برام ی صفحه جدید باز شد دوستان. کیدن کاپل گرت توی kiss the villain عموی کین میشه. کین کیه؟ رفیق پرستون که قراره پارتنر مارکوس آزبورن بشه Tempting Venom. و آزبورن فامیلی سایرس عه که حس میکنم یکی از این برادر ناتنی هاست که گفتن مرده ولی خب شاید نمرده و زنده است! حالا دقیقشو تو خود کتاب سایرس crave the villain میخونیم.
وقتی محمد یچیزی رو میخواست و بهش ندادم بعد خودش رفت تلاش کرد بگیره این وسط مامانم : وای نه خطرناکه نکن فاطمه پاشو بده بهش و.. منی که ریلکس داشتم نگاش میکردم و فقط بهش میگفتم مراقب باش پایه های صندلی به شیشه نخوره. از سمت تیز خط کش استفاده نکن یوقت پاره میشه. حواست باشه به تلویزیون نخوره : بزار انجامش بده میتونه انجامش بده بذار یاد بگیره خودش انجام بده و نقشه بچینه و عملی کنه و... و بعد که انجامش داد وسایل رو گفتم مرتب کرد و... رفت دنبال بازیش. الان بابام اومد با کلی ذوق داشت براش کار خفنی که انجام داده رو تعریف میکرد :))
مامانم میگه چرا انقد تو خودتی افسرده شدی دوباره انگار و دلم میخواد بهش بگم ببخشید ولی من دیگه واقعا گنجایشم پر شده و از روحم دارم انرژی میکشم رسما و واقعا خسته ام. برای همینه حتی وقتی صبحا بیدار میشم و هیچ کاری نکردم همچنان میگم خسته ام
گفته بودم 8 امین نفر بود زن عموم؟ اون روز حرفش شد دوباره شمردم دیدم عه 9 امیه. و سر اینکه 9 عدد مورد علاقم بود و زن عموم 9 امین فوتی امساله ام نشستم ی دور گریه کردم.
شب تا نیام کنارش نمیخوابه. باید به زور ببرمش دستشویی شب. تا صبح 360 درجه میچرخه و یهو جفت پاشو محکم از پشت میکوبه بهت شوکه بیدار میشی( البته انقد خوابم به لطفش سبکه و بیدارم رسما که میره نصفه شبا دستشویی صدام میکنه برم براش مایع بریزم بیدار میشم ) و هی باید پتو و... اشو مرتب کنم. صبحم بیدار میشه باید بیدار شم صبحونه و حاضر شدن و... بفرستمش مدرسه و کل تایمی هم که خونه است هر جا برم میاد دنبالم و دراز میکشه روم یا... همش به کنار همه اش به کنارررررر من واقعا با این قضیه که صبحا بیدارم میکنه در حالیکه من شب نخوابیدم رسما و شبا تا کنارش نباشم نمیخوابه( تو اتاقمم نمیخوابه پذیرایی هم نور روشنه سردرد میشم. ) واقعا 😭😭😭😭