Post #1300
102
Someone, Somewhere «عادت و آشنا بودن» با چیزی موضوع عجیبیه. شما ممکنه بدون اینکه بفهمید توی یه چرخه از روابط آسیبزننده بیفتید چون صرفا مغزتون با چیزی که براش آشناتره راحتتره. چون بلده چطوری باهاش رفتار کنه. مثلا کسی که توی کودکیش توی محیط خشنی بوده توی بزرگسالی هم بدون اینکه…
برای همینه ابهام و چیزهای جدید امتحان کردن برای بعضی آدمها سختتر از بقیهست. چون مغزشون بیشتر توی حالت بقا فرو رفته و میترسه انرژیش رو سر چیزهایی بذاره که معلوم نیست «تهش چی میشه». اینطوریه که باشه، حتی اگه تهش بده من چون میدونم چه خبره پس میتونم عوضش کنم. ولی یه سمت دیگهی ذهن که دلش میخواد همهچی مثل دفعات قبل پیش بره قویتره و دوباره همون آش و همون کاسه. و همهی اینها بدون اینکه بفهمیم توی سطح ناخودآگاه اتفاق میفته.