امروزه بسیاری از محققان مدرن و لیبرال غربی تلاش میکنند تا محمد را به عنوان یک مصلح اجتماعی صلحطلب معرفی کنند و به جای یک رهبر آخرالزمانی و نظامی آنرا به یک شخص لیبرال «تطهیر» کنند. پژوهشهای لیبرال گرایانه معاصر، ارزشهای سکولار یا اصلاحطلبانه مدرن را به محمد تاریخی نسبت میدهند و بافت تاریخی، آخرالزمانی و نظامیگری صدر اسلام را نادیده میگیرند یا کماهمیت جلوه میدهند. در واقع اسلام اولیه جنبشی فوری و آخرالزمانی بود که بر فتح یا آزادسازی سرزمین مقدس کتاب مقدس (فلسطین/اورشلیم) متمرکز بود، نه یک پروژه اصلاحات اجتماعی محلی.
حقیقت این است که تصویر محمد به عنوان یک جنگسالار اغلب بیرحم در زندگینامههای سنتی او نهفته است، به هیچ وجه نمیتوان از این واقعیت اجتناب کرد. به همین دلیل مارگولیوث، محقق اوایل قرن بیستم در تاریخ اولیه اسلام، زمانی پیشنهاد کرد که سیره محمد در این زندگینامهها باید دقیق و واقعی باشد، نه افسانه، زیرا آنها اغلب او را در پرتوی منفی قرار میدهند نه نگاهی مثبت. او اظهار داشت که هیچ مسلمان مؤمنی چنین چیزهای ناخوشایندی را در مورد پیامبر بنیانگذار خود نمیگوید. هرچند این قضاوت خود حاوی مقدار قابل توجهی تعصب ضد اسلامی از سوی مارگولیوث است، در نهایت حتی اگر شباهتی میان اسلام اولیه و خوانش هایی بمانند داعش احساس میشود و سبب رنجش فکری بعضی پژوهشگران لیبرال از چهره خیالی خود از محمد شود، باید واقعیت تاریخی محمد را پذیرفت. در نهایت هم اسلام ستیزان و هم پژوهشگران تطهیر ساز مهمترین نکته را نادیده میگیرد: هم محمد و هم اولین سیره نویسانش به سادگی، درک و دانشی از ارزشهای متاخرتر لیبرال امروزی نداشتند؛ تصور اینکه محمد و جامعه متقدم اسلامی ارزشهای لیبرال مدرن را دنبال میکردند یا حتی میتوانستند آنرا اشتراک و گسترش دهند، یک اشتباه اساسی است.
📚| Shoemaker, S. J. (2018). the apocalypse empire. pp. 182/3.
@Caliphate_Studies