چهار ویژگی محسن خلیلی
✍️محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان
محسن خلیلی را از دهه۱۳۶۰ زمانی که به اتاق بازرگانی ایران پیوستم، میشناسم. او در همان دهه انجمن مدیران صنایع را تاسیس کرده بود؛ اما ارتباط چندانی با اتاق بازرگانی نداشت.
با تاسیس اتاق بینالملل (ICC) و پس از آنکه روابط بینالملل را در اتاق گسترش دادیم، خلیلی نیز به این نهاد علاقهمند شد و همکاری نزدیکی را با اتاق ایران آغاز کرد.
از آن زمان، همواره بهطور مستقیم با او همکاری داشتهام و از نزدیک با دیدگاهها و شیوه فعالیتش آشنا بودهام. به نظر من، خلیلی از معدود صنعتگرانی بود که توسعه بنگاه خود را از توسعه کشور جدا نمیدید.
او رشد صنعت را در پیوند با رشد اقتصادی کشور تعریف میکرد و برای تحقق آن، چهار ویژگی مهم را در کنار یکدیگر داشت: اعتقاد به نهادهای مدنی، احترام به کارشناسی، توانایی برقراری ارتباط سازنده با دیگران و برخورداری از سرمایه.
جمع شدن این چهار ویژگی در یک فرد، بهویژه در شرایط اقتصادی ایران، کار آسانی نیست؛ اما خلیلی از این ظرفیت برخوردار بود و همین امر به او امکان میداد که هم صنعت خود را توسعه دهد و هم در توسعه کشور نقش ایفا کند.
نخستین ویژگی او، اعتقاد عمیق به نهادهای مدنی بود. خلیلی خود موسس چندین نهاد مدنی بود که انجمن مدیران صنایع نخستین آنها به شمار میرفت. پس از آن نیز تشکلهای دیگری ایجاد کرد و برای اداره و تداوم فعالیت آنها هزینه میکرد.
تا جایی که به خاطر دارم، با وجود گذشت بیش از چهل سال از تاسیس انجمن مدیران صنایع، او همچنان بخشی از هزینههای این انجمن را تامین میکرد و همین رویه را در قبال تشکلهای دیگر نیز داشت.
این رفتار نشان میداد که تاسیس یک نهاد از نظر او پایان کار نبود؛ حفظ و تقویت آن نیز اهمیت داشت و برایش هزینه میکرد.
این ویژگی خلیلی را میتوان با نظریه عجماوغلو که سال گذشته برای آن جایزه نوبل گرفت، مرتبط دانست.
در نوشتهها و نظریههای عجماوغلو، جیمز رابینسون و دیگر همکارانشان، بر نقش نهادهای مدنی در تحقق توسعه تاکید شده است.
از این دیدگاه، توسعه واقعی زمانی آغاز میشود که نهادهای مدنی قوام پیدا کنند و آنقدر رشد کنند که قدرتشان با قدرت دولت برابری کند.
مفهوم این دیدگاه آن است که توسعه زمانی امکان تحقق پیدا میکند که بخش خصوصی در قالب نهادهای مدنی خود فعالیت کند، جامعه از طریق نهادهای مدنی حضور موثری داشته باشد و بخشهای سیاسی نیز در قالب نهادهای مدنی خود فعال باشند. در چنین شرایطی، میان دولت و نهادهای مدنی تعامل مناسبی شکل میگیرد.
این نهادها با ایجاد موازنه در قدرت میتوانند در تقسیم قدرت نقش داشته باشند و مسوولیت توسعه را بر عهده بگیرند.
خلیلی، بدون آنکه از این نظریه آگاهی داشته باشد، برای تحقق چنین وضعیتی تلاش زیادی کرد.
قوامی که او پس از پیوستن به اتاق بازرگانی به این نهاد بخشید، مثالزدنی بود. اعتقاد او به نهادهای مدنی صرفا در تاسیس تشکلها خلاصه نمیشد؛ او میکوشید این نهادها را به مجموعههایی موثر تبدیل کند که بتوانند در تعامل با دولت و در پیگیری مسائل اقتصادی و صنعتی کشور نقش داشته باشند.
انجمن مدیران صنایع نمونه روشنی از این رویکرد بود. این انجمن در تمام استانها شعبه داشت و به همین دلیل میتوانست صنعتگران مهمی را که عمدتا از بخش خصوصی بودند، جذب کند. خلیلی به این افراد روحیه میداد و تلاش میکرد پیشنهادهایشان را پیگیری کند.
در مقطعی، فعالیت انجمن مدیران صنایع از نظر انسجام و کیفیت به سطحی رسیده بود که به نظر من، از عملکردی که انتظار میرفت اتاقهای بازرگانی داشته باشند، قوام بیشتری داشت.
این تشکل توانسته بود صنعتگران را در قالب نهادی مشترک گرد هم بیاورد و زمینه همکاری میان آنها را فراهم کند.
https://biroonit.ir/fullcontent/Persian/92389
biroonit.ir
https://t.me/birunit
https://ble.ir/biroonit
https://chat.whatsapp.com/BuEWtcpKA525KbdZplyHe8
بیرونیت؛ دیدبانِ اقتصادِ معادن ایران
Post #45716
143