در فلسفهی هیوم، آدمی، چنانکه فیلسوفان عقلگرا گمان میکردند، موجودی صرفاً خردورز نیست که از روی ارادهی برآمده از ژرفسنجیهای عقلانی دست به عمل بزند، بلکه او بهطبع دارای احساسها و عواطفی است که انگیختارهای راستین عملاند. بنابراین او فلسفهی اخلاق را به گونهای روانشناسی اخلاقی تبدیل میکند؛ بدانسان که مطالعهی رفتار آدمیان را در گرو شناخت عواطفی میداند که در معرضشان قرار میگیرند. بنابراین او میخواهد کردار آدمی را با روشی همانند روش علمی آن زمان سامان نوینی بدهد.
از این رو پرسش کانونی برای آغاز فهم آموزهی هیوم دربارهی انفعالها که خود در طرح بزرگتر او برای شناخت طبیعت آدمی جای میگیرد، این است: ما آدمیان تا چه اندازه بر پایهی خرد و فرایندهای عقلانی تصمیم میگیریم؟ امیال و احساسات چقدر در کردار ما اثر میگذارند و چگونه میتوانند منشأ انگیزههای ما در کنشورزی باشند؟ غرور، حسد، خشم، امید، ترس و انفعالهای دیگر را که همواره دستخوش آنها میشویم چگونه باید شرح داد؟ به باور اندیشمندانی چون هابز و هیوم، آنچه ما را به انجام کاری وامیدارد، بیش از آنکه فرایندهای عقلانی باشد که بتوان با پند و اندرز و شرح وظیفه تبیینشان کرد و بر پایهی آنها آدمیان را به پیروی از اصلهای اخلاقی واداشت، وضعیتهای ذهنی روانشناختی است.
بنابراین چیزی به نام قوهی اراده وجود ندارد، بلکه اراده واپسین اشتیاق یا میل ما در ژرفسنجی است. اراده در معنای متافیزیکیِ عقلگرایانه به معنای گونهای مداخلهی نفس روحانی یا خود نامادی در جهان مادی است؛ چنانکه گویی این خودِ دارای اراده بیرون از فرایند علّیت طبیعی است. اما در اندیشهی هیوم چیزی به نام نفسِ بسیط نامادی و نامیرا در کار نیست که بتواند در سپهر عینی و جهان بیرونیِ مادی اثر بگذارد، بلکه کردار آدمی را باید بر پایهی عواطف و احساسهای او شرح داد و این روانشناسی خود باید بر تنکردشناسی استوار باشد.
این رهیافت مادهگرایانه، در متافیزیک و الهیات و اخلاقگرایی به دیدهی تردید مینگرد، و میخواهد تصویری علمیتر از انسان به دست دهد؛ این تصویر انسان بهسان ماشینی در جهانی است که بر پایهی فیزیک نیوتونی به حرکت درمیآید. به همین دلیل انگیختار کنش جنبشی درونی و برآمده از جهان بیرونی است، و بسیاری از انفعالهایی که ما دچارش میشویم، گرایشهای طبیعی آدمیاند و اخلاقگرایی دینی بهخطا این گرایشهای طبیعی را مینکوهد. در این آموزه از جنبههای تجویزی و دستوری اخلاق کاسته میشود، و روانشناسی اخلاقی جای آن را میگیرد که بهجای فرمانها و دستورهای وظیفهمدارانه میکوشد رفتار و کردار آدمی را به شیوهای علمی توصیف کند. این آموزه را میتوان با بازگویی یکی از پرآوازهترین سخنان هیوم بازنمود: «خرد فقط بندهی انفعالها و عواطف است و باید هم چنین باشد».
در این دوره با تمرکز بر رساله دربارهی انفعالها در کنار شرح استفن باکل و ترنس پنلهام و همچنین جستارهای دیگر هیوم مانند لطافت ذوق، خرافهپرستی و شعف، پیدایش و پیشرفت هنرها و علوم که در پیوند با این نظریهی کانونیاند به آموزهی روانشناسی اخلاقی او خواهیم پرداخت.
جلسهی نخست: شرح مقدماتی شناختشناسی و روانشناسی اخلاقی هیوم
جلسهی دوم: شرح رساله دربارهی انفعالها
جلسهی سوم: روانشناسی اخلاقی و ارادهی آزاد
جلسهی چهارم: روانشناسی اخلاقی در نقد دین
جلسهی پنجم: روانشناسی اخلاقی در هنرهای زیبا و آدابدانی
پوریا گلشناس زادهی ۱۳۷۱، دانشآموختهی کارشناسی ارشد «منطق» از دانشگاه علامه طباطبائی و دانشجوی دکتری «فلسفهی معاصر غرب» در همان دانشگاه است. عنوان پایاننامهی ارشد او «صدق در فلسفهی ترافرازندهی کانت» و عنوان رسالهی دکتری او «ارزیابی انتقادی خوانش تحقیقگروانهی استراوسون از کانت» است.
حوزههای کاری او فلسفهی تحلیلی، فلسفهی کانت و تجربهگروی انگلیسی است و از میان آثاری که به فارسی ترجمه کرده است میتوان به «نظریهی همخوانی صدق در فلسفهی کانت» اثر لوری جی آندروود (۱۴۰۰)، «مارکس و اخلاق» اثر آلن وود و دیگران (۱۳۹۸)، «یادداشتهایی دربارهی سوسیالیسم» اثر جان استوارت میل (۱۴۰۲)، «پرسشهایی دربارهی قانون طبیعت» اثر جان لاک (۱۴۰۲)، «هنر، شناخت و ارزش» اثر پیتر لامارک و دیگران (۱۴۰۳)، «تحلیل و متافیزیک» اثر پی. اف. استراوسون (۱۴۰۳) اشاره کرد. او همچنین در دانشگاه آزاد تهران غرب به عنوان استاد مهمانْ فلسفه و زیباشناسی درس میدهد.
برای شرکت در این دوره لطفا از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجاتالهی، کوچهی چهره آزاد، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Post #1072
1.48K