🔺 وارون آنچه برخی از شارحان آوردهاند و سوژه تاریخمند هگل را در کانت دیدهاند، یافت هگل هیچ دخل و ربطی نه تنها به کانت که به شللینگ هم ندارد؛ شللینگی که به مبسوط در فتاد تاریخ نوشته است و در اعصار جهان، ادوار تاریخ را بهتفصیل بحث کرده است. آنچه هگل در تاریخ و با آن یافته است مسبوق به هیچ سابقهای نیست. آری، کمنیستند کسانی که نمیدانیم از چهسبب اما گویی قسم یادکردهاند به ادنی مناسبتی هر دو اندیشهای را گرچه بهغایت نامأنوس بههم ربطدهند و قضارا همینگونه اباطیلرا دستاورد بخوانند و فلسفهورزی بدانند. خاصه در زمانهای که فلسفهرا به مقایسه و تطبیق فروکاستهاند. اینگونه سخنان بارد و مناسبتهای ماست و دروازهای در زمان ما اندیشه خواندهمیشود و حال آنکه فلسفه دانش حیثیات و تمایزها و تفاوتهاست و اگر اندیشه فیلسوف بر مرز جاریست و فلسفه است که بر مرزها نگر دارد، چگونه میشود همه چیز را با هم درآمیخت و با واژه نهچندان فرخنده و شایسته وحدت زیر یک خیمه گردآوَرد و نشانْد. چقدر سادهلوحانه است مدعایی که ازقضا گوشهای ما نیوشای آن شدهاست؛ یکی خواندن اندیشه دو فیلسوف! هیچ دو فیلسوفی واحد نگفتهاند.
✍🏻 دکتر سید محمدتقی چاوشی:
💠 @Chawousch
Post #17
187