TGViewer
Channel Public Channel
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود

مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود

@bitaraflib

کانال اطلاع‌رسانی فعالیت‌های مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
Subscribers
548
Photos
212
Videos
27
Links
261

Showing posts older than #58 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #55 63

Forwarded from درسگفتارهای شاهنامهٔ شاهرود

هشتاد و نهمین نشست از درس‌گفتارهای شاهنامۀ شاهرود، چهارشنبه ۴ اردیبهشت‌ماه ۹۸، در ادارۀ ارشاد، از ساعت ۱۸/۳۰، برگزار خواهد شد.

موضوع این درس‌گفتار، پادشاهی شیرویه، اردشیر، فرایین، بوران‌دخت، آزرم‌دخت و فرّخ‌زاد است‌.
تمام این پادشاهانِ «کم‌روز» در فاصلۀ چهار سال بر تخت نشستند. از رویِ کار آمدن شیرویه (قبادِ دوم) در سال ۶۲۸ م. تا آغاز پادشاهی یزدگردِ سوم در سال ۶۳۲ م.
بی‌گمان سال ۶۳۰ م. که در آن اردشیر و فرایین و بوران‌دخت بر تخت نشسته‌اند، بی‌سامان‌ترین این سال‌ها بوده‌ است.
آن امپراطوری افسانه‌ای که چهار قرن رویاروی روم ایستاد بود و بارها برتری و عظمت خود را به روی و چشم ایشان آورده بود، در پی بی‌تدبیری یک پادشاهِ ناسزاوار، به چهار سال چنان در سراشیب زوال قرار گرفت که دیگر هیچ نیرویی نمی‌توانست آن را از سقوط در درّۀ مردگانِ تاریخ بازدارد.
تنها خداوند می‌داند که در آن بی‌سر-و-سامانی‌ها، چه بر مردمی گذشته است که هیچ چیز از ایشان و دردهای ایشان بازنمانده و استغاثه‌های ایشان را هیچ گوشی نشنیده است جز گوشِ خیال و گمانِ ما که از فراز قرون می‌گذرد و صداهای دورِ دردهای ایشان را باز می‌جوید و جز فریادهایی بریده و خراشیده و نامفهوم به زبانی ناآشنا، چیزی دیگر نمی‌یابد.

دریغ...
Post #54 59

Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

⁣«جامعه وقتى فرزانگى و سعادت مى‌یابد که مطالعه، کار روزانه‌اش باشد». سقراط

⁣شبستان - راهرو ۲۲- غرفۀ ۴۹۵


***
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
Post #53 236
شرح مثنوی، ۲ اردیبهشت ۹۸
Post #52 233
شرح مثنوی، ۲ اردیبهشت ۹۸
Post #51 241
شرح مثنوی، ۲ اردیبهشت ۹۸
Post #50 247
شرح مثنوی، ۲ اردیبهشت ۹۸
Post #49 231
Audio
فایل صوتی جلسه شرح مثنوی با حضور دکتر فیروزی مورخ ۰۲/ ۰۲/ ۹۸ - کتابخانه بیطرف - ابیات ۷۶۰ الی ۷۸۲
Post #47 58

Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

⁠⁠⁠«اول اردیبهشت‌ماه جلالی * بلبل گوینده بر منابر قضبان»

روز بزرگداشت سعدی شیرازی، روز پاسداشت استواری زبان فارسی


«⁣⁣زبان سعدی پیوندی سخت استوار با زندگی مردم و زبان ایشان دارد. بسیاری از مضمون‌های سعدی هست که شیخ در آفریدن آن ها مستقیم از زندگی مردم الهام گرفته و به زبان زنده و پویای مردم نیز بیان کرده‌است. سعدی به‌عمد می‌کوشد که بیانش تاآنجاکه به فصاحت و زیبایی خللی وارد نیاورد به زبان و بیان عامه نزدیک باشد و چیزی که در این میانه هرگز از نظر او دور نمی‌ماند الهام گرفتن از زندگی مردم کوچه و بازار و مشاهدۀ دقیق و آراستن مظاهری از این زندگی واقعی است. این حقیقتی است روشن و آشکار که بر قلم توانای مرحوم فروغی جاری شده‌است: "حق این است که سعدی هفتصدسال پیش به زبان امروزی ما سخن نگفته است بلکه ما پس از هفتصدسال به زبانی که از سعدی آموخته‌ایم سخن می‌گوییم"»
[محمدجعفر محجوب، «زبان سعدی و پیوند آن با زندگی»، ایران‌نامه، سال سوم، صص ۶۲۳-۵۸۷].

