regret هم بهعنوان فعل و هم اسم استفاده میشود.
🔹 Regret = پشیمان شدن / تأسف خوردن
1. I regret my decision.
از تصمیمم پشیمانم.
1. I regret saying that.
از اینکه آن حرف را زدم پشیمانم.
1. She regrets leaving her job.
او از ترک کردن شغلش پشیمان است.
1. He regrets not studying harder.
او از اینکه بیشتر درس نخوانده، پشیمان است.
1. I regret not listening to you.
از اینکه به حرفت گوش ندادم، پشیمانم.
1. Do you regret getting married so young?
آیا از اینکه در سن کم ازدواج کردی پشیمانی؟
1. I don’t regret anything.
از هیچ چیز پشیمان نیستم.
1. You’ll regret this decision.
از این تصمیم پشیمان خواهی شد.
🔹 یک ساختار خیلی مهم
regret + V-ing → پشیمان بودن از کاری که انجام دادهایم
I regret telling him the truth.
از اینکه حقیقت را به او گفتم، پشیمانم.
اما:
regret + to + verb → با تأسف اعلام کردن یک خبر
We regret to inform you that your application was unsuccessful.
با تأسف به اطلاع شما میرسانیم که درخواست شما پذیرفته نشده است.
@bookfc
Post #6729
122
- 👍 4
- ❤ 3