🔺 اساسا هنرمند ما را میخواند تا به نگاهی دیگر درفتاد زندگی و آنچه حقیقت میخوانیم چه باشد و چه ما ساخته باشیم؛ بنگریم. با اینحال، متفکر نه ازپی نگاهی است و نه تهیه و طرح و توزیع نظریه و نگاهی. متفکر نگاه ندارد؛ به کدامین سو مینگرد؟ متوجه نمیشویم ازآنکه چشمانش سویی و سمتی ندارد. تا به حال در چشمان متفکری خیره شدهایم؟ میگویند تصاویر کوتاهی که از دوران بستری بودن نیچه به دستمان رسیده، واقعی است. نمیگفتند واقعی است باز میگفتم که واقعیتر ندارد؛ در چشمان و سمت و سوی نگاه نیچه دقت کردهایم؟ نگاهش سو ندارد؛ سمتی ندارد. و چرا در میان طایفه کوران، مجنون نخوانند کسی را که چون خودشان نمیبیند و نمیفهمد و نمیگوید؟ هنرمند کور است گرچه در اوج هنرمندی باشد؛ از آنکه میخواهد نه با چشمانش که با دست بفهمد. اگر هایدگر میگفت انسان با دست میاندیشد و مقصودی جز بیان هگل داشت که حقیقت نخست در هنر به ظهور میآید، در هر آنچه درفتاد تفکر و حقیقت گفته است باید شک کرد. متفکر خوانده شده است و میکوشد ما را بخواند به آنچه سو ندارد؛ نه آنکه در جایی دیگر و مقامی متفاوت است و ساحتی دیگر دارد. در همینجا؛ همین نقطه؛ هم اکنون و ... تو چه میبینی که در اینجا و اکنون چیزی جز با بافتن و سرهم کردن و .... نمیبینی و نمییابی.
✍🏻 دکتر سید محمدتقی چاوشی:
💠 @Chawousch
Post #11
302