به تصویر بالا نگاه کنید.
وقتی از زنان میپرسند کدامیک از این پنج بازو را برای یک مرد ترجیح میدهید اکثراً گزینهی ۳ را انتخاب میکنند. درصد قابل توجهی هم ۲ و ۴ را انتخاب میکنند؛ ولی به ندرت کسی سراغ گزینهی یک یا پنج میرود.
با این حال گزینهی ۳ که پرطرفدارترین بازو برای یک مرد است، سایز بازوی میانگین در جامعهی مردان نیست؛ بلکه دقیقاً کمی بزرگتر از سایز بازوی میانگین است. و این اصلاً اتفاقی نیست.
الگوی انتخاب معمولاً اینچنین است: جذابترین بازو برای اکثر زنان، بازویی است که از میانگین بازوی مردان جامعه کمی درشتتر باشد – اما نه خیلی.
همین الگو را در مورد سایر مشخصات زیستی مثل قد، وزن و حتی طول آلت تناسلی مردان هم میبینیم.
جذابترین قد، نه ۱۳۰ سانت است، نه ۲۴۰ سانت و نه قد میانگین (مثلاً ۱۷۵ در ایران). جذابترین قد از نظر اکثر (نه همه) زنان، قدی مقداری فراتر از میانگین (مثلاً ۱۸۰-۱۸۵ سانت) است.
بازوی شماره ۱ و ۵ کمتر جذاب است چون در یک کلام بهصورت غریزی و ناخودآگاه حس «مرگ» را در افراد تداعی میکند؛ و گریز از مرگ قویترین پیشران انتخابهای بشر است.
بازوی ۵ اگرچه یادآور حس قدرت است، اما رگهای بیرونزده و پوست چروکیده احتمال وجود بیماری (و خطر مرگ) را یادآور میشود.
پذیرش ریشهی غریزی این تمایلات برای برخی افراد نسبتاً فرهیخته مشکل است. آنها تمایل دارند این ترجیحات را به تاثیر رسانه ربط دهند؛ با این استدلال که بدنِ «طبیعی» با این ایدهآلها فاصله دارد و این رسانه است که تصویری غیرواقعی از بدن طبیعی به خورد مردم میدهد.
البته که تاثیر رسانه در تغییر ترجیحات افراد حقیقت دارد و مورد پژوهش است؛ اما تاثیر رسانه مجزا از کارکرد غریزه نیست؛ بلکه تقویتکنندهی آن است.
تصور سادهلوحانهی فرهیختگانی از رسانه این است که یکسری سرمایهدار و سیاستمدار نشستهاند در اتاق فکر و اینها «هرچیزی» که دلشان بخواهد را میتوانند تبدیل به ایدهآل جامعه کنند.
این که اتاق فکرِ ادوارد برنیز – پدر روابط عمومی مدرن - موفق شد سیگار کشیدن زنان را با کمپین «مشعلهای آزادی» جذاب و نرمال جلوه دهد، برای این است که خط فکریاش با غریزهی بشری همسو بود.
این که پستان و باسن بزرگ و اغراق شدهی زنان در سایتهای پورن بازدید میگیرد، حاصل هوشمندی اتاق فکر سرمایهداری نیست؛ حاصل تکامل چند میلیونسالهی بشر است.
بشر در دنیای فانتزی پورن (یا دنیای فانتزی نظرسنجی انتخاب سایز بازو) دنبال ارضای تمایلات غریزی میگردد و آنچه رسانه برای ارضای این تمایلات در اختیار او میگذارد، الزاماً فرم نرمال و رایج بدنهای موجود در جامعه نیست.
ولی در نهایت مبنای اصلی آنچه انتخاب، ارضا و در نتیجه تقویت میشود غریزه است، نه تصمیمِ دست اندرکارانِ رسانه.
پذیرش این که هنوز غریزه حرف اول را در ترجیحات جفتگیری بشر میزند برای برخی فرهیختگان مشکل است، چون کل هویتشان به کارکرد قوهی عقل و استدلال گره خورده.
فکر میکنند برتر از حیوان (و البته برتر از انسانهای «کمعقل») هستند چون با فکر تصمیم میگیرند نه با غریزه.
برای این افراد پذیرش این که هنوز غالباً مثل یک انسان بدوی برحسب رانش مرگ و تمایل جنسی رفتار میکنیم دشوار است چون این خیالی فراحیوانی از انسان را در ذهنشان در هم میشکند و کل هویتشان زیر سوال میرود.
فرزاد بیان
@bayanz
Post #1010
10.1K

- ❤ 372