می‌توانید اصل مقاله را از گنجینۀ ادبی بیست و نهم دریافت نمایید:
زبان سعدی و پیوند آن با زندگی

***
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
Post #45 622
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاع‌رسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف

اطلاعیه

با سلام و ادب و آرزویِ سلامتی و تندرستی برای شما عزیزان، برنامه‌های مؤسسه فرهنگیِ بیطرف در هفتۀ آینده به شرح ذیل می‌باشد:

دوشنبه، ۲ اردیبهشت ۹۸:
مثنوی مولوی، دفتر اوّل، ادامۀ حکایت پادشاه جهودِ دیگر که در هلاکِ دین عیسی سعی می‌نمود.
استاد: جناب دکتر نوید فیروزی.
مکان: سالن کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
مثنوی همراه داشته باشید.
به امیدِ دیدار. 🌿🌸


https://t.me/bitaraflib
Telegram مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود کانال اطلاع‌رسانی فعالیت‌های مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
Post #41 228
نشست مثنوی، ۲۶ فروردین ۹۸
Post #40 221
نشست مثنوی، ۲۶ فروردین ۹۸
Post #39 240
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود کانال اطلاع‌رسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف نشست بازخوانی مثنوی (دفتر اوّل) امشب (۲۶ فروردین ۹۸) در کتابخانۀ مستقل بیطرف برگزار شد‌. 🌸 در این نشست، دومین داستان اصلیِ دفتر اول، (داستان پادشاه جهود و وزیر مکارش که مسیحیان را فریفتند و به…
نشست مثنوی، ۲۶ فروردین ۹۸
Post #38 66

Forwarded from سخنرانی‌ها

‍ ✍️ مصطفی ملکیان

🖊از پوست انسان مصرف‌زده بیرون بیایید

✅ من معتقدم مصرف‌زدگی سه ویرانگری بزرگ دارد:

