Post #10432
313
👁🗨
چاغداش
۱۷/مهر/۱۴۰۵
#چاغداش_هنر
□اسب در آتش رنگها
هنرمند: #آیلار_حاتمی
یک اثر از نمایشگاه «اسب، زین، زمین»
سال اجرا: ۱۴۰۰
تکنیک:آبرنگ روی مقوا
روایت هنرمند: این اثر برای من، تنها تصویر یک اسب نیست؛ روایتیست از آزادی، نجابت، قدرت و احساسی که گاهی زبان از بیان آن ناتوان میماند.
در این کار، تلاش کردم اسب را نه فقط با خطوط و رنگها، بلکه با حسِ حضورش به تصویر بکشم؛ موجودی که در سکوت نگاهش، غروری عمیق و در رهایی یالش، میل بیپایانی به آزادی جاریست.
انتخاب آبرنگ برای من انتخابِ یک تکنیک صرفا نبود؛ آبرنگ، هنریست که در آن نمیتوان همهچیز را به اجبار کنترل کرد. آب مسیر خودش را پیدا میکند، رنگ در رنگ مینشیند، مرزها گاهی محو میشوند و درست در همین بیمرزی، چیزی زنده شکل میگیرد.
در این اثر، شفافیت و سیالیت آبرنگ به من اجازه داد تا لطافت موها، حرکت یال، عمق نگاه و قدرت پیکرهی اسب را در کنار هم بنشانم. لکههای رنگ، گاه آگاهانه رها شدهاند تا بخشی از نقاشی را به دست آب و بخشی دیگر را به دست خیال بسپارند.
رنگهای گرمِ اُخرایی، قهوهای و نارنجی برای من یادآور خاک، آفتاب، گرما و زندگی هستند؛ در کنار سفیدیها و فضای رهاشدهی کاغذ، که همچون نفسِ اثر، به آن سکوت و وسعت میبخشد.
در آبرنگ، همیشه چیزی از پیشبینیناپذیری وجود دارد؛ و شاید همین ویژگی، آن را به زندگی شبیه میکند.
گاهی باید دست از کنترل برداری، اجازه بدهی رنگ جاری شود، آب راه خودش را برود و در پایان، از دلِ اتفاق، تصویری متولد شود که حتی خودت هم انتظارش را نداشتی.
اسب برای من نمادِ رهاییست؛ رهایی از هر آنچه میخواهد حرکت را متوقف کند. نمادِ روحی که رام نمیشود، نگاهی که تسلیم نمیشود و شوری که هنوز در دلِ آدمی زنده است. شاید به همین دلیل، در این اثر بیشتر از آنکه به دنبال بازنماییِ یک اسب باشم، به دنبال نقاشیِ حسِ آزادی بودم. و اگر چیزی از این اثر قرار باشد در ذهن مخاطب باقی بماند، دوست دارم نه فقط شکل یک اسب، که صدای سمهایش در دشتِ خیال، وزش باد میان یالهایش و حسِ رهاییِ روحی را بشنود که هنوز در جستوجوی افق است.
این اثر، برای من، لحظهایست که آب و رنگ از مرزِ تصویر عبور میکنند و احساس، خودش را به شکل یک اسب بر روی کاغذ رها میکند.
@chaghdash_q