پایگاه خبری بیرونیت
دارای مجوز از هیأت نظارت بر مطبوعات
"بیرونیت" نام یک کانی است که در دنیا به افتخار ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ ایرانی، نامگذاری شده است.
Biroonit.ir
09004984188
لطفاً پیش از تماس، پیام ارسال کرده و خود را معرفی فرمایید
Post #45522
173
تهران، نشرنی؛ معدن در اینجا چه میکند؟
مسعود نیلی از برق رایگان تا بدهی بانک مرکزی و تورم سخن میگوید
✍ بیرونیت
اینجا خیابان رهی معیری است؛ نشر نی، جایی که قرار است تازهترین کتاب مسعود نیلی رونمایی شود. از جمعیت میلیونی تهران، حدود ۷۰ نفر خودشان را به سالن کوچک نشر نی رساندهاند؛ ترکیبی از دانشجویان سالاولی، استادان اقتصاد و برخی روزنامهنگاران؛ جمعی که نیلی آن را جمعی روشنفکری خطاب میکند.
اما «بیرونیت» در این جمع چه میکند و قرار است از دل این نشست روشنفکری چه آوردهای برای فعالان معدنی، فلزی و بنگاههای اقتصادی داشته باشد؟
اتفاقاً شاید اینجا همان جایی باشد که مدیران عامل و مدیران ارشد بنگاهها خوب است بیشتر حضور داشته باشند؛ هم عیار متفکران اقتصادی داخلی دستشان بیاید و هم ذهنشان به تولید پرسش بپردازد؛ پرسشهایی که پاسخ آنها را باید از اقتصاددانان مطالبه کنند.
نیلی در سخنرانی خود به تجربهای مهم اشاره میکند و خود را اقتصاددان خوششانسی میداند که این امکان را پیدا کرده یافتههای علم اقتصاد را نه فقط در کتابها، بلکه در میدان سیاستگذاری و از نزدیک ببیند.
«من از یک شانسی برخوردار بودم که این امکان را پیدا کردم که یافتههای علم اقتصاد را در عرصه سیاستگذاری بتوانم با چشم ببینم که چطوری است. نمیدانید که این چقدر شانس بزرگی است. خیلی خیلی شانس بزرگی است.»
بعد برای توضیح حرفش سراغ یک تجربه واقعی میرود؛ تجربهای که نشان میدهد چگونه تثبیت دستوری یک قیمت، هزینه را از بین نمیبرد، بلکه آن را از یک بنگاه به بنگاهی دیگر منتقل میکند تا سرانجام به نظام بانکی و بانک مرکزی برسد.
ماجرا از وزارت نیرو آغاز میشود. رئیسجمهور از همان ابتدا با وزیر شرط کرده است که قیمت برق نباید تغییر کند و به او میگوید بهجای افزایش قیمت، بهرهوری را بالا ببرد.
نیلی با کنایه میگوید: «انگار بهرهوری یک چیزی مثل شربت است که هم بزنیم و بریزیم و بخوریم و بگوییم بهرهوری بالا میرود.»
وزیر نیرو خودش هم در ابتدا مخالف افزایش قیمت برق است، اما وقتی وارد وزارتخانه میشود و حسابوکتابها را از نزدیک میبیند، متوجه میشود با درآمد موجود نه میتواند نیروگاهها را اداره کند و نه قادر است سرمایهگذاری جدید انجام دهد. به گفته نیلی، وزارت نیرو باید سالانه حدود ۴ هزار مگاوات سرمایهگذاری جدید انجام دهد.
وزیر سراغ رئیسجمهور میرود و میگوید: «به سازمان برنامه بگویید که به من پول بدهد. نهتنها من نمیتوانم نیروگاه را اداره کنم، بلکه سالی ۴۰۰۰ مگاوات هم باید سرمایهگذاری جدید کنم. این را از کجا بیاورم؟»
اما افزایش قیمت همچنان خط قرمز است. رئیسجمهور راه دیگری پیدا میکند: شرکت گاز، گاز مورد نیاز نیروگاهها را مجانی در اختیار وزارت نیرو بگذارد.
