🔺 افلاطون در رساله گرگیاس آوردهاست: فلسفه واحد میگوید. کسانی که با فلسفه اسلامی اُنسیدارند این جملهرا در آغاز رساله الجمع فارابی بهخاطر میآورند. فارابی درست بر همین اساس (که فلسفه واحد میگوید و نه فلاسفه) میکوشد تا انظار دو فیلسوف را آشتی دهد و در افق اندیشه خود افلاطون و ارسطو را بازخوانَد و کنار هم نشانَد. هگل همین باز-خوانی را و ذیل آنکه فلسفه واحد میگوید؛ در تمام تاریخ تفکر و ساحت ظهور و حضور انسان نمایشدادهاست. هگل بهخوبی صحت و راستیِ کلام افلاطون را در رساله گرگیاس، نشان داده است و فلسفه او سراسر روایتیست از وحدت فلسفه و تفاوت فلاسفه؛ بهبیانی شرح سخن افلاطون. زینسبب، بارها تأکید کردهایم که فلسفه هگل بر عنصر تفاوت و نه وحدت استوار است. اگر اینگفتار درک نشود، هرگز فهمی از عنصر منفی-بودن چونان بنیاد دستگاه منطقی-ضروری هگل و ایدئالیسم مطلق یا عینی حاصل نمیشود.
✍🏻 دکتر سید محمدتقی چاوشی:
💠 @Chawousch
Post #19
143

- ❤ 4