1️⃣ یکی آنکه مصرف‌زدگی فلسفه‌ی وجودی زندگی را می‌گیرد. ما آمده ‌بودیم که زندگی کنیم تا از طریق آن به چیزی ارزشمندتر از زندگی دست پیدا کنیم. آمده ‌بودیم زیستن را مقدمه کنیم برای رسیدن به چیزی مهم‌تر از زیستن؛ اما با مصرف‌زدگی به خودِ زیستن مشغول می‌مانیم و هرگز نمی‌توانیم به چیزی بالاتر از زیستن استعلا و ارتقا پیدا کنیم. به تعبیری دیگر، «پاستور» زیست، اما با چند دهه زندگی خود میلیون‌ها زندگی را نجات داد؛ یعنی به چیزی بزرگتر از زندگی رسید. همه‌‌ی ما می‌توانیم پاستور شویم، چون همه‌مان بالقوه پاستوریم. اما برای آنکه این ظرفیت به فعلیت برسد، نباید به خود زندگی بپردازیم؛ بلکه باید به زندگی به چشم نردبانی نگاه کنیم که قرار است از آن بالا برویم و به یک‌چیز مهم‌تر از زندگی برسیم. مصرف‌زدگی اما این اجازه را نمی‌دهد، مصرف‌زدگی ما را به جای بالا رفتن از نردبان، مشغول خود نردبان می‌کند و حتی نمی‌توانیم پا روی نخستین پله‌اش بگذاریم؛ بلکه تنها دل‌مشغول آن هستیم که این نردبان را متجملانه‌تر و زیباتر کنیم و بر زیورآلات‌اش بیفزاییم.
🆔 @sokhanranihaa
2️⃣ ویرانگریِ دوم مصرف‌زدگی که به نظر من ویرانگری بسیاری دارد، آن است که مصرف‌زدگی ارزش انسان را در حد جمادات پایین می‌آورد. شما به یک جماد تنها از یک‌منظر نگاه می‌کنید که «این به چه درد زندگی من می‌خورد»؛ نه بیشتر از آن. چون برای جمادات چیزی جز ابزارنگری در اختیار ندارید و جماد را به چشم ابزار نگاه می‌کنید. مصرف‌زدگی انسان‌ها را هم برای ما جماد می‌کند. چون مدام به هرکه نگاه می‌کنیم، به این چشم نگاه می‌کنیم که این برای ارضای مصرف‌زدگی من به چه درد می‌خورد. اگر بخواهم به تعبیر کانتی بگویم، انسانِ مصرف‌زده هرگز نمی‌تواند به انسان دیگری به چشم «غایت» نگاه کند؛ بلکه حتماً باید به او به چشم «آلت» نگاه کند. چاره‌ای جز این ندارد، چون غایت‌اش «کالای هرچه‌بیشتر داشتن است» و آن‌وقت دیگر به شما هم که نگاه می‌کند، در این فکر است که از شما چه‌قدر کالا به زندگی‌اش وارد خواهد شد. بنابراین برای انسان مصرف‌زده، هر ارزش دیگری جز ارزش اقتصادیِ صرف برای انسان‌ها؛ بی‌معناست. تنها به ارزش اقتصادی شما نگاه می‌کند و توجه به این که نشست و برخاست و دوستی با شما، از نظر کالایی چه‌قدر می‌تواند به زندگی‌اش افزوده کند. به نظرم این مورد هم بسیار خطرناک است.
🆔 @sokhanranihaa
3️⃣ و اما ویرانگریِ سوم مصرف‌زدگی، پدید آمدن نوعی سنگدلی نسبت به هم‌نوع است و نه‌تنها نسبت به هم‌نوع؛ بلکه نسبت به عالم حیوانات، نباتات و جمادات نیز این سنگدلی ایجاد می‌شود. مصرف‌زدگی در من این تصور را ایجاد می‌کند که من امیرم و جهان اسیرم است و جهان باید در استخدام و خدمت من باشد تا مصرف‌زدگی‌ام را ارضا کند. بنابراین دیگر کاری به این ندارم که بر اثر مصرف‌زدگی من محیط‌زیست به چه صورتی درمی‌آید. چون بی‌رحم، سنگدل و قسی‌القلب می‌شوم، یا دست‌کم به تعبیری معتدل‌تر نسبت به سرنوشت محیط‌زیست بی‌اعتنا می‌شوم؛ در حالی‌که مهم‌ترین اعضای این محیط‌زیست هم‌نوعان من هستند. آن‌ها هم اجزای محیط‌زیستِ من هستند و من نسبت به سرنوشت‌شان بی‌اعتنایم. پس دیگر هرگز آن‌چه که از آن به عنوان همدلی، همدردی و شفقت تعبیر می‌کنیم؛ در من پدید نمی‌آید. چون انسانِ مصرف‌زده آن‌قدر به خود مشغول است و به لذت خود می‌اندیشد که امکان التفات به غیر در او روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود. من وقتی مصرف‌زده نیستم، التفات‌ام به محیط بیرون و ازجمله هم‌نوعان خودم بسیار بیش از وقتی است که تنها غوطه‌ور شده‌ام در جمع‌آوری کالا، به مصرف درآوردن کالا، از دور خارج کردن کالا، وارد کردن کالای جدید، مصرف‌کردن کالای جدید و دوباره از دور خارج کردن آن کالای جدید و هرچه من مصرف‌زده‌تر باشم، این بی‌رحمی و سنگدلی در من بیشتر می‌شود. در حالی که اگر انسان نسبت به محیط‌زیست خود اعتنا ورزد، به چشم یک انسان مصرف‌زده به محیط‌زیست نگاه نمی‌کند.

👈 به اعتقاد من این سه پیامد ویرانگر مصرف‌زدگی، با وجود آنکه روان‌شناختی هستند؛ اما پیامدهای جامعه‌شناختی دارند.


🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Telegram attach 📎
Post #37 302
 متن غزلی از مولانا که امشب در پایان جلسه قرائت شد؛ چنانکه بیان نمودیم قرابت شگفتی میان ابیات داستانی که امشب آغاز کردیم با این غزل دیده می‌شود.
🌸🌸
منگر به هر گدایی که تو خاص از آنِ مایی
مفروش خویش ارزان که تو بس گران‌بهایی

