شروع کردم به تحقیق و مبنا رو هم بر دادههای خود وزارت کشاورزی و سازمان آمار جمهوری اسلامی گذاشتم. با اینکه میدونم انواع تغییرات سفارشی در این اعداد داده میشه و همچنین چون به هیچ عنوان سواد لازم رو در سطوح مختلف ندارند، ولی با این وجود چون مجبور به استناد بودم رفتم سراغ همین آمارها.
از وضعیت فاجعهی آمار دهی و گزارش و چند دستهگی بین نهادهای متولی که بگذریم، که باورنکردنی هم بود، خود همین آمار غیر دقیق و واقعی هم شگفتانگیز بود.
در حال کار روی دادهها و تحلیل بودم که در همون زمان گزارشاتی منتشر شد مبنی بر اینکه اساتید برجسته اومدن گفتن داستان مصرف آب و هندوانه یک افسانه هستش و مردم سواد لازم رو ندارن و چون نمیدونم هندوانه بزرگه در مقابل گندم فکر میکنند که هندوانه پرمصرف هست در صورتی که گندم 30 برابر بیشتر آب مصرف میکنه و...
⬅️ همینجا بود که متوقف کردم کارم رو.
دیدم که وقتی هنوز مثلا برجسته ترین اساتید که چقدر هم قشنگ حرف میزنند هنوز مفاهیم Deep Insight در تحلیل داده رو نمیدونن من چطوری باید برای جامعه در مورد سو مدیریت مصرف آب کشاورزی در جمهوری اسلامی بنویسم.
بله، درسته که مصرف آب برای تولید گندم چندین برابر مصرف آب برای تولید هندوانه است، اما اساتید عزیز، اون سطح یک داده هست که کوچکتر ارزشی برای تحلیل مدیریت یک کشور نداره.
اساتید خیلی برجسته، چرا از مفاهیم Limiting Factor و از اون مهمتر Opportunity Cost در لایه سوم تحلیل داده صحبتی نمیکنید؟ تنها دو دلیل میتواند داشته باشد، یا انتفاعی در کار است یا سواد لازم را ندارید.
بر همین اساس تصمیم گرفتم که کمی در مورد این مفاهیم بیشتر صحبت کنم. تا حداقل برای یک موضوعی که به چشم همه اومده، مصرف آب در کاشت هندوانه، تنها به ظاهر آماری توجه نکنیم و مردم بیشتر از این فریب اساتید برجسته را نخورند.
سروش سارابی
@daneshagahi
