961- مبهم شدن متن میتونه علتهای مختلفی داشته باشه که یکی یکی بهشون میپردازیم.
1⃣ استفاده از مقدارهای مبهم.
✨- مثل خیلی، زیاد، بسیار، حقیقتا، واقعا و...
✨- «خیلی» چقدره؟
2⃣ استفاده از صفتهای نامشخص.
🌱- مثل جذاب، شرور، زشت، خوب، ناز، مطبوع، خوشایند و...
🌱- اگه بنویسید فلانی خوشگل بود، خواننده که نمیتونه تصورش کنه.
🌱- تعریف زیبایی، زشتی و غیره برای هرکس و در دورانهای مختلف فرق داره.
3⃣ استفاده از اسامی زیاد در آغاز رمان.
💧- به خاطر سپردن اینهمه اسم و تفکیک نقشهاشون کار سختیه.
💧- خواننده احساس آشفتگی و بینظمی در رمان میکنه.
💧- قطعا فرصت نمیشه همه رو در همون فصل اول شخصیتپردازی مناسبی کرد و درست درک نخواهند شد.
💧- نمیشه فردیت، اهمیت و موقعیت خاص شخصیتها رو کاملا مشخص کرد.
💧- نباید ذهن خواننده به زور با شخصیتهای بسیار و حوادث و خط طرحهای فرعی درگیر بشه، باید در جریان داستان غرق بشه و پیش بره.
💧- اشتیاق خواننده کمتر، و رمان کمکم مبهم میشه.
💧- خواننده مجبور میشه مدام به عقب برگرده و ببینه هرکس کیه و درگیر چیه.
💧- انبوه مطالب نمیذاره نویسنده روی چیزهای خاصی تاکید کنه.
4⃣ تند تند اطلاعات دادن.
🕯- خواننده به احتمال زیاد جز عنوان و خلاصه چیزی از داستان نمیدونه.
🕯- اون رو با اطلاعات بمبارون نکنید و در عین حال مبهم نباشید؛ آروم به جهان داستان واردش کنید.
5⃣ استفاده از جملهبندیهای پیچیده و مفهومهای پنهان
🎪- برای اکثر خوانندهها این مهمه که داستانی لذت بخش بخونن–و اون رو بفهمن.
🎪- نباید فکر کنید خوانندهها در تفسیر تمثیلهای پنهان، تکرارهای غنابخش درونمایهها و موشکافیِ متن، مهارت دارن.
🎪- کلمات پیچیده علمی یا مهندسی استفاده نکنید.
🎪- معنیهای درخشانی که قراره فقط نخبهها بفهمن، مصنوعی و بیخوده. صاف و ساده باشید. روشن و واضح بنویسید.
7⃣ زیادی احساسی و پرآرایه نوشتن.
🎭- نوشتههای احساسی فقط کلمهاند. خودتون باشید نه ادا.
🎭- جوری ننویسید که خواننده نفهمه چی شد و شخصیته کجا رفت و چی حس کرد و چی گفت.
🎭- البته اگه هدفتون واقعا فقط توصیف احساساته که مهم نیست. ولی احساسات رو هم با قدرت و به وضوح نشون بدید.
8⃣ خوب توصیف نکردن.
🌸- باید موقعیتها رو با استفاده از حواس پنجگانه، جزئیات، نوشتن معنی اشیاء موجود در صحنه و استفاده از واژگان قوی به تصویر بکشید.
🌸- بنویسید اتفاقات دقیقا در چه مکان و زمانی و با حضور چه شخصیتهایی رخ میدن.
9⃣ مبهم بودن سرنخها
🎩- گاهی سرنخها رو درست شرح نمیدید.
🎩- اینجوری خواننده بعد از آشکار شدن معما عصبانی میشه چون بهش فرصت درگیر شدن با داستان رو ندادید و فکر میکنه: نویسنده فقط خودش میدونست قضیه چیه.
🎩سرنخهای مبهم رو حذف کنید. مثلا اگر موبایلی پیدا شده، بگید چه اطلاعاتی ازش پیدا شده. بگید کارآگاه داستان چی فهمیده.
🔟 کژتابی داشتن.
🖌- کژتابی یعنی ابهام و نابسامانی در معنای کلمه یا عبارت. این «ابهام» با «ایهام» که پدیدهی مثبتیه، فرق داره.
🖌- اگر از عبارتها دو یا چند برداشت بشه، جمله دارای ابهامه.
🖌- در دو پست پایین، مثالهایی برای کژتابی هست.
https://t.me/benevis_s/5387
https://t.me/benevis_s/7876
‼️ اما!
‼️ گاهی ابهام میتونه تکنیکی تاثیرگذار باشه. مثلا مبهم بودن بعضی انگیزهها (که مثلا در لحظه دراماتیک نهایی آشکار بشه)، مبهم بودن توصیف (مثلا شخصیت مطمئن نباشه روح دیده یا نه) و...
اگر ابهام رو خوب ننویسید، خواننده رو گیج و عصبانی می کنید.
در پست آینده راهکارهایی برای خوب نوشتنِ ابهام خواهیم داشت.
✏️ @benevis_s
Post #8692
5.26K
- 👍 1