... انصاف باید داد که نیچه، نویسندهای خوشقلم بود و میشد شیفتگی هنرمندان و روشنفکران به او را بخشید، اگر این شیفتگی تنها به تحسین هنر ادبیاش و خوانشی کنایی از آن جهانبینی مخوف محدود میشد. اما شوربختانه، شمار شگفتآوری از روشنفکران و هنرمندان قرن بیستم، دلباختهٔ دیکتاتورهای تمامیتخواه بودند؛ سندرومی که مارک لیلا آن را مستبددوستی (tyrannophilia) میخواند. برخی از این مستبددوستان، مارکسیست بودند و بر آن اصل قدیمی کار میکردند که: «شاید حرامزاده باشد، اما حرامزاده خودمان است». اما بسیاری دیگر، نیچهای بودند. بدنامترینشان، مارتین هایدگر و کارل اشمیت بودند؛ دو نازی دوآتشه و از مریدان هیتلر. در حقیقت، کمتر دیکتاتوری را در قرن بیستم میتوان یافت که در میان طبقهٔ روشنفکر، سینهچاکی نداشته باشد: از موسولینی (با حمایت ازرا پاوند)، لنین (اچ. جی. ولز)، استالین (سارتر)، مائو (فوکو)، آیتالله خمینی (فوکو) گرفته تا کاسترو (گراهام گرین). و در دورههای مختلف، روشنفکران غربی، ثناگوی هو شی مین، قذافی، صدام حسین، پل پوت و هوگو چاوز نیز بودهاند...
~ پینکر
–نظری
Post #839
1.34K
Forwarded from Science For Life (Ali Nazari)
- 👏 3
- 👍 2
- 👎 1