مشکل وزارت نیرو ظاهراً حل میشود. اما حالا شرکت گاز میپرسد خودش با چه درآمدی اداره شود؟ برای این مشکل هم راهحلی پیدا میشود: شرکت نفت گاز را مجانی به شرکت گاز بدهد تا شرکت گاز هم آن را مجانی در اختیار نیروگاهها قرار دهد. در هر مرحله، مشکل ظاهراً حل میشود، اما هزینه از بین نمیرود؛ زیان فقط یک پله عقبتر میرود.
حالا نوبت شرکت ملی نفت است. شرکت نفت میپرسد تکلیف من چیست؟ این بار دیگر، به روایت نیلی، راهحلی وجود ندارد. نتیجه را خودش اینگونه توضیح میدهد: «نتیجه این است که بدهکارترین بنگاه اقتصادی ایران، بزرگترین و مهمترین بنگاه اقتصادی، یعنی شرکت ملی نفت است.»
شرکت ملی نفت برای سرمایهگذاری در پارس جنوبی از بانک ملت وام گرفته، اما منابعی برای بازپرداخت بدهی ندارد. نیلی میگوید حتی مدیرعامل بانک ملت را مدتی گرفتند که چرا برای این موضوع وام داده است، در حالی که پول بازنگشته بود.
وقتی هم سراغ وزیر نفت میروند و از بدهیها میگویند، پاسخ، به روایت نیلی، روشن است: «این کف دست ما است، اگر پول پیدا کردید بیایید بگیرید.» و بعد جملهای میگوید که شاید خلاصه تمام این روایت باشد: «اصلاً یک کسبوکاری است که زیان را به زیان منتقل میکند.» زیان در اقتصاد گم نشده است؛ فقط از نیروگاه به شرکت گاز و از شرکت گاز به شرکت ملی نفت منتقل شده است.
داستان ادامه پیدا میکند. وزیر نیرو دوباره نزد رئیسجمهور میرود؛ این بار به جایی رسیده که میگوید نمیتواند وزارتخانه را اداره کند و حتی درخواست استعفا میدهد. سرانجام تصمیم گرفته میشود قیمت برق افزایش پیدا کند.
متن کامل این گزارش با جزییات بیشتر را در "بیرونیت" بخوانید:
https://www.biroonit.ir/fullcontent/Persian/92257
https://t.me/birunit
https://ble.ir/biroonit
https://chat.whatsapp.com/BuEWtcpKA525KbdZplyHe8?s=cl&p=a&mlu=4&amv=3
▫️ "بیرونیت" نام یک کانی است که در دنیا به افتخار ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ ایرانی، نامگذاری شده است.
مسعود نیلی از برق رایگان تا بدهی بانک مرکزی و تورم سخن میگوید
✍ بیرونیت
اینجا خیابان رهی معیری است؛ نشر نی، جایی که قرار است تازهترین کتاب مسعود نیلی رونمایی شود. از جمعیت میلیونی تهران، حدود ۷۰ نفر خودشان را به سالن کوچک نشر نی رساندهاند؛ ترکیبی از دانشجویان سالاولی، استادان اقتصاد و برخی روزنامهنگاران؛ جمعی که نیلی آن را جمعی روشنفکری خطاب میکند.
اما «بیرونیت» در این جمع چه میکند و قرار است از دل این نشست روشنفکری چه آوردهای برای فعالان معدنی، فلزی و بنگاههای اقتصادی داشته باشد؟
اتفاقاً شاید اینجا همان جایی باشد که مدیران عامل و مدیران ارشد بنگاهها خوب است بیشتر حضور داشته باشند؛ هم عیار متفکران اقتصادی داخلی دستشان بیاید و هم ذهنشان به تولید پرسش بپردازد؛ پرسشهایی که پاسخ آنها را باید از اقتصاددانان مطالبه کنند.
نیلی در سخنرانی خود به تجربهای مهم اشاره میکند و خود را اقتصاددان خوششانسی میداند که این امکان را پیدا کرده یافتههای علم اقتصاد را نه فقط در کتابها، بلکه در میدان سیاستگذاری و از نزدیک ببیند.
«من از یک شانسی برخوردار بودم که این امکان را پیدا کردم که یافتههای علم اقتصاد را در عرصه سیاستگذاری بتوانم با چشم ببینم که چطوری است. نمیدانید که این چقدر شانس بزرگی است. خیلی خیلی شانس بزرگی است.»
بعد برای توضیح حرفش سراغ یک تجربه واقعی میرود؛ تجربهای که نشان میدهد چگونه تثبیت دستوری یک قیمت، هزینه را از بین نمیبرد، بلکه آن را از یک بنگاه به بنگاهی دیگر منتقل میکند تا سرانجام به نظام بانکی و بانک مرکزی برسد.
