کاپوها کیا بودن و [هستن]؟
.
توی اردوگاههای کار اجباری، همهی آدما رو بهعنوان زندانی میاوردن اونجا؛ ولی بعضیهاشون کمکم انتخاب و تبدیل شدن به بخشی از خودِ سیستم.
.
به این آدمها میگفتن «کاپو»
.
زندانیهایی که در ازای یهذره غذای بیشتر، شرایط بهتر یا فقط بیشتر زنده موندن، روی بقیه زندانیها نظارت میکردن، دستور میدادن و حتی گاهی اعمال خشونت میکردن.
.
این دقیقاً همون چیزیه که ویکتور فرانکل تو کتاب انسان در جستجوی معنا بهش اشاره میکنه.
.
بخش تاریک داستان اینه که سیستمها همیشه خودشون مجریِ زور نیستن و گاهی کاری میکنن که قربانی، خودش تبدیل بشه به بازوی سیستم.
شاید برای همینه که خطرناکترین سیستمها، اونایی نیستن که بهصورت مستقیم فقط قربانی میگیرن، بلکه اونایین که کاری میکنن تا قربانیهاشون هم ازشون دفاع کنن و حتی باهاشون همراهی کنن.
.
یه نکته دیگه هم تو دل این قضیه وجود داره، اونم اینکه شرارت همیشه با ظاهر هیولاگونه ظهور نمیکنه، بلکه از دل آدمهای معمولی میاد که نسبت به وجود شر بیتفاوتن و به مرور باهاش همراه میشن و در نهایت امان از جمله “مامورم و معذور”
Post #2139
1.77K

- 👍 22
- ❤ 5