صرف  از ادبیات فارسی یا گویش‌های دیگر، به سراغ گنجینه واژگانی زیست‌بوم خود (مانند طبیعت زاگرس، ابزارهای زندگی بومی، نام کوه‌ها، رودخانه‌ها، داروها و گیاهان محلی) رفته‌اند و به زبان کردی جنوبی تشخص و اقتدار ادبی بخشیده‌اند.


۲. پیوندِ نوآوری مدرن با فرم کلاسیک

غزل معاصر کردی جنوبی، اگرچه ظرف و قالب سنتی غزل (وزن عروضی، قافیه و ردیف) را حفظ کرده، اما مظروف و محتوای آن کاملاً معاصر است. ساختار ابیات دیگر تک‌بیتی و پراکنده نیست، بلکه دارای انسجام ارگانیک (عمودی) است. تصویرپردازی‌ها، نگاه به انسان، نوع معشوق و دغدغه‌ها کاملاً با انسانِ امروزی هم‌خوانی دارد.


۳. بازتاب ترومای تاریخی و حافظه جمعی

این غزل به‌شدت با تاریخ، رنج‌ها و زیست‌جهان مردم منطقه گره خورده است. رویدادهایی چون جنگ تحمیلی، آوارگی، ستم حکام تاریخی، رنج‌های اقلیمی و محرومیت‌های جغرافیایی به صورت «استعاره‌های عمیق تاریخی و اجتماعی» در شعر حضور دارند.


۴. تصویرسازی پویا و حس‌آمیزی بومی

تصاویر در غزل معاصر کردی جنوبی صامت و تزئینی نیستند. شاعران با بهره‌گیری از طبیعت زاگرس (کوهستان، بلوط، رودخانه‌ها، کوچ، سرما و آفتاب داغ)، تصاویری بسیار ملموس، پویا و پر از رنگ و حرکت می‌آفرینند. حس‌آمیزی (ترکیب صدا، رنگ و بو) در این غزل‌ها موج می‌زند.


۵. زبان روایی، طغیان‌گر و لحن چندلایه

لحن غزل معاصر کردی جنوبی غالباً آمیخته‌ای از اندوه عمیق (مویه/هوره)، غرور حماسی و طغیان بر عقلانیت محافظه‌کارانه است. حضور پررنگ لحن روایی و استفاده از تکنیک‌های داستان‌نویسی (شخصیت‌پردازی، فضاسازی و گفتگو) به غزل‌ها جان تازه‌ای بخشیده است.


۶. انسان‌شناسی وجودی و بحران هویت

انسانِ حاضر در غزل معاصر کردی جنوبی، انسانی سرگردان، حیرت‌زده در میان سنت و مدرنیته، و درگیر با «بحران هویت» است. تمایلات روان‌شناختی، خودکاوی، نقد فلسفه و منطق خشک، و پناه بردن به جنون یا عشق اصیل، از مضامین پرتکرار روان‌شناختی در این غزل‌هاست.این انسان معاصراست و باواقعیت های امروز زندگی می کند .اگرچه باطبیعت و در طبیعت زیست بوم خود است اما به تمام معنا مدرن و حتی پست مدرن است.


۷. ارکستراسیون صوتی و موسیقی غنی

زبان کردی جنوبی به دلیل برخورداری از صامت‌ها و مصوت‌های متعدد و غنی، ظرفیت موسیقایی بسیار بالایی دارد. شاعران غزل معاصر با واج‌بافی‌ها و واج آرایی های  استادانه، انتخاب قافیه‌های پرطنین (مانند صامت‌های لرزشی و انسدادی) و به‌کارگیری اوزان عروضی متناسب با لحن (مانند بحر هزج و رمل)، موسیقی درونی و کناری فوق‌العاده‌ای به شعر می‌بخشند.غزل های شاهمرادیان،شکربیگی،سارایی و بخشوده از نمونه های برجسته آن هستند.