به عصا شکاف دریا که تو موسیِ زمانی
بدران قبایِ مَه را که ز نورِ مصطفایی

بشکن سبویِ خوبان که تو یوسف جمالی
چو مسیح، دم روان کن که تو نیز از آن هوایی

به صف اندرآی تنها که سِفَندیارِ وقتی
در خیبر است، بَر کَن، که علیِّ مرتضایی

بستان ز دیو خاتم که تویی به جانْ سلیمان
بشکن سپاهِ اختر که تو آفتاب‌رایی

چو خلیل رو در آتش که تو خالصی و دلخوش
چو خَضِر خور آبِ حیوان که تو جوهرِ بقایی

بِسِکُل* ز بی‌اصولان، مشنو فریبِ غولان
که تو از شریف‌اصلی، که تو از بلندجایی

تو به روحْ بی‌زوالی ز درونه باجمالی
تو از آنِ ذوالجلالی تو ز پرتوِ خدایی

تو هنوز ناپدیدی، ز جمال خود چه دیدی؟
سحری چو آفتابی ز درون خود برآیی

تو چنین نهانْ، دریغی، که مهی به زیرِ میغی
بدران تو میغِ تن را که مهی و خوش لقایی

چو تو لعل، کان ندارد، چو تو جانْ، جهان ندارد
که جهانِ کاهش است این و تو جانِ جان‌فزایی

تو چو تیغِ ذوالفقاری تن تو غلافِ چوبین
اگر این غلاف بشکست تو شکسته‌دل چرایی؟

تو چو بازِ پای‌بسته تنِ تو چو کُنده بر پا
تو به چنگ خویش باید که گره ز پا گشایی

چه خوش است زرِّ خالص چو به آتش اندرآید
چو کند درونِ آتش هنر و گهرنمایی

مگریز ای برادر تو ز شعله‌های آذر
ز برایِ امتحان را چه شود اگر درآیی؟

به خدا تو را نسوزد، رخِ تو چو زر فروزد
که خلیل‌زاده‌ای تو، ز قدیم آشنایی

تو ز خاک، سر برآور که درختِ سربلندی
تو بپر به قافِ قربت که شریف‌تر-همایی

ز غلافِ خود برون آ که تو تیغِ آبداری
ز کمینِ کان برون آ که تو نقدِ بس روایی

شکری! شکرفشان کن که تو قندِ نوش‌قندی
بنواز نایِ دولت که عظیمْ خوش‌نوایی


*بِسِکُل: بگسل، جدا شو.
Post #36 217
Audio
فایل صوتی جلسه شرح مثنوی با حضور دکتر فیروزی مورخ ۲۶ / ۰۱/ ۹۸ - کتابخانه بیطرف - ابیات ۶۹۶ الی ۷۵۹
Post #35 213
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاع‌رسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف

نشست بازخوانی مثنوی (دفتر اوّل) امشب (۲۶ فروردین ۹۸) در کتابخانۀ مستقل بیطرف برگزار شد‌. 🌸
در این نشست، دومین داستان اصلیِ دفتر اول، (داستان پادشاه جهود و وزیر مکارش که مسیحیان را فریفتند و به جان هم انداختند) به پایان رسید.
و وارد سومین داستان اصلی شدیم‌. داستان پادشاه جهود دیگر که مسیحیان را به آتش می‌کشت. 🔥
مولانا این داستان را مطابق روایت مفسرانی، ساخته است که «اصحاب اُخدود» را پادشاهی یهودی و اعوانش می‌دانستند که با کندن خندق‌هایی و پر کردنِ آن خندق‌ها از آتش و درانداختن مسیحیان در آن، سعی در حذف مسیحیان و مسیحیت داشتند.
فایل صوتی و تصاویر این نشست به زودی در این کانال به اشتراک گذاشته خواهد شد.

https://t.me/bitaraflib
Telegram مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود کانال اطلاع‌رسانی فعالیت‌های مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
Post #33 63

Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

⁠⁣⁠⁣⁣رونمایی از کتاب «نامه‌هایی به ناصرالدین شاه؛ مجموعه‌ای از عرایض متضمن اوامر شاه به امین‌السلطان»

مجید عبدامین بر اساس اسناد موجود در کتابخانهٔ موزهٔ ملک این کتاب را توسط انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به چاپ رسانده است.

این کتاب مجموعه‌ای است از نامه‌های خویشاوندان ناصرالدین شاه، وزیران کشور و از همه مهم‌تر میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان به ناصرالدین شاه.

در این نامه‌ها مطالب ریز و جزئی کشورداری دورۀ ناصری از صورت‌حساب بنایی گرفته تا تلگراف‌های مختلف دیده می‌شود. دستورهایی که ناصرالدین شاه بر هر نامه می‌نوشته‌است ازجمله نکات خواندنی و ارزشمندی است که در این کتاب می‌توانید بیابید.

این کتاب در کتابخانه و موزۀ ملی ملک روز سه‌شنبه بیستم فروردین، هم‌زمان با میلاد امام حسین (ع) رونمایی شد.

===
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →