Winter Cohen
Birthdate: December 13th, 2001
Partner: Elara Weiss
〰〰〰〰
وینتر متولد سال ۲۰۰۱ در ایالت ویرجینیا آمریکاست.
از بدو تولد زندگی عجیبی داشته ولی هیچکس زیاد درمورد گذشتش نمیدونه.
موهاش بخاطر یک نقص ژنتیکی ناشناخته از همون اول یاسی بود و چشماش به سفیدی میزد.
کسی از خانوادش خبر نداره. در همین حد ازش میدونن که خانواده یهودی داشته. ولی اینکه چندتا خواهر برادر داره، پدر و مادرش چجوری آدمایی بودن یا الان کجان رو کسی خبر نداره.
رشته دانشگاهیش روانشناسی بوده و با نمرات بالایی از دانشگاه فارغالتحصیل شده.
در دوران دانشجویی همیشه با دختری که موهای سفید و چشمای بنفش داشت شیپ میشد. جوری که یه سری از بچه ها به وینتر و دختره پول میدادن تا باهم قرار بذارن و چه کاسبی ای از «باشه حالا بهش پیشنهاد میدم.» تو دانشگاه راه انداخت.
بعد از فارغالتحصیلی دیگه از دختر خبری نداشت. اما خیلی دنبالش میگشت. نه برای قرار گذاشتن. برای اینکه ازش یه سری اطلاعات بدست بیاره.
اون دختر اطلاعاتی درمورد یک سازمان داشت که وینتر برای پیدا کردنشون به هر دری میزد.
باید خونش رو میدین که چجوری در و دیوارش با عکس کلی آدم متفاوت پر شده بود. آدمایی که همشون به اون سازمان ANX مربوط بودن.
حالا بعد از کلی گشت و گذار و تحقیق بالاخره دختر رو پیدا کرده و به بهونه اینکه توی دانشگاه روش کراش داشت بهش نزدیک شد تا به خواسته هاش برسه.
اما برنامه وقتی که دید داره واقعا قلبش رو به اون دختر میبازه، جوری که میخواست پیش نرفت.
حالا انگاری قضیه عوض شده، انگار یک شب هم نمیتونه از الارا دور بمونه، حالا انگار هرکسی که سعی کنه به الارا نزدیک بشه یا اذیتش کنه عکسش میره روی دیوار.
از طرفی شروع میکنه به متنفر شدن از خودش که اوایل قصدش بازی دادن دختر برای کسب اطلاعات بوده. باعث میشه فکر کنه برای اون دختر یک آدم سمیه. میترسه با نزدیک شدن به اون دختر شور و شوقش رو ازش بگیره، میترسع دختر واقعیت رو بفهمه و وینتر رو مثل بقیه پسرا ببینه. شایدم واقعا مثل بقیه پسرا رفتار کرده.
اوه الارا با اون پسر چیکار کردی که حالا وقتی اسمت رو میشنوه لپاش گل میندازه، وقتی چیزی اونو یاد تو میندازه لبخندی میزنه و فراموش میکنه داشته چیکار میکرده.
شاید این اون نبوده که تورو به بازی گرفته هوم؟
چندتا فکت از وینتر 🤩
🤩وینتر برخلاف اسمش زمستون رو دوست نداره بهار رو ترجیح میده چون بچگی سیستم دفاعی بدنش ضعیف بود و همیشه زمستونا سرما میخورد.
🤩به هیچکس حتی به نزدیک ترین دوستش نمیگه چجور بچگی ای داشته، اگه بهت بگه یعنی واقعا زیر پوستش نفوذ کردی و اون تورو بیشتر از خودش دوست داره.
🤩 آدم ها رو مثل کتاب میخونه. اما نه همه رو.
🤩 خیلی باهوشه و همزمان آدم خیلی مرتب و منظمیه همه چیزش با برنامس حتی تایم دستشویی رفتنش!
🤩 همیشه دلش میخواست مثل خیلی از پسرای دیگع قهوه تلخ دوست داشته باشه خفن بنظر بیاد ولی متاسفانه از قهوه تلخ متنفره و معمولا قهوه رو با شیر و شکر میخوره😂
🤩 میوه مورد علاقش توت فرنگیه ولی از اسانس توت فرنگی متنفره.
🤩 همیشه آدامس میجوه چون بچه که بود پرخوری شدید داشت برای همین آدامس میجوه که پرخوری نکنه ولی یه چیزی بجوه.
🤩 تا ۱۶ سالگی اضافه وزن داشت و همه اذیتش میکردن ولی بعد یک نه ماه غیبش میزنع وقتی برمیگرده به مدرسه لاغر شده.
🤩 دخترا دوسش داشتن ولی پسرا ازش متنفر بودن و فکر میکردن از اوناس که فقط میخواد همه دخترا تور کنه چیزی برای بقیه نذاره (اصلا به فکر تور کردن نبود مغزش دنبال چیزای دیگه بود.)
🤩 الان تقریبا تنهاست و فقط یک همستر داره.
🤩 حرف زدن درمورد گذشتش بدنش رو قفل میکنه و لکنت میگیره.
🤩 عاشق فلافل و آجیل هم هست.
〰〰〰
#Challenge
@Bl00dhymn
〰〰〰
Post #12209
23




- 🔥 1