۲. چهره‌ها و جریان‌سازان برجسته

این جریان مدیون تلاش شاعران و پژوهشگرانی است که در سه دهه اخیر توانستند این سبک را به اوج شکوفایی برسانند. از جمله شاخص‌ترین افراد این جریان که از پیشگامان، نظریه‌پردازان و برجسته‌ترین غزل‌سرایان ایلام هستند  که با اشعاری منسجم، بوم‌گرا و عمیق، تأثیر بسزایی در تثبیت غزل معاصر کردی جنوبی داشته و دارند می توان به ظاهر سارایی،فرهادشاهمرادیان،حبیب بخشوده،حسین شکربیگی و...اشاره کرد که از سرآمدان و پیشروان و جریان سازان چتد دهه اخیر درایلام هستند.درکناراین بزرگان ،جوانان برومندی نیز پابه عرصه گذاشته‌اند که نویدبخش آینده‌ای روشن هستند که هر کدام ابعاد تازه‌ای به زیبایی‌شناسی این قالب افزوده‌‌اند.



غزل معاصر کردی جنوبی، «صدا و هویت معاصرِ انسانِ زاگرس» است. این قالب توانسته است میان رنج تاریخی و امید معاصر، طبیعت بومی و مفاهیم اکزیستانسیال، و اصالت گویشی و فرم مدرن ادبی پیوندی استوار و ماندگار برقرار سازد.

با این مقدمه کوتاه به تحلیل غزلی زیبا از استاد ظاهر سارایی می پردازیم.ابتدا متن غزل و ترجمه آن به همراه شرح برخی از واژگان را تقدیم می نمایم.


ئاگر گوڵ‌هیروو
Post #1732 120
اشاره:
دوست عزیزم، جلیل صفربیگی، را خاص و عام می‌شناسند؛ چرا که او از چهره‌های شاخص شعر معاصر ایران، مخصوصا در رباعی‌سرایی و البته در شعر کوردی است. استاد صفربیگی یکی از غزل‌های من را تحلیل کرده و با نگاهی استادانه و آکادمیک، از زوایای مختلف شعر را کاویده است و معلوم است توجه و وقت زیادی روی این کار گذاشته است. طبعا از این نظر بسیار خوشحالم و سپاسگزارش هستم. کاری که استاد جلیل کرده، راهی را نشان می‌دهد که لزوم معرفی و نقد و تحلیل شعرهای شاخص را گوشزد می‌کند تا جامعه و مخاطبان از منظر هنری و ادبی و خاص با آثار شعری شاعران ایلام آشنا شوند.
Post #1731 234
✔️ زانا، چاپ کرد:

🔸گریە‌ێ دە گیست ئەو کردم

🔸دوبەێتیەێل کوردی
حەێدەرعەلی شەفیعی

🔸یە سێێمین کتاو کوردیە ک دە شاعر ناسیاگ ئیلام، حەێدەرعەلی شەفیعی چاپ دوو.
@darwachdariche
Post #1730 14.5K
✔️ ڕووژ ئەوەڵ مەدرەسە

