از کتاب ۲۱ درس برای قرن بيست و يکم
يووال نوح هراری
ترجمه: نيک گرگين
وقتی از مؤمنين سؤال میشود که آيا خدا واقعاً وجود دارد، آنها اغلب شروع به صحبت از مهماهای اسرارآميز هستی و محدوديتهای ادراک انسانی میکنند. آنها فرياد میزنند: «علم نمیتواند انفجار عظيم ‐ بيگبنگ ‐ را توضيح دهد، پس خدا مسبب آن است».
همانطور که يک شعبدهباز با فن عوض کردن جای يک ورق بازی با ورق ديگر زيرکانه بينندهاش را میفريبد، مؤمن هم به سرعت «قانونگذار دنيوی» را به جای «راز هستی» مینشاند. پس از گذاشتن نام خدا بر روی اسرار هستی، از آن برای محکوم کردن مايوی زنانه و طلاق استفاده میکنند. «ما دليل انفجار عظيم را نمیدانيم، بنابر اين تو بايد موی خود را در ملأ عام بپوشانی و بر عليه ازدواج همجنسگرا رأی دهی».
نه تنها هيچ ارتباط منطقی ميان اين دو وجود ندارد، بلکه ضد و نقيض هم هستند. هرچه اسرار هستی عميقتر باشد، ربط آن با دستورالعملهای تکفير لباس زنانه و رفتار جنسی انسانی کمتر است.
حلقة گمشده ميان اسرار هستی و قانونگذار دنيوی معمولاً با اين يا آن کتاب مقدس پيدا میشود. اين کتابهای مقدس مملو از مقررات پیشپا افتاده هستند، اما با اين وجود به اسرار هستی ارجاع دارند. احتمالاً خالق مکان و زمان آن کتاب را تدوين کرد، تا ما را عمدتاً نسبت به فلان معبد اسرارآميز و غذای حرام آگاه سازد.
در حقيقت ما هيچ مدرکی در دست نداريم که نشان دهد که کتاب مقدس يا قرآن يا کتاب مورمون يا ودا يا هر کتاب مقدس ديگری توسط همان نيرويی تدوين شده که معادلهٔ «انرژی برابر است با جرم ضربدر سرعت نور به توان دو و اينکه پروتونها ۱۸۳۷ بار بزرگتر از الکترونها هستند» را تدوين کرده است.
با استناد به آخرين دستاوردهای علمی، تمام اين متون مقدس توسط انسان خردمند خيالپرداز نوشته شدهاند. اينها فقط داستانهايی هستند که توسط پيشينيان ما ابداع شده، تا به هنجارهای اجتماعی و ساختارهای سياسی مشروعيت دهند.
کنجکاوی من در بارهٔ اسرار هستی هرگز فروکش نکرده است، اما هيچگاه ربط آن را با قوانین آزاردهندهٔ يهوديت، مسيحيت يا آئين هندو درک نکردهام. اين قوانين قطعاً برای استقرار و بقای نظم اجتماعی طی هزاران سال بسيار ضروری بودهاند، پس برای اين منظور تفاوتی اساسی با دولتها و مؤسسات غير دينی نداشتهاند.
...
Post #564
346
Forwarded from Nick Gorguin (Nick Gorguin)