به بهانه سالروز تولد ماه غزل معاصر «حسین منزوی»
« بی مهری از زاویه دیگر»
به قلم: رضا اسمخانی
انسان هایی که در زمینه های مختلف علمی، هنری و... دارای نبوغ هستند و از دیگران در این زمینه ها سبقت میگیرند، در زمانهی خود به گونهی شایسته شناخته نمیشوند، مخصوصا اگر جلوه گریهای آفرینشهای آنان بیشتر آشکار شود از سوی اطرافیان بیشتر مورد حسد و ستم قرار میگیرند.
از آنجایی که صحبت کردن از مفاخری چون حسین منزوی، کار آتشیها و اخوانها و شاملوهاست، بر خود وظیفه دانستم در این وادی وارد نشوم و تنها به نکته حائز اهمیتی که همواره موجب رنجش اهالی شعر و ادبیات استان زنجان شده است، بپردازم
و این نکته چیزی نیست جز صحبت از بیمهری و جفای زنجانیها به حسین منزوی!
از آنجایی که قریب به دو دهه از فعالیت جدی بنده در وادی شعر میگذرد، همواره وقتی با شاعران غیر زنجانی در کنگرهها و مناسبتهای مختلف شعری روبرو شدهام صحبت از بی مهری زنجانیها به حسین منزوی بوده است.
به همین منظور فرصت غنیمت شمردم تا به سهم خودم در این باره مطلبی بگویم تا شاید خوانندگان بیشتر در جریان کار قرار گرفته و به نوعی خود قاضی این محکمه باشند.
همانطور که منابع میگویند حسین منزوی در نوزده سالگی برای تحصیلات دانشگاهی به تهران رفته و قریب به سی سال از عمر خود را در آنجا گذرانده و در اواخر عمر خود به زادگاه خودش یعنی زنجان بازگشته است.
پس طبیعتاً سه دهه از دوران اوج و شکوفایی و حوادث خوب یا ناگوار زندگی او در زنجان اتفاق نیفتاده است.
پس لازم است کمی بیشتر تامل کنیم و اتفاقات پیش آمده در آن سه دهه را کمی با دقت بررسی نماییم.
از آنجایی که منابعی از چهل سال زندگی او جز شواهد و نقل و قول ها و گفتگوها و برخی تحقیقات میدانی نداریم چارهای نیست جز اینکه این منابع را در کنار هم بگذاریم و با جمعبندی آنها به یک چیز واحد برسیم.
اما منابع چه میگویند؟
Post #375
389
- ❤ 5
- 👍 1