✍ مێهدی ئارمانی

ئمڕووژ، ئەوەڵ ِپایزە، ڕووژ ِوە دی هاتن ِم.
ڕووژ ِئەوەڵ مەدرەسە هەم هەسە، ڕووژ ِهاتن زاروەێل وە مەدرەسە.
ڕووژێ ک خوەمی هەم چمە مەدرەسەو چەم
گەردنەم زاروەێلێ ک باڵا ڕواکاننە.
ئمڕووژ چڵ و سێ ساڵە پڕ کردم ئوو کەفتمەسەو سەرەو لێژی ژیان و هەسە هەسمە دە لەم لێژ ژیان.
معەلمێگم!
معەلمێ ک کارێ ڕەوان ناسی و مشاورەس.
فێر ِخوەم کردم، چەم وەرەێلا، چەم وەرەولا
گەردانم و خوەم وە دی نەکردم.
کورەکێیەل، باڵا ڕواکانۊن، ئوو زڵف داۊنەو لا، ئوو بریق ِباق ِبان سەرەێان بۊ.
زەێنم بردمە دهەێ شەس، زاروەێلێ ک سەرەێل تاشیاگێان، کەوەشەێل لاسیکیان،
ئوو پرتاڵەێل شەپ درێان دە وەر چەمۊ.
خوەم دە نام ئەو کورەێل دیم هەگ هاتمەو خوەم. ئاخا...ئاخایانۊ. وە چەمەێلێان وەردم دوتنن. وە چەمەێلم وەردێان دوتم.
ئاێم جار جارێ وە چەمەێل قسیە کەێ!
داشتم ڕاێان دە عشق دوتم، دە عشق، ک بێ ئەۊ، ئاێم گوڵەم ِمردگێگە!
دە یە ک عمر ِئاێم، دارای ِڕاسگانیە.
دە یە ک ئاێم دەێ سن و ساڵە تۊەنێ باڵ بگرێ، عاشق بوو، بخەنێ!
ئوو خەنگێ بووگە قەن، دە نام ِدڵ بنیشێ!
کەفتمەو هۊر ِقسیەێ یەکێ دەو زاناێل ِقەدیمە؛ معلمەێل، باوگن!
باوگەێلێ ک دە زەمین وەرەو ئاسمان بەنەت!
@darwachdariche
Post #1729 384
دەروەچ// دريچه Video
فیلم و مطلب گویای همه چیز است. مردم ایلام انتظار داشتند، باغ و کاخ فلاحتی، تبدیل به موزه و پارک فرهنگی بشود، اما گویا نهادی دیگر در آن مستقر شده. از مسئولین محترم استان، و مخصوصا جناب استاندار ایلام انتظار می‌رود، نسبت به حفظ این مکان تاریخی و فرهنگی بکوشند و نگذارند چون نیمه‌ی دیگر آن، تبدیل به مرکز اداری و نظامی شود.
@darwachdariche
Post #1728 376
▫️قطره ( بە بهانە مستند کوتاە باغ فلاحتی اثر استاد مهدی نورمحمدی)
✍حبیب‌الله بخشوده

