حالت بد است؟ حال تو را میخرم رفیق!
فیالحال، یعنی از تو کمی بدترم رفیق!
من پاره کردهام ز تو چندین و چند بیش
پیراهنی نمانده که بر تن درم رفیق!!
چونان بنای کهنهای از عهد باستان
ویرانهوار بیدر و بیپیکرم رفیق!
از لطف نیست، اینکه سوارم نمیشوند
کشتی، ولی شکسته و بیلنگرم، رفیق
من بار سر به شانه ز اجبار میکشم
بار غم زمانه به دل، چون برم رفیق؟!
درمان نکرد درد مرا مرهمی، مگر...
...امّن یجیب افاقه کند، مضطرم رفیق!
گفتی کِیـَت دهان و لبش کامران کنند٭
گفتم "بهار" و کرد خزان، پرپرم رفیق!
مهر قبول کوبم و اذن دخول اگر
کوبد به مشت، پیک اجل بر درم رفیق!
شر در لباس شعر، فرو رفت در سرم
چون شاعرم به قول تو خیر سرم رفیق!
دودت به چشم میرود و خاک در گلو
فوتم مکن که من همه خاکسترم رفیق!
گو سرو را به باغ گل آزادگی فروش
من در میان دشت و دمن، عرعرم رفیق!
فلّاح برّ خشکم و ملّاح بحر خشک
از زیر سنگ، نان در میآورم رفیق!
درویشم و به دست کسم نیست چشم لطف
نعمت رسد به واسطهی حیدرم، رفیق!
بر هم نزن سکوت مرا، صحبتی نماند
از من بدار دست و برو، نوکرم رفیق!
٭ گفتم کی م دهان و لبت کامران کنند؟!
(حافظ)
#غزل
#علیرضا_قاضی_مقدم
Post #423
232
- 👍 16
- 👎 1