کسی در توییتر پرسیده:
«اینایی که این کاستومهای پلیس و پرستار و این چیزا رو میپوشن، وسط سکس از خنده پاره نمیشن جدی؟ حتی تصورش هم خندهداره برام. واقعن کی اینا رو میگیره و میپوشه؟ پرستار آخه؟ بعد چطور سناریو رو جلو میبرن که خندهدار نمیشه و اروتیک میشه در عوضش؟ متوجه نمیشم.»
سوال بامزهایه که میشه چند نکته در پاسخ بهش مطرح کرد:
مشابه بازیگرانِ یک تئاتر بداهه، در نقشآفرینی جنسی افراد وارد نقشی متفاوت از خود روزمره میشن و اون نقش رو «بازی» میکنند. درون این قاب، کنشها معنای تحتاللفظیشون رو از دست میدن. هر دو طرف میدونن که لباس پرستار یک نشانهست، نه یک گزاره. صحنه برای برای کسی که بیرون از قاب ایستاده خندهداره، چون نشانه رو تحتاللفظی معنا میکنه.
نقش پرستار معانیای مثل مراقبت، اقتدار بر یک بدنِ آسیبپذیر و «اجازهی نهادی» برای لمس و عبور از مرزهای معمولِ حریم بدن داره. نقش پلیس میتونه در معنای سلطه، مهار و اجازهی اعمالِ زور باشه. هر دو نقش، عدم تقارن قدرت و عبور کنترلشده از مرزها رو اروتیزه میکنند. بار شهوانی از همین «تخطیِ مجاز» شکل میگیره.
تفاوت بازیگر خوب و بد هم در توانایی درونیسازی و پذیرش نقشه. البته طبیعیه که بازیگران جنسی گاهی هم از نقش بیرون میزنن و خندهشون میگیره، اما هنر اینجاست که با ظرافت خنده رو جذب سناریو میکنند و به نقش برمیگردند و اجازه نمیدن که خنده در معنای تمسخر قاب رو بشکنه.
برخی صفات شخصیتی مثل گشودگی به تجربه هم با تمایل و توانایی نقشآفرینی جنسی همبستگی مثبت دارند (افراد گشودهتر نسبت به تجربه بیشتر اهل نقشآفرینی هستند).
+ اگر به این بحث علاقهمندید، میتونید مطالب بیشتری در اینباره در کتابی که قبلاً نوشتم، BDSM در ایران مطالعه کنید.
بیان
@bayanz
Post #1003
12.9K
- ❤ 149