در میان صدها فیلم مستند که این روزها اوقات گرامی ما را در اینستاگرام مصروف خود می کند.مستند باغ فلاحتی اثر استاد مهدی نورمحمدی ،مستند ساز شهیرایلامی، برای من که این شهر را گرامی موطن خود می‌دانم و تمام خاطرات کودکی و جوانی ام را در لوح محفوظ خاطرم نه به صورت نوشتار که به شکل تصاویر نوستالژی به اصطلاح امروزی ذخیره ( save) کردەام پر از احساس خوب دیروز و دغدغه و نگرانی امروز است.
احساسی کاملا متضاد اما واقعی.
در مستند استاد نورمحمدی که پر از دقایق ارجمند و نکات ارزشمند است.برگی از تاریخ در نسیم سال‌های دور تکان می‌خورد و در آستانه ی پاییز رطوبت باغ ها و سرمای لطیف مزارع قدیم ایلام را می توان حس کرد.مستندی که کاخ فلاحتی و قنات آن را به مخاطب معرفی می نماید.
بناها تاریخی،سنگ‌نوشته ها،چشمه ها،مساجد و مدارس و مکتبخانه های قدیمی
و همچنین قنات ایلام،موضوعی فراموش شده است،که نه تاریخ نگاران در آن به دقت نگاه کرده اند و نه متولیان میراث فرهنگی رجوعی هنری و قابل ارائه به آن داشته اند.
یادم می آید که در دوران کودکی ایلام به قول تازیان پر از قنوات بود،قنواتی زیبا و با مسما با اسامی قابل تحقیق مانند: "کیەنێ بی بی " قوناخە"سەراو عطش
تا همین دهه‌ی پنجاه بالاتر از باشگاه تختی و درست کنار مدرسه ی حکیم نظامی،آبی گوارا و خنک از دل سنگ و خاک بیرون می زد.با نوشابه های سرد و به قول ایلامی ها تگری،شوپس،کانادادرای،پپسی،کوکاکولا و این اواخر جرعه و سون آپ. که فروشندگان به مشتریان عرضه می داشتند.
در فاصله دویست متر پایین تر در کوچه ابوقداره،چشمه ای دیگر،در فاصله ی بین چهارراه سعدی و خیام باز چشمه ای و...
سراسر این شهر آب بود و قنات و باغ و بوستان، یادگاران عهد قاجار،و کاری ارزنده از حسين قلی خان و غلامرضا خان،والیان معروف دوره‌ی قاجار.
شنیدم از بزرگان این شهر که وقتی غلامرضا خان والی در بغداد ساکن بود . هراز چند گاهی اهالی عمله(ایلام) و بزرگان ایلات بە دیدار او می رفتند،از آنها می پرسید از عمله چه خبر؟ و آنها در پاسخ می‌گفتند: خان به سلامت! باغ های بزرگ را از بین برده ایم و به جایش ساختمان ساخته ایم و او با اندوه و تحکم وافسوس می‌گفت: چرا؟! شهر و ساختمان های آن باید در دیوالای خوارگ )بانقلان و فاطمیه) امروز باشد و باغها و قنات و چشمه ها در شمال شهر.
حساب کنید اگر ایلام کنونی این چشم انداز را داشت ،چقدر زیبا می شد.
این فیلم دغدغه های تاریخی و ضرورت های احیا یادکرد از کارهای نیک گذشتگان را به نسل امروز یاد آور می شود و به صاحبان قلم ها می گوید که کارهای بزرگ را بایدنیکو دید و به قول سعدی :
"هر که نیکی کرد و موقوفی گذاشت
رسم خیرش همچنان برجای دار
نام نیک رفتگان ضایع مکن
تابماند نام نیکت یادگار"
این حکایتی تاریخی از زلال آب‌های جاری در مرکز استان است.
کافی است به نزدیک روستای گلان سفر کنیم و قنات بزرگ امیر آباد را ببینیم.نقبی به تاریخ بزنیم به روستاهایی برویم که نامشان با آب و چشمه و قنات گره خورده است.سراوکارزان،قنات آباد،چشمه پهن و
هزاران چشمه و قنات در جای جای استان.کاش مستندسازان وظیفه شناسی مانند استاد مهدی نورمحمدی به اعماق تاریخ سری بزنند
و داستان قنات های ایلام را در جویبار خشک زندگی امروز دیگر بار برایمان روایت کنند تا در زلال آبی فکر و نیت خیر گذشتگان چونان قطره ای جاری شویم.

https://t.me/poem_abrangha
Telegram صدای آبرنگ ها 🌟سروده های حبیب الله بخشوده🌟 . . . . هرکه به من میرسد بوی قفس میدهد جز تو که پر میدهی تا بپرانی مرا... عضویت:
Post #1726 649
✔️ در باب واژۀ «ئاوه‌زا» و دلالت‌های معنایی، زبانی و فرهنگی آن

