قصهها توی همهچیز نقش بستن و پررنگترین نقششون به چشم ما توی هنر و ادبیاته. همیشه میگن هنر و ادبیات نمیتونن نجاتت بدن فقط میتونن چند لحظه کمکت کنن تا فرار کنی اما نه، من میگم میتونن نجاتت بدن.
چون آدمها همون دنیاهایی میشن که ازشون تغذیه کردن. آدمها همون افرادی میشن که باهاشون بزرگ شدن و کی گفته نمیتونی انتخاب کنی با چه آدمهایی بزرگ بشی؟ گاهی میتونی این کار شگفتانگیز رو انجام بدی.
چون بخش بزرگی از یه شخص همون چند لحظه فراری میشه که موقع دوست داشتن یه داستان خوب تجربه کرده.
تنها راه فرار آدمها از شبیه نشدن به چیزی که بهشون تحمیل شده و نمیتونن به هیچوجه توی یه مدت کوتاه ازش فرار کنن همین چیزهاست. چون اینطوری تنها دنیایی که دارن اون آدمها و اون مکانهایی که دنیا با منطق دردناکش بهشون تحمیل کرده نیستن. پس من به هنر و ادبیات نمیگم فرار، من بهمعنای واقعی کلمه بهشون میگم نجات.
چون ما آدمها کمکم همون چیزهایی میشیم که برای سرگرمی انجامشون میدیم و دوستشون داریم.
Post #1576
57
- 🕊 1