گربه چاقی که برندت رو میخوره!
.
چند وقت پیش داشتم کتاب «دوباره فکر کن» آدام گرانت رو میخوندم که به مفهوم جالبی برخوردم؛ سندروم گربه چاق.
.
این مفهوم درباره چاقی گربهها نیست؛ درباره رضایتزدگیه.
درباره زمانی که یه آدم، یه کسبوکار یا یه برند به جایی میرسه که از وضعیت فعلیش راضیه؛ اونقدر راضی که دیگه دلیلی برای تغییر، یاد گرفتن یا ریسک کردن نمیبینه.
.
اما چرا اسمش گربه چاقه؟
.
چون یه گربه خونگی که همیشه غذاش آماده است، کمکم مهارتهایی رو از دست میده که توی طبیعت برای زنده موندن بهش نیاز داره.
اون احساس امنیت میکنه، اما همین احساس امنیت باعث میشه کمتر خودش رو برای تغییرات و چالشهای جدید آماده کنه.
.
برای آدمها و برندها هم ماجرا تقریباً همینه.
گاهی موفقیت و آرامش، ما رو وارد یه منطقه امن میکنه که دیگه احساس نمیکنیم نیازی به رشد کردن داریم.
.
مشکل اینجاست که دنیا متوقف نمیشه.
.
رقبا متوقف نمیشن.
.
تکنولوژی متوقف نمیشه.
.
نیازهای مشتری هم متوقف نمیشن.
.
اما کسی که توی منطقه امن خودش نشسته، معمولاً آخرین نفریه که این تغییرات رو میبینه.
.
شاید بتونیم بگیم که نوکیا و کداک و بلکبری معروفترین قربانیان این سندرومن، برندهایی که انقدر به نقطه امنشون اعتماد داشتن که همونجا خاک شدن و به فراموشی سپرده شدن.
.
شاید بزرگترین دشمن موفقیت، خود موفقیت و حس رضایت ازش باشه!
.
📚 دوباره فکر کن | آدام گرنت
.
.
#معرفی_کتاب #برندینگ #موفقیت
Post #2165
2.47K
- 👍 15
- ❤ 7