✍ دکتر #کیومرث_زرافشان

واژۀ «ئاوه‌زا» بی‌گمان یکی از پرمعنا و خوش‌آواترین مفردات زبان کردی به شمار می‌آید. این نام، از حیث ساختار صرفی و ریشه‌شناختی، برآمده از دو جزء بنیادین است: «ئاو» در زبان کردی به معنای آب، و «زا» که از ریشۀ «زادن» مشتق شده و در این ترکیب، مفهوم تراوش، پیدایش و زایش را القا می‌کند. بنابراین، این واژه بر مکانی دلالت دارد که آب در آن متولّی می‌شود و رطوبت، جوهره‌ی ذاتی آن است.
این ترکیب دوگانه، به‌درستی، آیینۀ تمام‌نمای دو رکن اساسی هستی، یعنی «حیات» و «استمرار» به شمار می‌رود. آب، سرچشمۀ حیات است و «زا» (زایش)، تضمین‌کنندۀ دوام و بقای آن. در این واژه، دو حقیقت متعالی و معنوی نهفته است:
نخست، عنصر آب که در اساطیر و باورهای ایرانی‌پیشین از چنان قداست و منزلتی برخوردار بوده است که ایزدبانوی «آناهیتا» نماد آن محسوب می‌شود. ارج و قرب آب در فرهنگ ایران‌زمین تا بدان پایه است که آیینی خاص برای پاسداشت آن، تحت عنوان «آبانگان» (آبانگاه)، هر ساله برگزار می‌شده است. گذشته از این، آب در نظام‌های نمادین، مظهر پاکی و تطهیر است و در روان‌شناسی تحلیلی، خروج از آب استعاره‌ای از تجدید حیات و تولدی دوباره تلقی می‌گردد.
دوم، مقولۀ زایش که به‌مثابۀ عامل تداوم نسل و بقای نوع بشر، از اهمیتی هم‌تراز با آب برخوردار است. به‌گونه‌ای که در باورهای اساطیری برخی ملل آسیایی، تقدسِ نیروی زایندگی و دستگاه باروری، به‌صورتی نمادین و آیینی مورد ستایش قرار گرفته است.
سخن از زبان لطیف و پرمایۀ کردی است که واژگانش به موزونی و نرمی پرنیان می‌ماند. در این زبان، پسوند «زا» نه‌تنها در واژۀ موردبحث، بلکه در مفاهیم خویشاوندی و نسبت‌های معنایی متعددی، همچون «نمه‌زا» و «خوارزا»، به‌کار رفته و شبکه‌ای گسترده از روابط عاطفی و معانی مجازی را پدید آورده است. بدین‌سان، صیانت از این میراث معنوی و زبانی، برای ملت کرد، نه صرفاً یک وظیفۀ فرهنگ‌شناختی، بلکه تکلیفی هویتی و ملی محسوب می‌شود.
شایان ذکر است که ترک زبان مادری و روی‌آوری به زبانی دیگر، به‌هیچ‌وجه موجبات فزونی منزلت اجتماعی و اعتبارِ فرهنگیِ گوینده را فراهم نمی‌آورد؛ چه آنکه گویشوران آن زبان بیگانه نیز، علی‌رغم تسلط فرد بر زبانشان، او را در زمرۀ خویش و در جرگۀ اهالی آن فرهنگ نخواهند پذیرفت.
@darwachdariche
Post #1725 1.27K
چند شعر از مجموعه شعرهای سپید کوردی در دست انتشار جلیل صفربیگی
🔸
۱
دەسەێلم
پڕن دە تەپ‌وتووزِ سیمان
ده پێشتِ گاریِ قورسِ کارگاه
جووانیم بار کەم
ئوو هه‌ر شه‌و
ئەڕا ژنەم
باس خەنەێ کەپەنەکِ پەروانە کەم...

(ترجمه فارسی)

دست‌هایم
پر از گردوغبارِ سیمان است
پشتِ گاریِ سنگینِ کارگاه
جوانی ام را بار می‌زنم
  و هرشب
برای همسرم 
از حنای بالِ پروانه می‌گویم..
🔸🔸

۲

ورسگمەو
شێعر نۊسم،
سەردمەو
شێعر نۊسم...
دەسەێلم لێواولێو ده گەچ و سیمانن و
شێعر نۊسم.
پەروانەێل
جان و دە سەر زامەێلم نیشن،
تا باڵەێلیان
ده خۊنِ هەڵقوڵیاگم ڕەنگین بکه‌ن.
دە نام شارێگ ک نان
ده پێشتِ دیوارەیلِ سەرد شاریاگوەس،
م وە گاریِ بەتاڵِ باوگم
خەمِ ئەزرەت بار کەم؛
سەرم نەنەمە سەر بالِشێگ
ک بوو ڕەنج و ورسگی نات
تەنیا له ناو تاریکیی ئێ ماڵە بێ‌چراغه،
وە زامەێلم که پەروانەێل لێ نیشتنە،
کۊچەێلێگ ڕووشن کەم
کە نان و شێعر
لە جادەێلی فرە وفرین!

