🧠 همهی ما به یک شکل اهمالکاری نمیکنیم.
تا اینجا دربارهی بعضی از سازوکارهایی حرف زدیم که میتونن باعث بشن یک کار رو عقب بندازیم. اما شکل اهمالکاری برای همهی ما یکسان نیست. ممکنه دو نفر هر دو یک کار رو عقب بندازن، اما چیزی که پشت این رفتار اتفاق میافته کاملاً متفاوت باشه.
این تفاوتها فقط در ظاهر رفتار نیستن. پشت هر الگو ممکنه فرایندهای شناختی متفاوتی پررنگتر باشن؛ از تنظیم هیجان و اجتناب گرفته تا برآورد زمان، تصمیمگیری، توجه، حساسیت به پاداش یا ارزیابی توانایی خودمون. یعنی یک رفتار مشابه ــ عقب انداختن ــ میتونه از مسیرهای متفاوتی شکل بگیره.
✅ خانم مونیکا رامیرز باسکو در کتاب راهنمای درمان اهمالکاری، علاوه بر اشاره به ویژگیهای مشترک اهمالکاران، مثل دیر شروع کردن، رها کردن کارها، بهانه آوردن برای شروع نکردن یا درگیر بودن ذهن با کارهای دیگه، دربارهی چند الگوی رایج اهمالکاری صحبت میکنه:
🟤 الگوی اجتنابی
گاهی چیزی که عقب میاندازیم دقیقاً همون چیزیه که نمیخوایم باهاش روبهرو بشیم. مثلاً یک ایمیل رو باز نمیکنیم چون احتمال میدیم خبر خوبی توش نباشه، یک تماس رو عقب میاندازیم چون استرسزاست، یا کار ناخوشایندی رو تا آخرین لحظه نادیده میگیریم.
⬅️ در این الگو، فاصله گرفتن از موقعیت یا احساس ناخوشایند، بخش پررنگی از اهمالکاریه.
🟠 الگوی بینظم
اینجا ممکنه مشکل بیشتر خودش رو در مدیریت زمان و کارها نشون بده. فکر میکنیم «هنوز وقت دارم»، زمان لازم برای انجام کار رو کمتر از واقعیت تخمین میزنیم، اولویتبندی سخت میشه و گاهی بین چند کار مختلف پخش میشیم یا به جای کار بزرگتر، خودمون رو با کارهای کوچکتر مشغول میکنیم.
⬅️ در نتیجه، کارها لزوماً چون نمیخوایم انجامشون بدیم عقب نمیافتن؛ ممکنه زمان و حجم کار رو درست برآورد نکرده باشیم یا نتونیم بین کارهایی که پیش رومونه درست اولویتبندی کنیم.
🟡 الگوی مردد به خود
اینجا شک به خود، ترس از اشتباه یا شکست میتونه نقش پررنگتری داشته باشه. و ته ذهنمون این مدل سوالها وجود داشته باشه: «اگه نتونم خوب انجامش بدم یا تصمیم اشتباهی بگیرم چی؟»
⬅️ گاهی همین تردید باعث میشه شروع یک کار سخت یا حتی گرفتن یک تصمیم رو مدام عقب بندازیم.
🟣 الگوی بینفردی
بعضی وقتها اهمالکاری در رابطه با دیگران خودش رو نشون میده. مثلاً از اینکه کسی به ما بگه چه کاری انجام بدیم خوشمون نمیاد و با عقب انداختن اون کار، سعی میکنیم دوباره احساس کنیم کنترل دست خودمونه؛ یا وقتی «نه گفتن» برامون سخته، کاری رو قبول میکنیم ولی بعداً انجام دادنش عقب میافته.
⬅️ گاهی تعلل حتی میتونه راهی غیرمستقیم برای نشون دادن ناراحتی یا مقاومت در برابر درخواست دیگران باشه.
🟢 الگوی همهیاهیچ
این الگو میتونه شکلهای مختلفی داشته باشه:
- گاهی مسئولیتهای زیادی قبول میکنیم و بیش از حد متعهد میشیم؛ حتی ممکنه هیجان شروع کارهای جدید هم ما رو جلو ببره، اما وقتی حجم کارها از زمان و انرژیمون بیشتر میشه، احساس آشفتگی میکنیم و بعضی کارها نیمهکاره میمونن.
- گاهی استانداردهای خیلی بالایی برای خودمون داریم و اگر فکر کنیم نمیتونیم کار رو اونطور که «باید» انجام بدیم، شروعش نمیکنیم یا رهاش میکنیم.
- و گاهی هم افراط در کارکردن داریم؛ بیش از حد و بدون استراحت کار میکنیم؛ تا جایی که خسته یا فرسوده میشیم و بعد ممکنه مدتی کار رو کاملاً کنار بذاریم.
🔴 الگوی لذتجو
گاهی هم کارهای لذتبخشتر خیلی راحت جای کاری رو که باید انجام بدیم میگیرن. اگر حال و حوصله نداریم، کار نمیکنیم؛ از یک فعالیت خوشایند سخت دل میکنیم و برگشتن به کار اصلی دشوار میشه.
⬅️ اینجا چیزی که در لحظه خوشایندتره، وزن بیشتری پیدا میکنه و میتونه باعث بشه کار اصلی باز هم به بعداً منتقل بشه.
📣 کمالگرایی یکی از چیزهاییه که معمولاً خیلی زود بهعنوان علت اهمالکاری مطرح میشه، اما همونطور که این الگوها نشون میدن، اهمالکاری میتونه مسیرهای خیلی متفاوتتری داشته باشه؛ از اجتناب و تردید نسبت به خود گرفته تا بینظمی، مسائل بینفردی یا ترجیح لذت فوری.
⚠️ اما یک نکته مهم: اینها شش شخصیت جدا از هم نیستن.
ممکنه در چند الگو نمرهی بالایی داشته باشیم یا حتی بسته به موقعیت، شکل اهمالکاریمون تغییر کنه. مثلاً در کارهای دانشگاهی بیشتر مردد به خود باشیم، در کارهای روزمره بینظم، و در بعضی موقعیتها بیشتر اجتناب کنیم.
🔄 پس قرار نیست دنبال یک «تیپ اهمالکاری» ثابت برای خودمون بگردیم؛ شاید دقیقتر باشه ببینیم در موقعیتهای مختلف، کدوم الگوها در ما بیشتر تکرار میشن.
📌 در پست بعدی یک پرسشنامهی کوتاه میگذارم که میتونه کمک کنه ببینید کدوم الگو در شما پررنگتره.
#زندگی_با_شناخت #مغز_اهمالکار
♾️ CogniPath | Telegram | Instagram
Post #340
480
CogniPath | راهنمای مسیر ⏰ اگه اهمالکاری یک چرخه تکرار شونده میسازه، پس چرا وقتی ددلاین نزدیک میشه، ناگهان میتونیم کار رو انجام بدیم؟ سه هفتهست یک گزارش، پروژه یا تکلیف رو عقب انداختید. هر روز فکر شروع کردنش سنگین بوده و مدام به فردا منتقل شده. بعد شب قبل از تحویل میرسه و…
- ❤ 5