لعنتی شرط سختیه. اون حاضره برای اون دختر بمیره، ولی اینکه دیگه نزدیکش نشه... از طرفی آستریا میتونه بیناییش رو بدست بیاره.
فکر کنم همه میدونیم اون چه انتخابی کرد. بله! بینایی آستریا رو ترجیح داد و با خدای دریا معامله کرد. بعد از معامله دیگه چهره مکس مثل قبل نبود. یک چشمش سفید شد و بیناییش رو از دست داد. همون طرف صورتش حالا اسکلت شده بود. انگار که خدای دریا میخواست بهش نشون بده در حال حاضر فقط بخاطر اونه که زندس و اگر اشتباهی بکنه کامل میمیره.
و حالا که آستریا بیناییش رو بدست آورده بود مکس مجبور بود از دور نگاهش کنه و مراقبش باشه...
چندتا فکت از مکس ⭐️
⭐️مکس عاشق مارشملو کبابیه.
⭐️ مکس آرزوی خواننده شدن داشت. اگه لال نمیشد احتمالا یک خواننده خیلی معروف میشد.
⭐️ بعد از معامله با خدای دریا یه سری قدرت محدود کنترل آب بهش رسید و اولین کاری که باهاشون کرد غرق کردن مادرش بود. ⭐️ پدرش بهش میگفت نابغه پیانو چون توی کمتر از یک هفته پیانو رو یاد گرفته بود اونم با سخت ترین قطعه ممکن.
⭐️ متداول ترین کابوسی که میدید کابوس این بود که مادرش بدنش رو میسوزونه.
⭐️ خیلی وقتا دور از چشم خدای دریا میره تا از دور آستریا رو ببینه و از اینکه آستریا فکر میکنه مکس ولش کرده خیلی بدش میاد ولی چاره ای نداره.
⭐️بنظرش آستریا قشنگ ترین نگاه رو داره و اصلا از معامله ای که کرده پشیمون نیست.
〰〰〰
#Challenge
@Bl00dhymn
〰〰〰
Post #12277
23