(ترجمه فارسی)

گرسنه‌ام و
شعر می‌نویسم،
سردم است و
شعر می‌نویسم...
دست‌هایم آغشته به گچ و سیمانند و
شعر می‌نویسم.
پروانه‌ها
می‌آیند و بر زخم‌هایم می‌نشینند،
تا بال‌هایشان را
از خونِ جوشیده‌ام رنگین کنند.
در شهری که نان
پشتِ دیوارهای سرد پنهان است،
من با گاریِ خالیِ پدرم
غمِ حسرت و آرزو بار می‌زنم؛
سرم را بر بالشتی نگذاشتم
که بوی رنج و گرسنگی ندهد...
تنها در تاریکیِ این خانه‌ی بی‌چراغ،
با زخم‌هایم که پروانه‌ها بر آن نشسته‌اند،
کوچه‌هایی را روشن می‌کنم
که نان و شعر
در جاده‌هایش پر از برف است!
🔸🔸🔸
۳

ورسگمانە،
نە گەنِم دیریمن
نە ئارد...
باوگم ده ژێر بارِ شەرم
هۊرد و خەمیر بۊە
بوو نانِ سزیاگ
ده دڵِ داڵگم جاێگ
تێر بۊمن؛

(ترجمه فارسی)

گرسنه‌ایم،
نه گندمی داریم
نه آردی...
پدرم زیرِ بارِ شرم
خرد و خمیر شده
بوی نانِ سوخته
از دلِ مادرم می‌آید
سیر شدیم.
@darwachdariche
Post #1724 474
✔️نشر زانا منتشر کرد:
🔸مجموعه داستان کوردی
🔸ته‌ڤەردار
🔸نویسنده: بێهژام دڵفانی
این کتاب شامل مجموعه داستان‌های کوتاه به زبان کوردی لکی است.
بێهژام دڵفانی از چهره‌های فعال ادبی در حوزه زبان و ادب کردی؛ و ساکن شهر خر‌م‌آباد استان لرستان است.
داستان‌های این کتاب، بە نثری فاخر نگاشته شده و اتفاقی تازه در نثر کوردی لکی به حساب می‌آید.
@darwachdariche
Post #1723 545

Forwarded from .

مجموعه رباعی مالیخولیا به قلم اهورا پرگل منتشر شد

مجموعه رباعی مالیخولیا که شامل رباعیات و نورباعیات این شاعر جوان است به تازگی به وسیله انتشارات ایهام منتشر شد

این کتاب را می‌توانید از تمام کتاب‌فروشی های استان ایلام تهیه کنید

همینطور اگر تمایل به خرید آنلاین این کتاب دارید می‌توانید این کتاب را از طریق سایت رسمی انتشارات ایهام و سایت ایران کتاب به نشانی های زیر تهیه کنید:

سایت ایران کتاب

https://www.iranketab.ir/book/198276-melancholia

سایت انتشارات ایهام

https://ihambook.ir/product/مالیخولیا
Post #1722 432
✔️گزارشی از مراسم رونمایی کتاب مجموعه شعر «مالیخولیا» اثر شاعر جوان، اهورا پرگل

