رئیس بوندسرات
مهمترین و منحصربهفردترین وظیفهٔ رئیس بوندسرات، که جایگاه این منصب را به طور قابل توجهی ارتقا میدهد، جانشینی رئیسجمهور (Bundespräsident) در صورت غیبت، استعفا یا فوت اوست. این مسئولیت در مادهٔ ۵۷ قانون اساسی آلمان تصریح شده است.
نظام چرخشی ریاست بوندسرات بر پایهای استوار است که نه در متن قانون اساسی، بلکه در یک توافق سیاسی هوشمندانه و پایدار ریشه دارد. این توافق که به «توافقنامهٔ کونیگاشتاین» مشهور است، بیش از هفتاد سال است که نظم و پیشبینیپذیری را بر این منصب حاکم کرده است.
پس از تأسیس جمهوری فدرال آلمان در سال ۱۹۴۹ و در بحبوحهٔ شکلگیری نهادهای دموکراتیک جدید، بر سر انتخاب اولین رئیس بوندسرات اختلافاتی بروز کرد. برای جلوگیری از تکرار چنین مناقشاتی و برای مصون نگه داشتن این جایگاه از رقابتهای سیاسی، رؤسای ایالتهای وقت در تاریخ ۳۰ اوت ۱۹۵۰ در شهر Königstein im Taunus گرد هم آمدند.
فلسفهٔ اصلی این گردهمایی، ایجاد سازوکاری خودکار و بیطرفانه بود که انتخاب رئیس بوندسرات را از حوزهٔ نفوذ احزاب سیاسی و چانهزنیهای بینایالتی خارج کند. این رویکرد، بازتابی از فرهنگ سیاسی اجماعمحور آلمان پس از جنگ و تلاشی آگاهانه برای تضمین برابری تمام ایالتها، صرفنظر از اندازه و قدرت سیاسی آنها بود.
توافقنامهٔ کونیگاشتاین بر سه اصل ساده اما کارآمد استوار است:
۱. اصل چرخش سالانه:
ریاست بوندسرات هر سال تغییر میکند. سال کاری این نهاد از اول نوامبر آغاز شده و در ۳۱ اکتبر سال بعد به پایان میرسد.
۲. اصل جمعیت نزولی:
ترتیب چرخش ایالتها بر اساس جمعیت آنها، از پرجمعیتترین به کمجمعیتترین، تعیین میشود. این ترتیب پس از هر سرشماری سراسری مورد بازنگری قرار میگیرد تا تغییرات جمعیتی را منعکس کند.
۳. اصل نمایندگی توسط رؤسای دولتهای ایالتی:
طبق این توافق، Ministerpräsident یا شهردار حاکم (در ایالت-شهرهای برلین، هامبورگ و برمن) ایالت مربوطه، به طور خودکار ریاست را بر عهده میگیرد.
این توافق، با وجود اینکه هرگز به صورت سند قانونی مدون و رسمی ثبت نشد، به هنجار اساسی نانوشته در قانون اساسی آلمان تبدیل شده است. قدرت آن نه از الزام حقوقی، بلکه از اجماع سیاسی مستمر و کارایی عملی آن در طول دههها ناشی میشود.
این پدیده نمونهای برجسته از "قانون اساسی غیررسمی" است که نشان میدهد چگونه نهادهای سیاسی آلمان برای حفظ ثبات بلندمدت، محدودیتهای داوطلبانهای را بر قدرت خود اعمال میکنند. این هنجارِ مبتنی بر خرد جمعی، به اندازهٔ قوانین مدون در شکلدهی به رفتار سیاسی و تضمین ثبات دموکراسی آلمان مؤثر بوده است.
ترتیب کامل آخرین چرخهٔ ۱۶ سالهٔ ریاست بوندسرات که پس از تعدیلات ناشی از سرشماریِ سال ۲۰۱۱ شکل گرفته و از سال ۲۰۱۰ آغاز شده است:
۲۰۱۰/۱۱ نوردراین-وستفالن
۲۰۱۱/۱۲ بایرن
۲۰۱۲/۱۳ بادن-وورتمبرگ
۲۰۱۳/۱۴ نیدرزاکسن
۲۰۱۴/۱۵ هِسِن
۲۰۱۵/۱۶ زاکسن
۲۰۱۶/۱۷ راینلاند-فالتس
۲۰۱۷/۱۸ برلین
۲۰۱۸/۱۹ اشلسویگ-هولشتاین
۲۰۱۹/۲۰ براندنبورگ
۲۰۲۰/۲۱ زاکسن-آنهالت
۲۰۲۱/۲۲ تورینگن
۲۰۲۲/۲۳ هامبورگ
۲۰۲۳/۲۴ مکلنبورگ-فورپومرن
۲۰۲۴/۲۵ زارلند
۲۰۲۵/۲۶ برمن
تاکنون سه بار در تاریخ جمهوری فدرال رئیس بوندسرات جایگزین رئیسجمهور شده است:
۱. پس از تأسیس در سال ۱۹۴۹ پیش از انتخاب اولین رئیسجمهور،
۲. پس از استعفای هورست کوهلر در سال ۲۰۱۰ که در آن زمان یِنس بورنزن از برمن عهدهدار شد،
۳. و پس از استعفای کریستیان وولف در سال ۲۰۱۲ که هورست زیهوفر از بایرن این مسئولیت را بر عهده گرفت.
@dach_studien 🇩🇪🇨🇭🇦🇹
Post #4117
7