گذری و نظری بر ظهور و سقوط یک دانشمند استالینی که در سایه دیکتاتوری رشد و ژنتیک مندلی را ممنوع کرده بود.
استالين از علم ژنتيك مدرن متنفر بود. چون نمىتوانست كروموزومها را وادار به فرمانبردارى از آدمى كند. بدينسبب، دانشمندان استالينى، ازجمله ليسنكو، به جستوجو در تئورىهاى علوم زيستى پرداختند تا به تئورى لامارك رسيدند و آن را مناسب طرز فكر استالين يافتند. چون لامارك ژن و كروموزوم را نمىشناخت و مدعى بود كه صفات اكتسابى به نسلهاى بعدى منتقل مىشوند. در سالهاى دههٔ ۱۹۳۰ هنوز برخى زيستشناسان سر سازش با استالين نداشتند. دغدغهٔ بسيارى از ژنتيكدانان آن روزگار كشاورزى يا ادعاهاى شبهعلمى ليسنكو نبود، بلكه آنان برخلاف خواست حاكمان در پى ژنتيك مگس سركه بودند.
اما آزمايش روى مگس سركه از يكسو تئورىهاى ژنتيك را تأييد و از سوى ديگر اصول و نسبتهاى وراثت مندلى وجود اجسامى را كه استالين از آنها نفرت داشت و كروموزوم ناميده مىشدند، آشكار مىكردند. لذا ژنتيك مندلى در سراسر كشور ممنوع اعلام شد.
پس از آن تبليغات ليسنكو كه اكنون مقام و نفوذ بسيارى به دست آورده بود و ظاهرا تمايزى بين زيستشناسى نظرى و كاربردى قائل نبود، زيستشناسان دانشگاهى را دوستان مگس سركه و دشمنان خلق لقب داد، آنان را به باد انتقام گرفت و متهم كرد كه قصد دارند با انجام كارهاى خلاف، يعنى تحقيق روى مگس سركه، عمداً اقتصاد شوروى را فلج كنند. او كه بر صندلى رياست آكادمى علوم شوروى نشسته بود، در سالهاى ۱۹۳۴ تا ۱۹۴۰ پس از غيرقانونى اعلام كردن تئورى ژنتيك مندلى بسيارى از دانشمندان منتقد و نيز آنانى را كه به ژنتيك مندلى اعتقاد داشتند، يا مظنون به داشتن اين اعتقاد بودند، به كشتن داد يا به اردوگاههاى كار اجبارى فرستاد تا در آنجا نابود شوند، در ميان آنان كم نبودند دانشمندانى معتبر كه از شهرت جهانى نيز برخوردار بودند....
↓متن کامل مقاله ↓
Post #370
2.24K
Forwarded from اتچ بات
Telegram attach 📎