✍ مهدی آرمانی

میانه‌ی شهریور ماه است؛ نزدیک به ساعت پنج عصر،  در حال رفتن به مراسم رونمایی
از کتاب،  مجموعه رباعی " مالیخولیا"
اهورا پرگل، نوجوان ایلامی هستم.
بعد از گشت‌و‌گذار و چرخیدن در چند خیابان، به دبیرستان سما مکان برگزاری جلسه می.رسم و پله‌ها را تا طبقه‌ی سوم بالا می‌روم.
سالنی که آماده‌ی برگزاری مراسم است.
و در آن سوی، پسری بلند‌قد ، با موهای فر،
و لبخند و آرامشی در چهره که به آمدگان، خوش‌آمد می‌گوید.
در صندلی‌های اول سالن می‌نشینم و از ذهنم می‌گذرد صبح همان روز ، که تلفنی با
او صحبت کرده بودم.
در کسری از ثانیه، نگاه خود را بر سن متمرکز می‌کنم. شاعران و منتقدان مدعو و مجری شیرین‌سخن که آماده ایراد سخن هستند.
اهورا، با بیانی سلیس، و لحنی شیرین،
از مالیخولیا، و اینکه چرا این اسم را انتخاب کرده می‌گوید و اشاره‌ای هم به مالیخولیا،که اختلالی روانی است و به معنای افسردگی شدید است می‌کند و گذرا
به سطح‌بندی افسردگی‌ها هم اشاره دارد.
و نشان می‌دهد که انتخابش آگاهانه بوده است و از لحظه‌هایی غم‌گرفته، در بعضی از رباعی‌ها می‌گوید که خاستگاه این نام‌گذاری است.
قاسم ساجدی، مجری برنامه است و در ابتدا، با خوانش غزلی زیبا، فضا را آماده می‌کند.
غزلی از فاضل نظری:
غمخوار من به خانه‌ی غم‌ها خوش آمدی
با من به جمع مردم تنها خوش آمدی

بین جمعیتی که مرا سنگ می‌زنند
می‌بینمت برای تماشا خوش آمدی

نگاهم را دوخته‌ام به جایگاه و نفراتی که نشسته اند گرادگرد هم.
آغازگر نقد، شاعر و منتقد نام‌آشنا، حبیب‌الله بخشوده است.
گریزی بر سیر رباعی می‌زند و پیش از آن،
به بیتی زیبا از استاد سخن، سعدی شیرازی
می‌زند که در آن به واژه مالیخولیا، با اندک تغییری اشاره شده:

از مایه بیچارگی قطمیر مردم می شود
ماخولیای مهتری سگ می کند بلعام را

بخشوده، پیش از هر چیز، تبریک و شادباش
خود را به سراینده این مجموعه ابراز می‌کند و در یک دیدگاه کلی، به فرق شعر و ناشعر اشاره می‌کند و مجموعه مالخولیا
را «شعر» می‌داند و این را بزرگ‌ترین حسن این اثر می‌داند.
و همچنین، در ادامه، به اثرگذاری، انسان‌ها
در فضای زیستی از هم اشاره می‌کند؛ به ویژه در مقوله‌ی شعر که این اثرپذیری
در نوآمدگان امری طبیعی است و به اختصار از نظریه بینامتنی می‌گوید و به چند نمونه از این اثرپذیری‌ها در رباعی‌ها اشاره می‌کند.

سیزف شده در تمام عمرش
حلزون بر دوش کشیده
سرنوشت خود را
(جلیل صفربیگی)

یک عمر به کول، دردهایش را برد
محکوم به سیزیف شدن
شد حلزون
(اهورا پرگل)

و به شاعر جوان-اهورا پرگل- توصیه‌هایی جهت بازیافتن مسیر شعری خود داشت
که این اتفاق، از گذر سالهاست که حاصل
می‌شود و در این میان، استفاده از عبارات
و شگردهایی از شعر را عنوان نمود که غالبا
پس از طی کردن مراحلی از سیر و سلوک شاعرانه حاصل می شود و در پایان، به نمونه‌ای از رباعی‌های موفق پر گل اشاره کرد:

