TGViewer
Channel Public Channel
Lit

Lit

@bichen_99

𝑼𝒏𝒌𝒏𝒐𝒘𝒏 : @UNKDNZ_BOT
𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍𝒔 : @wuji_99
Subscribers
18
Photos
2.4K
Videos
832
Links
457

Showing posts older than #31358 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #31357 12
برام ی صفحه جدید باز شد دوستان. کیدن کاپل گرت توی kiss the villain عموی کین میشه. کین کیه؟ رفیق پرستون که قراره پارتنر مارکوس آزبورن بشه Tempting Venom. و آزبورن فامیلی سایرس عه که حس میکنم یکی از این برادر ناتنی هاست که گفتن مرده ولی خب شاید نمرده و زنده است! حالا دقیقشو تو خود کتاب سایرس crave the villain میخونیم.
Post #31356 14
وقتی محمد یچیزی رو میخواست و بهش ندادم بعد خودش رفت تلاش کرد بگیره
این وسط مامانم : وای نه خطرناکه نکن فاطمه پاشو بده بهش و..
منی که ریلکس داشتم نگاش میکردم و فقط بهش میگفتم مراقب باش پایه های صندلی به شیشه نخوره. از سمت تیز خط کش استفاده نکن یوقت پاره میشه. حواست باشه به تلویزیون نخوره : بزار انجامش بده میتونه انجامش بده بذار یاد بگیره خودش انجام بده و نقشه بچینه و عملی کنه و...
و بعد که انجامش داد وسایل رو گفتم مرتب کرد و... رفت دنبال بازیش.
الان بابام اومد با کلی ذوق داشت براش کار خفنی که انجام داده رو تعریف میکرد :))
Post #31354 11
نمیخواد بره مدرسه بیدار شدم و داره روانیم میکنه سر حاضر شدنش و...
Post #31353 10
مامانم و سحر و... وقتی به محمد میگن گوش نمیده : فاطمهههه
Post #31351 11
تازه دیشب هوس پیراشکی کرده بودم خریدم درست کردم خودم 0 تا 100 اشو بعد الان به خودم نمیدن بخورم تقسیم کردن دارن میبرن مدرسه
Post #31349 11
ی بدبختی نیم ساعته بیداره چون تنها فردی توی خونه است که میتونه بخوابه پس حق خوابیدن نداره
Post #31348 11
پسرام :))) خوشگلای من.
Post #31347 12
مدل عشق کتاب های رینا کنت :
Post #31346 13
لعنتی کاش حداقل بهمون ی فرصت میدادی. یکم حداقل باورمون بشه بعد بری. یکم حداقل تلاش میکردیم. کار خودتو خیلی راحت کردی و این اصلا عادلانه نیست
Post #31345 13
مامانم میگه چرا انقد تو خودتی افسرده شدی دوباره انگار و دلم میخواد بهش بگم ببخشید ولی من دیگه واقعا گنجایشم پر شده و از روحم دارم انرژی میکشم رسما و واقعا خسته ام. برای همینه حتی وقتی صبحا بیدار میشم و هیچ کاری نکردم همچنان میگم خسته ام
Post #31344 12
گفته بودم 8 امین نفر بود زن عموم؟ اون روز حرفش شد دوباره شمردم دیدم عه 9 امیه. و سر اینکه 9 عدد مورد علاقم بود و زن عموم 9 امین فوتی امساله ام نشستم ی دور گریه کردم.
Post #31342 11
ی جمله برگشت گفت دلم برا مامانم تنگ شده یکم گریه اش گرفت
خب اوکی الان یکی اینجا به زور داره جلو گریه اشو میگیره.
  • 💔 3
Post #31340 12
دیشب ی سکانس پاشو کوبید پشتم و دیدم همونجوری همونجا خوابید پاشدم نشستم گریه کردم به حال خودم
Post #31339 10
شب تا نیام کنارش نمیخوابه. باید به زور ببرمش دستشویی شب. تا صبح 360 درجه میچرخه و یهو جفت پاشو محکم از پشت میکوبه بهت شوکه بیدار میشی( البته انقد خوابم به لطفش سبکه و بیدارم رسما که میره نصفه شبا دستشویی صدام میکنه برم براش مایع بریزم بیدار میشم ) و هی باید پتو و... اشو مرتب کنم. صبحم بیدار میشه باید بیدار شم صبحونه و حاضر شدن و... بفرستمش مدرسه و کل تایمی هم که خونه است هر جا برم میاد دنبالم و دراز میکشه روم یا...
همش به کنار همه اش به کنارررررر من واقعا با این قضیه که صبحا بیدارم میکنه در حالیکه من شب نخوابیدم رسما و شبا تا کنارش نباشم نمیخوابه( تو اتاقمم نمیخوابه پذیرایی هم نور روشنه سردرد میشم. ) واقعا 😭😭😭😭
Post #31338 10
محمد رسما نمیذاره نفس بکشم.
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →