و اگر روزی نبودم و نداشتیام، هر بار که به آسمان نگاه کردی مرا به یاد بیاور؛ به کتابفروشیها برو و قدم بزن و نام مرا زیر لب زمزمه کن.
هرگاه با شنیدن صدای باران، به یاد بیاور که چگونه شیفتهی باران بودم.
و اگر روزی نبودم و نداشتیام، با نگاه کردن به غروب آفتاب به یادِ من بیفت...
Post #2238
64
«غریق!» و اگر روزی نبودم و نداشتیام، با بادی که لابهلای موهایت میوزد، به یادِ من بیفت!