باید چه کند خانه خرابی که منم؟
با رفتن تو زعکس و قابی که منم

رفتی و خداحافظی تلخی بود
جاری شدن ِکاسه‌ی آبی که منم

یوسف رستمی، شاعر و منتقد دیگر، پیش از پراختن به اثر، با سخنانی انگیزشی، بر لزوم ایجاد شبکه‌ای حمایتی- روانی، از شاعران
به ویژه در مراسم رونمایی از آثار اشاره کرد و انتقاداتی نیز در این زمینه داشت.
و همچنین، بر شتاب نداشتن در چاپ کتاب،
تأکید نمود و اهورا را نمونه‌ای از جوان‌های باآتیه دانست که علاوه بر شعر، در جشنواره فیلم دارای مقام است.
در ابتدای سخن، به طرح جلد و به تصاویر جلد کتاب اشاره کرد و نکته قوت آن را همخوانی طرح جلد با عنوان " مالیخولیا" عنوان نمود و سپس به خوانش نمونه‌هایی از رباعی‌های موفق مجموعه پرداخت.

آن مرد کنار سوله‌ها می‌رقصید
با آتش سرخ لوله‌ها می‌رقصید

دیشب که به خواب من آمد دیدم
بی‌واهمه با گلوله‌ها می‌رقصید

و رباعی دیگر را از منظر بررسی و به نداشتن زنگ قافیه و پایان‌بندی آن پرداختند.

نگارنده این سطور ، آرمانی، پس از ارائه نظر نقادان جلسه، به ارائه نظر خود در خصوص طرح جلد کتاب و خاصیت طرح‌های مبهم و قابلیت دریافت و تأویل‌های روانشناختی از آن اشاره و همچنین در انتخاب واژه‌ی " مالیخولیا" به ویژه از نگاه روان‌شناسی مدرن به آن به ارائه نظر پرداخت و به یکی از رباعی‌های زیبای این مجموعه که همراه به نگاه تازه است، اشاره داشت:

عادت شده است زود عادت بکند
به مرگ شب و روز حسادت بکند

از دور مرا نگاه کن می‌ترسم!
دیوانگی‌ام به تو سرایت بکند

که می توان در پستوی ذهن، روان آزرده‌ای
را در گوشه‌ای مهجور تصور کرد که تنها نظاره‌گر مرگ شب و روز است.

پایان‌بخش، جلسه، شعر‌خوانی اهورا پرگل، با بیان شیوا و لحنی شیرین بود.

@darwachdariche
Post #1720 579
له‌عیا رەحیمی‌پەناە دە ڕووڵەێل ئیلام، دە سێێمین دەورە‌ێ دکلمە‌ێ شێعر کوردی ڕووژاواێ ئێران، بەشداری کردگە‌و شێعر «ته‌م و تووز» خوەنیە.
@darwachdariche
Post #1717 651
▫️ناتن
✍حبیب بخشوده

ناتیتەو
ت ناتیتەو
نە ده هنزاێ چەکانن شەقارتەێگ
ک شارێ دەتیەریکیه‌و درارێ
نە دە هنزاێ ک
دۊربین لنزدارێ
تۊەنێ نێرەگورگێ دە وەرماێ چووڵێ بۊنێگەو

ناتیتەو
شار وە شار
جاڕت کیشان
دەچوارڕیان دوشەمبە
دە بوخارا
ده غەزنین
دەهەڵەبچه ک ژنێ دە تووکەرواسێ بۊگه دوان
خوەێ ئوو نەخوەێ
جەنگ شوون ئاێم دراوردۊگ و
م
دە شوون تو بۊم
ئووکسیژنێ ک تام ژێان دێا
دە شەو تاسیان بنیایم
@darwachdariche
Older posts →

About this channel

How can I read @darwachdariche without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for دەروەچ// دريچه: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does دەروەچ// دريچه have?
دەروەچ// دريچه (@darwachdariche) has 717 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does دەروەچ// دريچه know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →