🔺بازپسگیری فضا
فضای شهری دربرگیرندهی حافظهی تاریخی مردمان یک شهر است و بهزعم لوفور حاصل فرایند واقعیتبخشی و حک کردن رویدادها در دورههای زمانی مختلف است. از اینرو، فضا با ماهیت ذاتاً اجتماعی، پیوندی نزدیک با سیاست دارد.
شهروندان بهمثابه اجزای تشکیلدهندهی اجتماع، تفکر، اندیشه و آگاهی خود را از فضا دریافت میکنند و سپس رفتارها و کنشهای جمعی خود در همان فضا بروز میدهند. به همین دلیل است که هاروی فضا را نماد آرزوهای فرهنگی جامعهای معین در زمانی خاص میداند.
تحلیل بازنمایی ارزشها، هنجارها و مناسبات در یک فضای شهری، از یکسو تفکرات و اندیشههای اعضای جامعه را روشن میسازد و از سوی دیگر، آشکارکنندهی سیاستهای شهری حاکم بر فضاست.
گرچه فضای شهری به قلمروی «عمومی» اشاره دارد و حضورپذیری گروههای متفاوت سنی، جنسیتی، قومی، اجتماعی و اقتصادی را در ویژگی «عمومیت» خود جای داده است، اما برخی ساختارهای ایدئولوژیک، سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی با ایجاد محدودیتهای آشکار یا پنهان مانع از حضور برخی گروهها در فضای شهری میشود.
آنچه این روزها در فضاهای شهری ایران و «خیابان» بهعنوان جایگاه حیات مدنی شهر در حال وقوع است، بازنمایی روند معکوس بازپسگیری فضا و مبارزه بر سر حق اشتراک و تسهیم در تولید جریانها و کنشهای شهر و فضاهای شهری است.
شهرها سرچشمهی تنوع و تکثر هستند؛ باید به این ماهیت ذاتیشان احترام گذاشت و زمینه را برای حضور و حیات گروههای مختلف فراهم کرد. همانگونه که لوفور توضیح میدهد شهر و فضاهای عمومی آن حاوی نیرویی برای مبارزه میان گروههای مختلف بر سر معانی و ارزشها و نیز دریایی برای استفاده و کنشهاست.
حق به شهر نمایانگر حق ساکنان برای دسترسی کالبدی، تصرف و استفاده از فضای شهری برای تأمین نیازها، پرداختن به علایق و مشارکت در امور شهری است و آنچه موجب منازعه میان گروههای مختلف اجتماعی میشود، همین نادیده گرفتن حق به شهر، یعنی نادیده گرفتن حق حیات، حضور، دسترسی، مشارکت و عاملیت شهروندان در تولید معانی و پیگیری خواستهها و آرزوهایشان است.
حذف یا محدود کردن هریک از گروههای جامعه برای حضور و استفاده از فضای شهری، بهمعنای نادیده گرفتن خصلت و ماهیت پیچیده، متنوع و متکثر شهر است که کیفیت حیات شهر را تحتتأثیر قرار میدهد و مبارزه برای «حق به شهر» را ناگزیر میسازد.
@CharTabaqeh