«شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند
شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست»
تقارن خبر قتل یک دانشجوی نوزدهساله نزدیک خوابگاه خود با لشکرکشی خیابانی دقیقاً در روز بعد از این فاجعه و در اطراف دانشگاه تهران، محل تحصیل آن دانشجو، هر وجدان بیداری را به فکر وامیدارد. قتلی که نه حاصل اتّفاقی غیرمنتظره و تکرارنشدنی بلکه ثمرۀ بیتوجهی به خطری بود که مدتهاست دانشجویان آن را فریاد میزنند: «فقدان امنیت اطراف خوابگاهها». این نیاز اولیه که در دانشگاه صنعتی شریف نیز بارها توسط گروههای مختلف دانشجویی طرح شده و هربار با بهانههای واهی چون کمبود بودجه و نیرو و با قولها و جلساتی که تأثیر ملموسی ندارند پشت گوش انداخته میشود، حال جان یک دانشجو را گرفته و دانشگاهیان را اسیر ماتم کردهاست.
بودجههایی که خرج دوربین و نیروهای مزاحم زندگی شخصی دانشجویان شده، بدیهی است که به هنگام توجه به عدم امنیت دانشجو سر آمده و تمام میشوند. گویا هراس از پوشش و فکر دانشجویان چنان دلهرهآور است که جایی برای اندیشیدن به احتمال مرگ او در ذهنهای زنگاربسته باقی نمیگذارد.
مسئولیت قتل امیرمحمّد خالقی همانقدر که بر عهدۀ دزدان و خفتگیران است دامن مسندنشینان دانشگاه را نیز گرفتهاست. معلوم نیست چند زندگی پاک دیگر باید قربانی شود تا این بیمسئولیتیها به سر آید و حراست از جان دانشجو نیز اولویتی در جلسات تصمیمگیرندگان پیدا کند.
🆔 @DaneshjuSUT
Post #96
980