ما در شرف تولید انسان خداگونه و ابرانسان هستیم.
بخش دیگری از مصاحبه با دکتر هراری، نویسنده کتاب ساپینز: تاریخچه گونه انسان و کتاب هومودئوس: تاریخچهی آینده انسان
اشپیگل: بیایید دربارهی (کتاب اخیرتان به نام) هومودئوس یا همان انسان خداگونه حرف بزنیم. زمان اینگونه از انسان کی فرا خواهد رسید؟
هاراری: به نظرم بهتر است به جای سده ها از دهه ها حرف بزنیم. روندی ست که آغاز شده.
اشپیگل: منظورتان از مفهوم هومو دئوس چیست؟
هاراری: دقیقاً همان که میگوییم : انسانی با تواناییهایی که به طور سنتی برای خدا در نظر گرفته شده است. بعضی از این تواناییها را مدت هاست که به دست آورده ایم. انسان امروزی با در نظر گرفتن اینها به چشم نیاکانش خدایی ست برای خودش. در برهه ی بزرگی از تاریخ ، انسان برای حل مشکلاتش دست به دامان خدا می شد. هنگام بیماری به نیایش می پرداخت، باران نمیآمد و محصول به خطر میافتاد، دعا میکرد . امروز علم و پیشرفتهای تکنولوژیک برای بسیاری از این مشکلات، راه حلهایی به مراتب بهتر از دعا به درگاه خدایان غیرقابل اعتماد پیدا کرده. مفهومی که حالا ما را به مذهب پیوند میزندـ آخر الزمان و یا ارزشهای اخلاقی ـ فقط باقیمانده ای ازالهیات است. مذهب تلاش کرده با توجه به همه ی این عوامل خود را تطبیق بدهد. حالا که میبیند دیگر کسی در بستر بیماری یا سر زمین به کمک او نیاز ندارد، دنیای خیالی دیگری را عرضه می کندیعنی میرود سراغ « زندگی بعد از مرگ»
اشپیگل: اما تمام توانایی انجیلی آفرینش ،دمیدن روح زندگی ست.
هاراری: درست در همین زمینه بشر دارد در حال حاضر کار میکند. من گمان میکنم که بشر قرن بیست و یک نه ماشین و لباس و غذا بلکه اندام و مغز و خودآگاه خواهد ساخت. یعنی زندگی ساخته ی دست انسان و سه مرحله باید پشت سر گذاشته شود تا ما به هومو دئوس برسیم. اول ایجاد مهندسی زیستی، دوم سیبرنتیک یا همان اجزای مکانیکی وارگانیک و سوم ساختن زندگی و هوش مصنوعی. اگر اینها به دست آید، ما تبدیل به خدا خواهیم شد.
اشپیگل: به همین ترتیبی که گفتید؟
هاراری: تکنولوژی زیستی در محدوده ی زندگی ارگانیک وجود دارد. از چهار میلیارد سال پیش طبیعت مشغول ساخت و ساز اشکال جدیدی از زندگی ست. هیچ دلیلی وجود ندارد که انسان خردمند امروزی آخرین پله ی این تکامل باشد. اما مهندسان زیست شناس در آمریکا و یا چین که پیشرفتهای خوبی در این زمینه تغییر ژن داشته است، تحمل انتظارکشیدن ندارند. انسان امروزی به فضا میرود و کامپیوتر می سازد، در حالی که نیاکانش فقط چند ابزار سنگی سرهم می کردند، اما ما و اولین انسانهای راست قامت فقط تفاوتهای بسیار کوچکی در DNA با هم داریم. اگر ما بتوانیم به دست خود چنین جهش هایی ایجاد کنیم، چه تواناییهای عظیمی به دست خواهیم آورد؟ و البته باید گفت، چه فاجعه ی وحشتناکی میتواند به وجود آید؟
اشپیگل : ودومی …
هاراری : راه دوم رادیکال تر است و زندگی ارگانیک را با زندگی غیر ارگانیک پیوند می زند.چشم، گوش و اندامهای بیونیک (مصنوعی) همین حالا هم بیماران افلیج میتوانند به کمک قدرت فکر اعضای مصنوعی خود را حرکت بدهند. امروز میشود کلاهی خرید که علامات مغزی را میخواند و درست مثل کنترل از راه دور در کارهای خانه کمک میکند. فقط باید فکر کنی که چراغ روشن شود و میشود .
اشپیگل: به راستی وجود دارد؟
هاراری: با صد دلار و آن لاین میشود خرید.
اشپیگل: و مرحله ی سوم؟
هاراری: راه سوم تمام بخش ارگانیک را پشت سر میگذارد تا موجودی غیر ارگانیک بسازد. ابزار هوشمند جای سیستمهای عصبی را می گیرد. بعضی از دانشمندان حرفش را میزنند که امکان ذخیره کردن خودآگاه آدمی در کامپیوتر وجود دارد و به این شکل میشود مغز را ساخت. حالا اینکه به راستی امکانپذیر است یا نه هنوز یک پرسش بی پاسخ است. من شک دارم. اما یک چیز روشن است وآن اینکه زندگی میتواند شکلی پیدا کند که ما در افسارگسیخته ترین رویاهامان هم فکرش را نمی کردیم، چون رؤیاهای ما هر چه که باشد، محصول یک مغز ارگانیک است.
http://ow.ly/77QX30atNrv
@daabeh فایل پی دی اف این مصاحبه بزودی در دابه
Post #191
3.14K