ماجرا از وزارت نیرو آغاز میشود. رئیسجمهور از همان ابتدا با وزیر شرط کرده است که قیمت برق نباید تغییر کند و به او میگوید بهجای افزایش قیمت، بهرهوری را بالا ببرد.
نیلی با کنایه میگوید: «انگار بهرهوری یک چیزی مثل شربت است که هم بزنیم و بریزیم و بخوریم و بگوییم بهرهوری بالا میرود.»
وزیر نیرو خودش هم در ابتدا مخالف افزایش قیمت برق است، اما وقتی وارد وزارتخانه میشود و حسابوکتابها را از نزدیک میبیند، متوجه میشود با درآمد موجود نه میتواند نیروگاهها را اداره کند و نه قادر است سرمایهگذاری جدید انجام دهد. به گفته نیلی، وزارت نیرو باید سالانه حدود ۴ هزار مگاوات سرمایهگذاری جدید انجام دهد.
وزیر سراغ رئیسجمهور میرود و میگوید: «به سازمان برنامه بگویید که به من پول بدهد. نهتنها من نمیتوانم نیروگاه را اداره کنم، بلکه سالی ۴۰۰۰ مگاوات هم باید سرمایهگذاری جدید کنم. این را از کجا بیاورم؟»
اما افزایش قیمت همچنان خط قرمز است. رئیسجمهور راه دیگری پیدا میکند: شرکت گاز، گاز مورد نیاز نیروگاهها را مجانی در اختیار وزارت نیرو بگذارد.
مشکل وزارت نیرو ظاهراً حل میشود. اما حالا شرکت گاز میپرسد خودش با چه درآمدی اداره شود؟ برای این مشکل هم راهحلی پیدا میشود: شرکت نفت گاز را مجانی به شرکت گاز بدهد تا شرکت گاز هم آن را مجانی در اختیار نیروگاهها قرار دهد. در هر مرحله، مشکل ظاهراً حل میشود، اما هزینه از بین نمیرود؛ زیان فقط یک پله عقبتر میرود.
حالا نوبت شرکت ملی نفت است. شرکت نفت میپرسد تکلیف من چیست؟ این بار دیگر، به روایت نیلی، راهحلی وجود ندارد. نتیجه را خودش اینگونه توضیح میدهد: «نتیجه این است که بدهکارترین بنگاه اقتصادی ایران، بزرگترین و مهمترین بنگاه اقتصادی، یعنی شرکت ملی نفت است.»
شرکت ملی نفت برای سرمایهگذاری در پارس جنوبی از بانک ملت وام گرفته، اما منابعی برای بازپرداخت بدهی ندارد. نیلی میگوید حتی مدیرعامل بانک ملت را مدتی گرفتند که چرا برای این موضوع وام داده است، در حالی که پول بازنگشته بود.
وقتی هم سراغ وزیر نفت میروند و از بدهیها میگویند، پاسخ، به روایت نیلی، روشن است: «این کف دست ما است، اگر پول پیدا کردید بیایید بگیرید.» و بعد جملهای میگوید که شاید خلاصه تمام این روایت باشد: «اصلاً یک کسبوکاری است که زیان را به زیان منتقل میکند.» زیان در اقتصاد گم نشده است؛ فقط از نیروگاه به شرکت گاز و از شرکت گاز به شرکت ملی نفت منتقل شده است.
داستان ادامه پیدا میکند. وزیر نیرو دوباره نزد رئیسجمهور میرود؛ این بار به جایی رسیده که میگوید نمیتواند وزارتخانه را اداره کند و حتی درخواست استعفا میدهد. سرانجام تصمیم گرفته میشود قیمت برق افزایش پیدا کند.
متن کامل این گزارش با جزییات بیشتر را در "بیرونیت" بخوانید:
https://www.biroonit.ir/fullcontent/Persian/92257
https://t.me/birunit
https://ble.ir/biroonit
https://chat.whatsapp.com/BuEWtcpKA525KbdZplyHe8?s=cl&p=a&mlu=4&amv=3
▫️ "بیرونیت" نام یک کانی است که در دنیا به افتخار ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ ایرانی، نامگذاری شده است.













