حتی اگر به خبر منتشره از خبرگزاری ایسنا هنگام فوت حسین منزوی در تشییع جنازهای که در تهران برای او برگزار شد، نگاه کنیم میگوید« در این مراسم هیچ مسئول فرهنگی حضور نداشت و پیام تسلیتی هم خوانده نشد» اما کافیست فیلم تشییع اورا در زنجان نگاه کنید که گواه استقبال بینظیر مردم زنجان از تشییع اوست!
همچنین اگر به سالهای پایان عمر او که در زنجان سپری شد نگاه کنیم، میبینیم حضور او در مجامعی چون شعرخوانی در دانشگاه آزاد،دانشگاه زنجان، کتابخانه سهروردی، سینما هلال و...، حضور به عنوان رییس هیات داوران در چند جشنواره معتبر، دایر کردن دفتر شعر در روزنامه بهار، حضور فعال در مرکز فرهنگی خیابان هفت تیر و... پر رنگ بوده است.
«هرچند در این فعالیت ها گاهی دچار بیمهری شده است اما تمام این بیمهریها از جانب نزدیکان تنگنظری بوده که با حضور منزوی، نمیتوانستند در عرصه شعر، عرضعاندام کنند!» و گواه آن مستندیست بنام «کسی نشناخت»
در آخر باید به این نکته توجه کرد که در آن سه دهه که منزوی در زنجان نبوده با او چگونه رفتار شده و بعد آن را مقایسه کرد با بی مهری های دوستان نزدیک زنجانی که قطعا تاثیری در انزوای او به دلیل آنچه که گفته شد نداشته است.
افرادی که در انجمن های پایتخت، پیشرفتها و شگفتیسازی های اورا میدیدند و تا جایی که میتوانستند سعی کردند او که به قولشان یک بچه شهرستانی بود دیده نشود و گاه علیه او نوشتند و گاه مسخره اش کردند و گاه طردش نمودند .
اما در کنار بی مهریها کسانی هم بودند که اورا در زمان خود شناختند و مهر ورزیدند.
کلام آخر را با بیتی از شعر مفتون امینی تمام میکنم که تقدیم او کرده است:
خودروی ما اگر چه گل سرسبد نبود
او را هر آنکه خوب نگه کرد، بد نبود
https://t.me/chaarshanbeha
Post #377
384
- ❤ 7
- 💔 2
- 👎 1