مسیح علینژاد غیرمستقیم به رضا پهلوی توصیه کرده که کاری نداشته باش خبرنگار ازت چی میپرسه، شما صدای مردم باش و از جنایتهای جمهوری اسلامی بگو براشون.
درواقع میگه زیاد به صورت سوال توجه نکن، و حرفی که میخوای شنیده بشه رو بزن.
علیرغم انتقادهایی که از مسیح سر این توصیه شد، بهنظر میاد نکته و نگرانی بهجایی برای پهلوی داره؛ هرچند لحن کلامش میتونست همدلانهتر باشه تا کمتر مغرضانه تلقی بشه.
وولف رویتر، سیاستمدار آلمانی نکتهی نسبتاً مشابهی رو امروز در مورد پهلوی به شکلی دقیقتر (و همدلانهتر) مطرح کرد. او مینویسه:
«رضا پهلوی دقیقاً به این دلیل برای من جالب و قابل توجه بود که متفاوت از چیزی ظاهر شد که اینجا اغلب بهعنوان «ارتباطات سیاسی» عرضه میشود.
او با شعارهای آماده حرف نمیزند. بیشتر شبیه یک روشنفکر یا نویسنده به نظر میرسد تا کسی که جلوی هر میکروفونی با یک جمله قالبی و از پیش آماده واکنش نشان بدهد. جملههایش سنجیدهاند؛ ارجاع تاریخی میدهد؛ پیوند میان مسائل را توضیح میدهد. شاید این بدیهی به نظر برسد، اما دقیقاً همین نوع زبان و اندیشیدن است که در سیاست روزمره امروز تقریباً نایاب شده است.
[...] اما منطق رسانهای و عادتهای سیاست روز، اغلب خلاف این عمل میکنند. آنجا باید جملهای وجود داشته باشد که در تیتر جا شود، در یک توییت جا شود، در یک قطعه کوتاه صوتی یا تصویری جا شود. بعد همان جمله آنقدر تکرار میشود تا جا بیفتد؛ چه با واقعیت سازگار باشد، چه نباشد. کسی که اینطور بازی نکند، خیلی زود «مبهم»، «طفرهرو» یا «نامشخص» به نظر میرسد، در حالی که در واقع فقط در حالت تبلیغاتی حرف نمیزند.
تراژدی ماجرا این است: دقیقاً همان چیزی که من در این مرد تحسین میکنم، ظاهراً به ضررش تمام میشود. او از آن چهرههایی نیست که پیام خود را در ده کلمه فشرده کنند و بعد تمام روز همان یک جمله را تکرار کنند. بیشتر شبیه یک چهره رهبری به معنای کلاسیک کلمه است؛ یک شخصیت هویتبخش، کسی که نقش خود را جدی میگیرد؛ در مورد او، بهعنوان ولیعهدی که تلاش میکند مسئولیت نشان دهد، بیآنکه خود را ناجی قدرتطلب جا بزند.
برای همین این موضوع مرا ناآرام میکند؛ چون این الگو را از زمینههای دیگر میشناسم.»
(در ادامه میگه این نوع سوءبرداشت و قالبسازی رسانهای رو از نمونههای دیگهای مثل دگراندیشان شوروی و پوشش رسانهای اسرائیل میشناسه.)
ـــ
بیان
@bayanz
Post #999
8.18K
- ❤ 164