یکی آتش در این از گریه تر خرمن نمیگیرد
رها کن، شعله در فانوس بیروغن نمیگیرد
کسی گنجی در این ویرانسرا پیدا نخواهد کرد
بر این خاک سترون، ابر، باریدن نمیگیرد
نمیبوید کسی اسپرغم افتاده بر ره را
مشامی از عبورم، عطر آویشن نمیگیرد
به گردن میکنند آویز اگر دستی شکست امّا...
...شکسته دست من را گردنی، گردن نمیگیرد
زلیخایی ز من پیراهن عصمت نمیدرّد
سراغم را کسی از بوی پیراهن نمیگیرد
روم بر دامن صحرا گذارم سر، همان سر را
که آن سرمست شهرآشوب، بر دامن نمیگیرد
چنانی کز پریرویان پشت پرده، دلگیرم
دلم از مردمان کوچه و برزن، نمیگیرد
به حاجب میبرم شکوایه از شاه کمانابرو
نگیرد دوست، گر جان مرا، دشمن نمیگیرد
مداوای گزند تیغ ابرو، تیر مژگان نیست
شکاف زخم دل، را بخیهی سوزن نمیگیرد
هلا غرق غرور! اندیشه کن از قطرهی اشکی
که گر دریا شود، پایاب و پیرامن نمیگیرد
#غزل
#علیرضا_قاضی_مقدم
Post #424
253
- 👍 5