مینیسری روانشناسی در علوم شناختی
قسمت ۱: داستان بنبستی که روانشناسی شناختی را بهوجود آورد.
🎭 قبل از اینکه علوم شناختی وجود داشته باشد، روانشناسی میداندار مطالعه رفتار انسان بود. اما آن روانشناسی یک ویژگی مهم داشت: ذهن تقریباً ممنوع بود.
⛏️ سالها رفتارگرایی حکم میکرد که فقط رفتار قابل مشاهده اعتبار دارد؛ نه بازنمایی، نه تصویر ذهنی، نه معنا، نه هدف، نه ساختار ذهنی.
🔦 از مانفیست مشهور واتسون رفتارگرا (۱۹۱۳) داریم: «موضوع روانشناسی، رفتار قابل مشاهده است؛ نه فرایندهای ذهنی.»
📍 رفتارگرایی بر یک فرض پایهای استوار بود:
اگر نمیشود چیزی را مستقیماً اندازه گرفت، پس علمی نیست. نتیجهاش این بود که چون ذهن اندازهگیریناپذیر است، پس مطالعهاش علمی نیست. اینطور شد که سالها تفکر حذف شد و کارکردهای شناختی معنای دیگری برای خود داشتند:
▪️ یادگیری = تقویت
از نظر ثورندایک و بعد اسکینر یادگیری یعنی شکلگیری عادت و تقویت پاسخ درست با روش تقویت و تنبیه.
▪️ ادراک = پاسخ به محرک
در این دیدگاه، ادراک یک فرآیند معنابخش نبود، بلکه واکنشی آموختهشده به محرکها محسوب میشد.
▪️ زبان = رفتار کلامی
اسکینر میگفت زبان مجموعهای از عادتهای کلامی است که از طریق تقویت شکل میگیرند. هیچ ساختار درونی یا خلاقیت زبانی وجود ندارد.
🛡این چارچوب ظاهرا یکپارچه بود و محدودیتهایش در ابتدا کار را ساده میکرد، ولی کمکم روانشناسی را به یک بنبست رساند؛ ذهن واقعی پشت یک پرده مانده بود.
💔 ترکهای اولیه
در دهههای ۳۰ و ۴۰ میلادی، شواهدی ظاهر شد که رفتارگرایی نمیتوانست توضیح دهد.
▪️ ادراک فعال (گِشتالت)
روانشناسان گشتالت از دهه ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۰ (ورتایمر، کوهلر، کافکا) نشان دادند که ادراک، ساخت فعال است؛ نه پاسخ منفعل به محرک.
این با فرض ساده محرک–پاسخ سازگار نبود.
▪️ حل مسئله هدفمند
رفتار حل مسئله در انسان و حیوانات نشان میداد انتخابها فقط نتیجه آزمایش–خطا نیستند. چیزی شبیه برنامهریزی وجود داشت، اما رفتارگرایی چنین مفهومی نداشت.
ولفگانگ کوهلر در دهه ۱۹۱۰ نشان داد حیوانات برای حل مسئله فقط آزمایش–خطا نمیکنند؛ بینش ناگهانی، طرحریزی و بازسازی ذهنی مسئله دارند. این یعنی راهحل از عادتهای شرطی نمیآید، بلکه از ساختار ذهنی میآید.
▪️ یادگیری بدون تقویت
آزمایشهای متعدد نشان دادند حیوانات بدون پاداش هم الگوهایی را یاد میگیرند. ادوارد تولمن (۱۹۴۸) یکی از اولین روانشناسانی بود که آشکارا گفت: «رفتار تنها با محرک–پاسخ قابل توضیح نیست؛ حیوان نقشه ذهنی دارد.»
🔑 آزمایشهای او نشان داد موشها بدون پاداش مسیر محیط را یاد میگیرند، رفتارشان بر اساس نقشهٔ شناختی انتخاب میشود و یادگیری فراتر از ایجاد عادت است. تولمن هنوز زبان شناخت را نداشت، اما شاید اولین ترک جدی بر دیوار رفتارگرایی بود.
⚔️ در ادامه، مسئلههایی ظاهر شدند که مدل محرک–پاسخ قادر به توضیحشان نبود:
▫️یادگیری زبان خلاق،
▫️ظرفیت محدود حافظه،
▫️ادراک فعال و وابستهبهزمینه،
▫️و حل مسئله هدفمند.
✂️ اینها شواهدی بودند که با رفتارگرایی نمیخواندند. توماس کوهن اگر اینجا بود میگفت: «وقتی شواهد انباشته با مدل غالب نمیخوانند، بحران پارادایمی آغاز شدهاست.»
🔜 ادامه دارد...
#مینیسری #روانشناسی_شناختی #علوم_شناختی #تاریخچه_علم_شناختی
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
Post #125
1.3K
- ❤ 12
- ❤🔥 3
- 👎 2