فکت نامحبوب ۲۰
انعطافپذیری لازمهی مبارزه است و برای اینکه بتونی به طور مصمم انعطافپذیر باشی، باید روی اصول محکمی سفتوسخت وایستی و کوتاه نیای.
توی واقعیت سخت پروژهی انقلاب، به جایی نمیرسی اگر بخوای منزه و کمالگرا باشی. و همچنین اگر شیربرنجی و آفتابپرست باشی و مقابل همهچی کوتاه بیای و خودت رو به هر لجن و کثافتی هم آلوده کنی، یا نمیتونی پیروز بشی یا اگر هم پیروز بشی جهنم درست میکنی. برای اینکه هم پیروز بشی و پیروزیات به نتیجهی خوبی برای مردمات برسه، لازمه که بتونی دربارهی همهچیز مذاکره کنی بجز اصول بنیادین.
به بهانهی عملگرایی اجازه ندین شما رو تبدیل به هیولایی کنن که جهنم خلق میکنه.
اصول بنیادین لازمن تا یادتون نره برای چی میجنگین. تا انگیزه داشته باشین بجنگین. تا چشماندازی داشته باشید که جهنم نسازید.
و باز توی این مورد هم اسرائیل یه نمونهی الهامبخشه. کمتر کسی این رو به شما میگه چون بخاطر دشمنیها شناخت درستی از وضعیت فعلی اسرائیل وجود نداره:
هیچ بحرانی باعث نشد که ملت یهود از اصول بنیادین خودش دست بکشه. هیچ بحرانی باعث نشد که بیخیال دموکراسی بشن. برای اقلیت عربهایی که شهروند اسرائیل شدن (و امروز دو میلیون نفرن) هم دموکراسی و حقوق بشر وجود داره و رعایت میشه. آزادی احزاب هیچ اقلیتی لگدمال نمیشه. هیچ بحرانی باعث نشد که دست به اعدام مخالفینشون بزنن یا حتی تروریستها و زندانیهای فلسطینی رو اعدام کنن. هیچ بحرانی باعث نشد که بیخیال حاکمیت قانون و استقلال قانون بشن. موشه کاتساو (رییس جمهور سابق اسرائیل) رو یک قاضی عرب بخاطر فساد جنسی محاکمه کرد.
(اسرائیل از روز اولی که شکل گرفت فقط دو مورد اعدام داشته. تنها مورد اعدام قانونی، آدولف آیشمن بود. مورد دیگر هم یه یهودی نظامی که توی جنگ ۱۹۴۸ به اشتباه به خیانت متهم شد و محاکمهی نظامی-صحرایی شد. این مورد بعدا تبرئه شد و مشخص شد حکمش اشتباه بوده. بجز این، اسرائیل تا الان هیچ کسی رو اعدام نکرده)
جنگهای زیادی کردن و کشتههای زیادی دادن. اگر بخوایم درصد کشتههای اونها نسبت به جمعیتشون رو توی جمعیت ۹۰ میلیونی خودمون معادلسازی کنیم به چنین اعدادی میرسیم: جنگ ۱۹۴۸: ۹۰۰هزار کشته. جنگ ۱۹۵۶(بحران سوئز): ۱۰٬۸۰۰ کشته. جنگ ۱۹۶۷ (جنگ ششروزه): ۲۵٬۲۰۰ کشته. جنگ ۱۹۷۳ (جنگ یومکیپور): ۷۲٬۰۰۰ کشته. جنگ لبنان ۱۹۸۲: ۱۴٬۴۰۰ کشته. جنگ لبنان ۲۰۰۶: ۱٬۸۰۰ کشته. جنگ غزه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳: ۱۴٬۴۰۰ کشته. توی این جنگها میخواستن همهشون رو تا آخرین نفر سلاخی کنن و به دریا بریزن. ولی اینها مجوزی برای زیرپا گذاشتن اصولشون نشد.
تا جایی که برای بقا و دفاع از مردمشون لازم بوده جنگیدن و توی این جنگها مجبور شدن کارهای بدی هم بکنن. ولی بعد از پیروزی جهنمی درست نکردن. نه بین خودشون نه برای اقلیتهای عرب داخل اسرائیل. بعد از یومکیپور، حزب حاکم (که بنیانگذار اسرائیل هم بود) شاید میتونست دیکتاتوری بپا کنه ولی چنین کاری نکرد و توی رقابت دموکراتیک قدرت رو به مناخم بگین و لیکود واگذار کرد. حتی فلسطینیهای کرانهی باختری و غزه وقتی تحت ادارهی اسرائیل بودن هم همین وضعیت رو داشتن. اون موقع یه عرب ساکن غزه حقوق انسانی بیشتری داشت تا بعدا که حماس روشون حاکم شد.
ایستادگی پای اصول بنیادین، بخاطر «آدمخوبه» بودن نیست. برای اینه که دلیلی برای جنگیدن داشته باشی. دلیلی داشته باشی تا بدونی چرا باید بجنگی. چیزی داشته باشی که بتونی براش بجنگی و حتی کارهای وحشتناکی کنی تا حفظش کنی.
اگر همهچی رو از دست بدین، اگر هیچ اصولی رو نگه ندارین، انگیزهای برای جنگیدن مداوم نخواهید داشت. انگیزهای برای مراقبت از دستاوردهاتون نخواهید داشت. بحرانها شما رو شکست خواهند داد یا باعث فروپاشی شما خواهند شد. لازمه سر اصول بنیادینات سفتوسخت باشی تا برای دفاع از همون اصول بتونی سرسختترین آدم باشی و تا جایی که دشمنان آزادی مردمت کوتاه نیامدن، مبارزهی خشن و جدی بکنی.
بدون داشتن اصول، نمیتونی سرباز مردمت بشی چون یه سرباز نباید تردید کنه. نباید تردید کنه که کجا شلیک کنه و کجا شلیک نکنه و تفنگش رو تحویل بده. سربازی که به هیچ اصلی پایبند نباشه همهی هموطنانش رو به رگبار خواهد بست. و آدمها ذرهذره به اینجا میرسن وقتی اصولی نداشته باشن.
Post #864
1.58K
Forwarded from Nolan Writes
- 👍 22
- 👎 2
- 😎 1