دیده، خامهست و آستین، نامه
وه...! که خون میچکد از این نامه
گذر روزگار، بی خط دوست
خط به خط گشت بر جبین، نامه
خود به پیشانیام بخوان از دور
چون نوشتم به خطّ چین، نامه
بیشمارست غّصّه، قصّه یکیست
گرچه غث دارد و سمین، نامه
گرچه تلخ است، چون که تلخ از توست
می دهد طعم انگبین، نامه
تا نبود از تو در میانه سخن
حلقه ای بود بی نگین، نامه
اجر آن "عُسر لا یسار"، مرا
روز حشر است در یمین، نامه
عشق، آشفتگی ز پی دارد
پر شد از قاف و عین و شین، نامه
کاست جانم، تو را رجا دارم...
...نزهت افزاید این حزین نامه
شرح عشق مرا به یار ببر!
مرحبا! نامه! آفرین! نامه!
#غزل
#علیرضا_قاضی_مقدم
Post #433
59
- 👍 7